مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

مشق آزادگی

خوش آمدید
------
The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran
------
** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.blog.ir و همچنین دامنه اختصاصی rahmanpour.ir در دسترس است.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

------
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۲ ثبت شده است

بعضی مواقع باید سر مردم داد بزنی ... باید بیدارشان کنی!
اگه نیتت خالص باشه، شاید در مقابل این فریاد زدن ها، تشویق هم بشوی!
تشویقی که با هزار تا تعریف و تمجید بیهوده هم حاصل نمیشد ... .
--------
Maximus: Are you not entertained? Are you not entertained? Is this not why you are here? (Gladiator)

  • ۰ نظر
  • ۳۱ فروردين ۹۲ ، ۰۷:۱۶
  • علی

[این مطلب با هدف انتشار در سایت‌های خبری آماده شد که متاسفانه با تاخیری که در ویرایش نهایی آن داشتم، امکان آن فراهم نیامد. ولی فکر می‌کنم قرار دادن آن در وبلاگم خالی از لطف نباشد، چه اینکه در آن سعی شده است تا به بهانه پایتخت-2 به مباحث پایه‌ای و مهم‌تری پیرامون رسانه و به ویژه رسانه ملی، پرداخته شود.]
بسم الله ...
این روزها و پس از اتمام تعطیلات نوروزی، یکی از مهمترین مباحثی که در صفحات فرهنگی روزنامه ها و سایت ها به چشم میخورد، نقد و بررسی سریال نوروزی پایتخت-2 است، سریالی که باز هم موجب شد سیروس مقدم از رقابت با سایر مجموعه های هم دوره اش سربلند بیرون بیاید، رقابتی که به نظر می رسد هر سال ساده تر از سال قبل میشود و امسال - والبته با همکاری موثر محسن طنابنده - بیشتر به یکه تازی میماند. همان طور که از صحبت های سینه به سینه مردم نیز انتظار می رفت، غالب نقدهای مطرح پیرامون سریال پایتخت-2 مثبت است. (البته به عنوان نگارنده و برای پرهیز از اثرگذاری آن ها بر این متن و ترجیح بر اینکه در این نوشته مسیر جدیدی پیموده شود، تنها به مرور تیترها اکتفا کردم.) از طرفی طبیعی است که این به معنای بی عیب و نقص بودن پایتخت-2 نیست، بلکه نشان دهنده چیرگی نقاط قوت آن بر ضعف ها و برآیند مثبت کل مجموعه است. در اینجا سعی میشود از جنبه ای دیگر به سریال پایتخت-2 نگاه شده و در مقایسه با سریال های طنز دهه اخیر - در دو محور فنی و محتوایی - به یک آسیب شناسی پیرامون پدیده سریال سازی در صدا و سیما پرداخته شود. البته در اینجا لازم است به این مساله نیز اشاره شود که پایتخت-2 به عنوان سمبلی برای بررسی سبک سریال سازی نونینی که سیروس مقدم یکی از پرچمداران آن می باشد انتخاب شده است، سبکی که در سال های اخیر، با وجود افت و خیزهایی که از سر گذرانیده، مسیری رو به رشد داشته و ماحصل آن پایتخت-2 شده است ... و البته نام بردن از سیروس مقدم نیز به عنوان رهبر یک تیم و گروه است که در شکل گیری این سبک نقش داشته اند. رهبر و گروهی که با سبک به خصوص خود، هم از عهده سریال های طنزی چون پایتخت، چک برگشتی و چاردیواری به خوبی بر آمده اند و هم در آثار متفاوتی چون زیر هشت و اغما به خوبی درخشیده اند. همچنین لازم است به این مساله نیز اشاره شود که در تهیه این نوشته، سعی شده است تا از نگاه یک مخاطب معمولی اثر و از دیدگاهی اجتماعی-فرهنگی به آن نگریسته شود، چرا که نه دانش نگارنده در همه زمینه‌های مربوطه در حد بررسی تخصصی و فنی است و نه هرگز چنین هدفی را داشته است.

اینجا تصویر و صدا فخرفروشی میکنند
یکی از مهمترین جنبه های سریال سازی سیروس مقدم، توجه به مسایل فنی در ضبط و ساخت سریال است. برای مخاطب ایرانی که عادت کرده است یک سریال 90 قسمتی را در یک لوکیشن بسته و با محلهایی ثابت برای دوربین، صدایی معمولی یا بد و تدوینی ساده دنبال کند، سریال های سیروس مقدم یک سنت شکنی محسوب می شود. به نظر می رسد در سبک سریال سازی سیروس مقدم، هر کاری که برای زیباتر شدن صحنه نیاز باشد انجام میگیرد. تعویض مکرر محل دوربین در یک سکانس ساده مانند جاده، جاگیری دوربین در محلهایی عجیب و غریب، برای مثال به جای شخصیت های زنده یا غیر زنده سریال یا بالای گنبد یا حتی گاهی زیر آب و ... همه و همه چیزی نیست که عدم وجودش مخاطب ایرانی را به گله و شکایت وادارد، ولی قطعا مخاطب را متوجه تفاوت این سریال با سریال های دیگر میکند، امری که شاید بیننده به طور مستقیم به آن اشاره نکند، اما در نهایت، مانند ریزه کاری هایی که منجر به چشم نوازتر شدن یک نقاشی نسبت به یاثریدیگر میشود، به دل نشسته و کاری متفاوت را رغم میزند.
سبک فیلم برداری سریال های سیروس مقدم نیز تقریبا در تمامی کارهایش به همین گونه است: دوربینی که معمولا آرام و قرار ندارد و تعلیق های فراوانی را برای بیننده رغم می زند، مساله ای که افراط در آن گاهی در مجموعه های پیشین آزاردهنده نیز میشد، ولی این بار و در پایتخت-2 به نظر میرسد به خوبی و در حد تعادل صورت گرفت. تدوین و صدای سریال های اخیر سیروس مقدم نیز کاملا متفاوت با سایر کارهاست و در آن و برای بیننده، پرداختن به ریزه کاری های اینچنینی قابل مشاهده است.
  • ۰ نظر
  • ۱۸ فروردين ۹۲ ، ۰۷:۱۰
  • علی

... یه سری هم هستن که با یه نیشخند سرشار از غرور از کنار بقیه که تو صف توالت ایرانین رد میشن و میرن تو این توالت سرپایی ها کارشون رو میکنن، بعد هم مثل اینکه تازه از سفر پاریس برگشتن، مغرورتر از گذشته شلوارشون رو میکشن بالا و از همون مسیر بر میگردن! فکر هم میکنم اگر تو اون حال و هوا بهشون سلام کنی، جوابت رو با Hello و How are you میدن! 


[این مطلب از اکانت گوگل‌پلاسم به این وبلاگ کپی شده است. اینجا را بخوانید]

  • ۰ نظر
  • ۱۵ فروردين ۹۲ ، ۰۷:۰۸
  • علی

[این مطلب به زبان محاوره نگاشته شده است]
[توجه: این پست با بقیه پست های این وبلاگ کمی فرق داره ... هر جاش که حس کردید خوشتون نمیاد، به خوندن ادامه ندید! گفتم که بعدش اعتراضی نکنید ... !]

چند خط در ژانر "جنس مخالف"!
>این بچه های روشنفکری که همیشه میگن از نظر ما رابطه با جنس مخالف هیچ فرقی با رابطه با جنس موافق نداره و این شما امّل هایید که همه چی رو با نگاه جنسی میبینید ... بعدش وقتی یکی میخواد کلاسهای مختلط رو مجزا کنه (جدای از درست یا غلط بودن این کار) می افتند دنبال طومار نوشتن و اعتراض به این حرکت غیر انسانی! هیچ کس هم به روی مبارک نمیاره که اگه این موضوع بی اهمیته، چه فرقی داره اصلا مختلط باشه یا نه!؟
>این لیبرالیسم غربی که میگفت با برداشته شدن محدودیت تو روابط زن و مرد، دیگه این مسایل عادی میشه و کسی بهش توجه نمیکنه، اون وقت با وجود اینکه پژوهشگران هالیوودی (!) - که لحظه به لحظه مشغول فکر کردن و یافتن داستان ها، لباس ها و نهایتا فیلم های جدیدی هستند - و همین طور آمارهای تجاوز در کشورهای غربی خلاف این موضوع رو اثبات کرده، باز هم آدم تقریبا ماهی یک بار این تئوری رو تو ایران میشنوه!
>این پسرایی که یه زمانی دهن عالم و آدم رو سرویس کردن ...، بعدش میبینی یه مدته طرف سر به زیر شده و ته ریش گذاشته ... چند ماه بعد هم با زنش که فقط یه چشمش از زیر چادر معلومه از کنارت رد میشن!
>عزم و اراده این دخترایی که چند بار توسط پسرای بالایی سر کار رفتن، اما باز هم تو این مسیر مصمم هستن و نا امید نمیشن!
>این پسرایی که از شیرین عبادی فمنیست ترن و همیشه درباره حقوق زن و دفاع از زنان شعار میدن و بر ضد قوانین چند زنی و صیغه تبلیغ میکنن، ولی بعدش می بینی روز جهانی زن رو با پیامک و به طور همزمان به 5-6 تا دوست دخترشون تبریک میگن!
>حال و روز این بچه ریشوهایی که معمولا موقع صحبت کردن با خانوم ها پایین رو نگاه میکنن، ولی تو تابستون ها اوضاعشون واقعا تراژدیک میشه و دل هر بیننده ای رو به درد میاره!
>این آلفرد هیچکاک که گفته "انسان ها همدیگر رو میبینند، هیجان زده میشن و با هم ازدواج میکنند" و با این جمله طلاییش نشون داد بعد یه عمر فیلمسازی، هنوز فرق جفت گیری پستانداران رو با ازدواج انسان ها متوجه نشده! (بذارید به حساب شوخی با هیچکاک عزیز)
>این "من" که این "خزعبلات" رو، یه جا جمع کردم و در یه پست و با سبک پیج "ژانر" فیسبوک به اشتراک گذاشتم! و این "تویی" که میخوای الان بهم بگی "وای وای، چرا ذهنت همه اش مشغول این چیزاست!؟" ولی خودت میدونی که صد برابر بدتر از منی!
----
(اینها مسایلیه که من تو چند سال اخیر باهاشون برخورد کرده بودم، اول اومدم یکی اش رو که جدیدا بهش برخوردم به اشتراک بذارم، بعدش فکر کردم همه رو با هم بذارم بهتر از اینه که به مرور زمان ذهن جوونهای مردم رو منحرف کنم! برای همین هم اوناییش رو که یادم میومد و مرتبط بود یه جا نوشتم و گذاشتم. به قولا مولا علی (ع) شقشقیه ای بود که رفت ... .)

[این مطلب از اکانت گوگل‌پلاسم به این وبلاگ کپی شده است. اینجا را بخوانید]
  • ۰ نظر
  • ۰۸ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۰۷
  • علی

به کسانیکه هنوز توفیق سفر به مناطق جنگی هشت سال دفاع مقدس نصیبشان نشده توصیه میکنم حتما بروند ...
اگر با دوستان خوبی (مثل جمع ما!) بروید، قطعا هم خیلی بهتان خوش میگذرد و هم یک سفر معنوی خواهید داشت. (البته از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان، برای ما بیشتر به سمت خوش گذشتن و لودگی میل کرد تا معنویت! ما که راضی بودیم، ایشالا خدا هم راضی باشد! )
در کل، یکی از معدود سفرهایی است که انسان با همان رفقایی که میخندد، گریه هم میکند ... . و فکر میکنم از این لحاظ، چند روزی رفاقت ها واقعا شبیه روزهای جنگ می‌شوند ... و بچه ها شبیه بچه های جنگ ...


[این مطلب از اکانت گوگل‌پلاسم به این وبلاگ کپی شده است. اینجا را بخوانید]
  • ۰ نظر
  • ۰۳ فروردين ۹۲ ، ۱۶:۰۷
  • علی