مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

بسم الله ...

The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran

>> خوش آمدید <<

** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.ir در دسترس است. متاسفانه بدلیل عملکرد نادرست سامانه بیان، لینک‌های قبلی که با آدرس اولیه rahmanpour.blog.ir بودند، بر روی آدرس جدید فوروارد نشده‌اند. اگر لینکی باز نشد لطفا بخش .blog را از آدرس آن حذف کنید تا باز شود.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع و درج پیوند (لینک) به آن کاملا آزاد است.

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

۳ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

"برنامک‌های پیام‌رسان و چندرسانه‌ای OTT؛ موج جدید دنیای ارتباطات" عنوان گزارشی است که به سفارش دفتر فناوری‌های نوین مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی توسط گروه علمی-تحلیلی طیف و با همکاری جناب آقای مهندس کشوری آماده و در اختیار این مرکز قرار گرفت.

هم‌اکنون می‌توانید این گزارش را از لینک زیر دریافت نمایید:
http://rc.majlis.ir/fa/report/show/887362

QR Code این گزارش هم در ذیل آمده است:

 

به نظرم این گزارش (که نسبتا مختصر بوده و در ساختار 4 صفحه‌ای مرکز پژوهش‌ها آماده شده است) برای همه علاقه‌مندان به ICT،‌حتی افراد غیر متخصص هم مفید و جالب خواهد بود.

 

در ذیل مقدمه‌ای از این گزارش آمده است:

"به عقیده بسیاری از فعالان صنعت ارتباطات و فناوری اطلاعات، هم اکنون و با گذر از دوران‌ تماس صوتی و مکالمه، ارسال و دریافت پیام کوتاه و دسترسی به اینترنت، این صنعت در مواجهه با چهارمین موج بزرگ خود از زمان پیدایش قرار گرفته است. این موج با ورود بازیگرانی جدید به این عرصه آغاز شده است که اصطلاحاً OTT نامیده می‌شوند.

OTT چیست و سرویس‌های مبتنی بر OTT چگونه کار می‌کنند؟

اصطلاح OTT از حروف ابتدایی عبارت Over-The-Top گرفته شده است ("سوار شده" می‌تواند یک برگردان فارسی مناسب برای آن باشد) و به طور کلی به انواع سرویس‌ها و  محتوای چندرسانه‌ای گفته می‌شود که بر روی بستر اینترنت ارایه شده و مورد استفاده کاربران قرار می گیرد. هر چند این اصطلاح بیشتر برای اشاره به سرویس‌هایی به کار می‌رود که به نوعی رقابت با خدمات ارتباطی و چندرسانه‌ای اپراتورها منجر می‌شود ... "

  • ۰ نظر
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۷:۲۱
  • علی

بعید است کسی "نقل‌قول‌های" (Quotes) صورت گرفته از اینشتین (یا همان انیشتین خودمان! / تلفظ آلمانی: اینشتین / تلفظ انگلیسی: اینستین / نگارش لاتین: Einstein) را خوانده باشد و برایش لذت‌بخش و شگفت‌انگیز نبوده باشد. هوشمندی و شیطنت "اینشتینی" را می‌توان در تک‌تکشان دید؛ خصیصه‌های جذابی که احتمالا عده‌ای برای همان‌ها از خداپرست بودن انیشتین زورشان آمده و مقاله (تعجب نکنید؛ Paper واقعی و دانشگاهی!) نوشته‌اند در بیان توجیهات عجیب و غریب برای اثبات کافر (آتئیست) بودن اینشتین و عده‌ای هم در تلاشند برای اثبات شیعه بودن وی ... و حقیقت به نظر "امر بین الامرین" است ... یک اینشتین خداپرست، ولی احتمالا نه چندان مذهبی.

به هر حال، چند ماه پیش، تصمیم گرفتم یک مجموعه گزیده از سخنان اینشتین را به همراه ترجمه مناسبی از آن‌ها گردآوری کرده و در وبلاگ قرار دهم؛ و از آنجا که سنگ بزرگ نشانه نزدن - یا حداقل دیر زدن - است و من ذوق‌زده از برخی جملات انیشتین و بی‌صبر برای گفتنشان، فعلا این پست را که شامل چند تا از بهترین quoteهای او (طبیعتا از نظر من) است می‌گذارم، پست مفصل‌تر طلبتان ... .

مجموعه نقل قول‌های انیشتین را می‌توانید در ویکی و گودردز بخوانید (و به نظر من حتما بخوانید.) مجموعه گزیده ترجمه شده‌ای را هم می‌توانید در وبلاگ یک‌پزشک ببینید.
برویم سراغ اصل مطلب ... چند نقل قول زیبا از اینشتین:

Try not to become a man of success but rather to become a man of value

I am enough of an artist to draw freely upon my imagination. Imagination is more important than knowledge. Knowledge is limited. Imagination encircles the world

The only thing that interferes with my learning is my education

Two things are infinite: the universe and human stupidity; and I'm not sure about the universe

When you are courting a nice girl an hour seems like a second. When you sit on a red-hot cinder a second seems like an hour. That's relativity

Albert Einstein_


پانوشت: 

- درباره نقل قول سوم – که اتفاقا مفهومش خیلی زیبا و به جا است – کمی حرف و حدیث وجود دارد. البته سخنان دیگری مشابه این نقل قول از وی و دانشمندان دیگر نقل شده است.

- گزیده نقل قول‌های مورد علاقه من از افراد مختلف را اینجا بخوانید.

  • ۰ نظر
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۲:۲۴
  • علی

الان بیش از یک ماه از آخرین پست وبلاگ می‌گذرد و این در حالی است که طی این مدت، "آپدیت وبلاگ" جزو کارهای ثابتی بوده که هر هفته در برنامه‌ام گذاشته‌ام! کاری که برخی هفته‌ها فرصت کافی برایش پیدا نمی‌شد و اگر هم در هفته‌ای فرصتی پیش می‌آمد، ترجیح می‌دادم آن را پای کار کم مشقت‌تری مثل خواند بگذارم تا نوشتن ... هر چند در این مدت هم از نوشتن دور نبودم، اما بیشتر در زمینه تخصصی و حرفه خودم، یعنی ICT.

البته اینجای کار را از اول هم که این وبلاگ را ساختم می‌دانستم (شاید نه به این شدت،) برای همین هم الان و با دیدن این شرایط – که احتمالا ادامه‌دار خواهد بود – چندان جا نخورده‌ام و بر خلاف خیلی‌ها پست نگذاشتم که "تعطیل شد!" چرا که دیگر یک یقین شده که مشغله‌ها تمامی ندارند و این ما هستیم که باید زمانی را برای پرداختن به کارهایی که دغدغه‌مان هست و مورد علاقه‌مان باز کنیم، حالا اگر هر هفته نشد، هر ماه ... اگر هر ماه نشد، هر سال! اگرچه به طور خاص در عرصه نوشتن، آن هم اجتماعی و شخصی‌نویسی، شاید این تاخیر موجب شود که مساله‌ای با گذر زمان از اولویت نوشتنت خارج شود، یا اصلا به دلیل کهنه شدن دیگر قابل پرداخت نباشد؛ اما اشکالی ندارد، به هر حال باید با آن کنار آمد ... .

در میان مشغله‌های عصر جدید، کم‌گویی و گزیده‌گویی دیگر نه یک انتخاب، که به نظر یک توفیق اجباری است! و سایت‌هایی مثل توئیتر چه غنیمتی می‌توانند باشند؛ اگر جایگاه خود را میان کاربران (به طور خاص کاربران ایرانی) پیدا کنند. (توئیتر من را اینجا ببینید)

میان بحث، این عکس را هم که بی ارتباط به موضوع نیست و چند هفته پیش در صحن گوهرشاد انداختم، ببینید:

نیمه خالی لیوان: معمولا کسانی‌که عادت به نوشتن دارند، فکر می‌کنند اگر مدتی چیزی ننویسند و چیزی نگویند، احتمالا زمین از گردش می‌ایستد! اگر با آن‌ها دمخور شده باشید و یا خودتان یکی از آن‌ها باشید، قطعا کلام من را تصدیق خواهید کرد. حالا، من که خودم هم یکی هستم از همین‌ها، مطمئن‌تر شده‌ام از اینکه اگر ننویسیم، باز هم زمین به دور خودش می‌چرخد و هیچ اتفاق بدی نمی‌افتد و احتمالا بیشتر حرفها و نقدهایی را هم که می‌خواستی بگویی از صدها گلوی دیگر گفته خواهد شد!
در این یک ماهه، هنوز یخ‌های قطب شمال آب می‌شوند و زمین گرمتر، مثل قبل؛ هنوز در آفریقا کودکان از گرسنگی می‌میرند، مثل قبل؛ هنوز در هالیوود فیلم ضد اسلامی-ایرانی می‌سازند، مثل قبل؛ هنوز دعوای چپ و راست به قوت ادامه دارد؛ مثل قبل ... هنوز گربه نری که در کوچه ما زندگی می‌کند، هر روز صبح می‌آید درست کنار پنجره اتاق من و برای حقوق اولیه شرعی و غریزی‌اش منت گربه ماده را می‌کشد و جواب گربه خانم چه مثبت باشد و چه منفی، نتیجه‌اش می‌شود از خواب پریدن من، درست مثل قبل!
این‌ها نیمه خالی لیوانند که انسان را ترغیب می‌کنند به بی‌خیالی ... .

نیمه پر لیوان: اما این لیوان یک نیمه پری هم دارد، اینکه می‌بینی در طول تاریخ همین حرکت‌های کوچک چگونه توانسته‌اند اتفاقات بزرگی رقم بزنند، و آتش‌های کوچک بوعزیز‌ی‌ها چه جهنم‌هایی برای بن‌علی‌ها به پا کرده‌اند ... و اینکه اگر گذشتگان دغدغه‌مند ما هم قرار بود نیمه خالی لیوان را ببینند، چقدر اوضاع ما می‌توانست بدتر از این باشد؛ ‌و اینکه اگر افراد بیشتری از میان گذشتگان ما دغدغه داشتند، اوضاع امروز چقدر می‌توانست بهتر باشد.
این‌ها را که می‌بینی، حس می‌کنی باید دغدغه داشت؛ باید گفت، هر چند کم و کوتاه ... و شاید این گفتن‌های یکی از ما روزی باعث شود دیگر زمین گرم نشود از شدت گازهای گلخانه‌ای و خانه خرس‌های قطبی خراب نشود؛ دیگر کودکی از گرسنگی نمیرد؛ دیگر عنان فرهنگ در دست آدم‌های دیوانه نباشد؛ دعوای چپ و راست اگر ادامه دارد، لااقل منتهی به رشد و انتقاع جامعه شود؛ ... و در نهایت گربه نر و ماده همسایه ما نیز با حقوق خود آشنا شوند و یا مثل دو بچه گربه آدم(!) به خوبی با هم زیر یک سقف زندگی کنند و یا به خوشی از هم جدا شوند و دیگر مرا هر روز صبح از خواب نپرانند!
بله! نیمه پر لیوان دیدنی‌تر است ... که "همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مامور به نتیجه" یا به قول سهراب:
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ، کار ما شاید این است، که در افسون گل سرخ شناور باشیم ... (البته میدانم شعر کمی بی‌ربط است، اما زیباست!)

و در این میان، پارادوکس (طنز) ماجرا آنجاست که پست با عنوان "کم‌گویی و گزیده‌گویی‌ات" برسد به مرز 700 کلمه! پس همین‌جا "نقطه"


پانوشت: البته در نقد مینیمالیسم "بی حد و حصر" هم می‌توانید اینجا را بخوانید.

  • ۰ نظر
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۵۶
  • علی