مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

بسم الله ...

The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran

>> خوش آمدید <<

** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.ir در دسترس است. متاسفانه بدلیل عملکرد نادرست سامانه بیان، لینک‌های قبلی که با آدرس اولیه rahmanpour.blog.ir بودند، بر روی آدرس جدید فوروارد نشده‌اند. اگر لینکی باز نشد لطفا بخش .blog را از آدرس آن حذف کنید تا باز شود.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع و درج پیوند (لینک) به آن کاملا آزاد است.

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

۹ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

این روزها، درباره اشتباه استراتژیک و بزرگ جنبش حماس در فاصله گرفتن از محور مقاومت و حرکت به سوی محور عربی-ترکی زیاد صحبت شده، اما شاید بحث درباره دلایل این اتفاق کمی مغفول مانده باشد. امروز که الحمدلله با توجه به حمایت یکپارچه بین‌المللی از مردم فلسطین، در داخل کشور نیز فضای وحدت و همدلی در حمایت از مردم غزه ایجاد شده، بد نیست نگاهی داشته باشیم به برخی از دلایل این مساله، به ویژه یکی از آن‌ها که متاسفانه به خود ما بر می‌گردد.

- علت اهمیت داشتن بررسی علل فاصله گرفتن حماس از محور مقاومت بدیهی است: این روزها هر کسی اخبار مربوط به غزه را از خبرگزاری‌های بین‌المللی دنبال کرده، بعید است به این جمله بر نخورده باشد که "هم‌اکنون رابطه حماس و ایران به دلیل حمایت این جنبش از مخالفان سوری چندان خوب نیست و با توجه به اینکه ایران اصلی‌ترین حامی حماس به شمار می‌رود، این مو ضوع منجر به ضعف بیشتر حماس در شرایط کنونی شده ... مساله‌ای که قطعا در تحریک اسرائیل در حمله به غزه بی تا‌ثیر نبوده است"

- چه شد که حماس از ایران فاصله گرفت؟ پاسخ به این سوال ساده نیست. اول باید اشاره شود که این اتفاق در خود حماس به صورت یکپارچه رخ نداد، در همان زمان نیز بحث فاصله گرفتن از ایران و همگرایی با ترکیه-قطر منجر به بروز اختلافاتی در سطوح عالی این جنبش شد، به ویژه میان شاخه‌های نظامی و سیاسی حماس در داخل غزه و شاخه سیاسی این جنبش در خارج از غزه. مساله مهم دیگر قدرت گرفتن اخوان، پدر معنوی و هم‌مذهب حماس در منطقه و به ویژه مصر بود، مصری که دروازه رفح آن می‌توانست پنجره امید مردم غزه باشد به شکسته شدن محاصره؛ وقوع موج بیداری اسلامی (بهار عربی) آن‌قدر ناگهانی و گسترده بود که جنبش حماس چندان فرصتی برای درک صحیح شرایط و گرفتن تصمیمی منطقی نیابد؛ به ویژه اینکه در سوریه نیز جنگی داخلی شروع شده بود و هم‌مذهبان حماس از آن انتظار داشتند از حاکم علوی سوریه روی برگردانده و با آنان هم‌صدا شود. همه این‌ها در کنار پیشنهادات مالی و وسوسه‌انگیز قطر، شاید مهمترین دلایلی بود که منجر شد حماس به امید رهایی مردم از شرایط سخت و جان‌فرسای غزه، روی خود را از محور مقاوت به محور عربی-ترکی بگرداند.

اما این همه ماجرا نیست ...

- در فاصله کمی پیش از شروع جریان بیداری اسلامی، ایران هنوز درگیر حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری خود بود. حوادثی که وقتی برگ‌های تاریخ را ورق می‌زنی، روز قدس 88 نقطه عطفی در آن است. در این روز جنبش سبز که هر چه می‌گذشت، بیشتر از جریان‌‌های داخل نظام فاصله گرفته و به سمت جریان‌های افراطی حرکت می‌کرد، برای نخستین بار در عرصه سیاست خارجی هم به هویت‌سازی برای خود پرداخت. هویتی که با شعار "نه غزه، نه لبنان" و پرهیز از سر دادن شعاری بر ضد رژیم صهیونیستی به صراحت بیانگر تمایل به خروج از محور مقاومت بود، مساله‌ای که به سرعت توسط رسانه‌های جهان نیز پوشش داده شد و ابعادی بین‌المللی یافت.

- وقتی ماجرای تلخ روز قدس 88 و پروپاگاندای رسانه‌ای بعد از آن را هم در پازل پیچیده جزیان بیداری اسلامی، مذهب، زبان، موقعیت جغرافیایی و شرایط بغرنج مردم غزه و انتظاراتشان از جنبش حماس در نظر بگیریم، مشاهده می‌شود که این مساله در نقش یک کاتالیزور برای تصمیم اشتباه حماس ظاهر شد. البته باید به این نکته نیز اشاره کرد که اشتباه حماس، با توجه به پشتیبانی دائمی جمهوری اسلامی و ملت ایران از این جنبش، توجیه‌ناشدنی است و آنچه اشاره شد تنها بررسی یکی از کاتالیزورهای آن بود.

- در انتها باید برای همدلی امروز در حمایت از مردم و آرمان فلسطین شکرگزار پروردگار باشیم. قطعا نباید و نمی‌توان اشتباهاتی را که در گذشته رخ داده و برای همه ما نیز محتمل است، به عنوان وسیله‌ای برای امتیازگیری و عقده‌گشایی سیاسی استفاده کرد، آن هم در چنین مساله مهمی و به ویژه درباره مردم عادی؛ هر چند طبیعتا این اشتباه در کارنامه سیاسیونی که با سکوت و بعضا حمایتشان حامیان خود را به این مسیر هدایت کردند همواره به عنوان یک پارامتر منفی باقی خواهد ماند. هر چند قطعا همیشه انجام اقدامی در راستای جبران اشتباهات گذشته بهتر از بی کار نشستن است ... ان شاء الله که تجربیات گذشته پلی باشند برای حرکت سریع‌تر و صحیح‌تر در آینده.


پانوشت: البته این اتفاق بد (نه غزه-نه لبنان) شاید یک خیر هم داشت، آن هم اینکه حس می‌کنم مدتی بود حمایت ایران از فلسطین، از سوی اندکی از شخصیت‌های این کشور به عنوان امری نه چندان مهم و وظیفه (هر چند در حقیقت هم وظیفه است، ولی ...) تلقی می‌شد و آن‌طور که انتظار می‌رفت تعهد و قدرشناسی‌ای در قبالش وجود نداشت، هر چند ایران هیچ‌گاه چنین انتظاری نداشته و نخواهد داشت، اما رفتار نامناسب در مقابل حمایت‌ها و بعضا تعهد بیشتر به سیاست‌های برخی کشورهای منطقه که هیچ‌گونه حمایتی از آرمان فلسطین نمی‌کنند، بدون شک در گروهی از مردم (که حمایت‌ها در حقیقت به پشتوانه آنان است) تاثیر گذاشته و نهایتا فشارش به نظام نیز منتقل خواهد شد. فکر می‌کنم این مساله هم‌اکنون برای این معدود شخصیت‌ها روشن‌تر شده باشد و شاید در حرکت‌های آینده‌شان موثر واقع گردد.

  • علی

- اوضاع منطقه ما، حداقل از زمانی که گفته‌اند، شنیده‌ایم و یادمان هست، رو به راه نبوده ... اما الان به نظر بدتر از همیشه است. نمی‌دانم، شاید این صرفا یک احساس است که به دلیل قرارگیری در این زمان پر تنش به وجود آمده ...

- چند وقت پیش فکر می‌کردم دیگر چه گندی مانده که بنی اسرائیل – قومی که همواره میان مسلمین به عنوان سمبل خطاکاری شناخته می‌شود – زده باشند و مسلمین نه؟ آن‌ها پیامبرکشی کردند و این‌ها امام‌کشی ...؛ آن‌ها اختلاف و تفرقه کردند و مسلمین در این زمینه هم سنگ تمام گذاشتند ... برخی موارد مثل تحریف کتب و آثار هم تا جایی که دست مسلمین رسید (در احادیث و ...) کم نگذاشته‌اند و اگر هم قرآن در این میان مصون مانده، باید شکرگزار خداوند و تدبیرش بود. حال و با این حساب چرا باید انتظار برخورد متفاوتی را داشته باشیم!؟

- بیایید کمی به مفهوم "غیبت ولی عصر (عج)" فکر کنیم: خداوند امامش را، بهترین و محبوبترین خلقش در زمین و آسمان را، از دست انسان پنهان کرده است! حق هم دارد، بشر سابقه خوبی ندارد و این آخرین ذخیره هستی است و باید از کمین کینه بدخواهان حفظ بماند ... کینه‌ای که حتی به خانه خالی او در سامرا هم رحم نمی‌کند و هر چند سال یکبار، آن را هدف قرار می‌دهد ... .

دوباره کمی فکر کنیم ... خداوند امامش را، محبوبترین خلقش در زمین و آسمان را، از دست انسان پنهان کرده است ... خداوند امامش را از دست ما انسان‌ها، پنهان کرده است ... از دست ما ... وای بر ما!

- حضرت علی (علیه السّلام) فرموده اند: زمین از حجت خدا (امام) خالی نمی ماند. امّا خداوند، به علت ستمگری انسان ها و زیاده رویشان در گناه، آنان را از وجود حجت در میان خود بی‌بهره می‌سازد. (غیبت نعمانی، ترجمه، ص202)

- ... و نهایتا اینکه به نظر می‌رسد هر دوی این‌ها، یعنی اوضاع پریشان منطقه (و جهان) و غیبت امام عصر (عج) یک ریشه مشترک دارند ... و یک راه حل مشترک ... و نیاز به یک حرکت و دعای مشترک ... دعایی که شاید این شب‌های قدر بهانه‌ای باشد برای استجابتش؛ اگر واقعا بخواهیم و بخوانیم.

Jamkaran

تصویر: http://instagram.com/p/po_vW-NZdO

اللهم عجل لولیک الفرج ...


پانوشت: البته در برخی از گندکاری‌های مسلمین، مثل جعل احادیث و ... هم می‌شود رد پای بنی اسرائیل را دید! واقع‌بین هم که باشیم، باز احتمالا اوضاع ما کمی بهتر است!

  • علی

"هلاک الناس فى ثلاث: الکبر و الحرص و الحسد؛ فالکبر هلاک الدین و به لعن ابلیس، و الحرص عدو النفس و به اخرج ادم من الجنة، و الحسد رائد السوء و منه قتل قابیل هابیل"

هلاکت مردم در سه امر است : تکبر و حرص و حسد؛ تکبر نابودى دین را در برداشته و به سبب آن ابلیس از درگاه رحمت الهى دور شد، و حرص ‍ دشمن انسان بوده و به سبب آن آدم از بهشت اخراج گردیده، و حسد پیشواى بدى بوده و به سبب آن قابیل هابیل را کشت .

امام حسن مجتبی (ع) (لینک 1 / لینک 2)


مشابه این روایت از رسول اکرم (ص) و امام صادق (ع) نیز نقل شده است.

ان شاء الله به لطف خدا، همه از این رذایل در امان بمانیم ...

  • علی

مثل اینکه آتیش سیگار فقط به دنیای آدما نمیفته؛
آخرتشون رو هم می‌سوزونه...
#رمضان  

  • علی

اینکه کسی برای جامعه الگو باشد یعنی جامعه می‌تواند به وی اعتماد کرده و (تقریبا) مو به مو از او پیروی کند ... وقتی این تعریف را داشته باشیم – که برای الگو تعریف درستی به نظر می‌رسد – دیگر دایره افرادی که در این دسته قرار می‌گیرند خیلی کوچکتر از قبل می‌شود. شاید به جز معصومین، دسته بسیار اندکی از انسان‌ها در طول تاریخ توانسته باشند به طور واقعی شرایط الگو بودن را داشته باشند.

با تعریف کلی بالا از "انسان الگو"، نیاز دیگری هم احساس می‌شود و آن تعریف "انسان شاخص" است. انسان شاخص، در یک زمینه مثلا علم، ورزش، هنر و ... در قله قرار دارد و می‌تواند الگو قرار بگیرد؛ اما در سایر زمینه‌ها الزاما (و غالبا) چنین ظرفیتی را ندارد.

در کنار این دو دسته، نقش رسانه‌ها را هم نباید از یاد برد؛ رسانه‌هایی که امروزه این توان را دارند تا افرادی را که حتی ظرفیت ایستادن در جایگاه یک "انسان شاخص" را ندارند، تا جایگاه "الگو" شدن بالا ببرند (و یا بر عکس، کاری کنند که الگوهای واقعی، در جامعه دیده یا شنیده نشوند) "ستاره‌سازی" نامی است که این فرهنگ غالبا با آن یاد می‌شود؛ هر چند نمی‌توان به طور کلی هر ستاره‌ای را در این دسته قرار داد و برخی "ستاره‌ها" واقعا لایق جایگاهی که در آن قرار گرفته‌اند (الگو یا شاخص) هستند.

*****

این تقسیم‌بندی و توجه به آن از این جهت دارای ضرورت است که جابجا دیدن افراد در این دسته‌ها برای جامعه بسیار پر هزینه خواهد بود، چیزی که متاسفانه هم‌اکنون توسط رسانه‌ها و به بدترین شکلش در دنیا رخ می‌دهد. جامعه باید بیاموزد میان "انسان‌های الگو" و "انسان‌های شاخص" تفاوت قایل شود. انسان شاخص، می‌تواند از برخی جنبه‌ها به چشم الگو دیده شود، ولی باید همچنان خاکستری بودن شخصیتش در فرهنگ عمومی پذیرفته شود. وقتی نسبت به افرادی چون سعدی، شاه عباس صفوی، دکتر حسابی و ... چنین دیدگاهی داشته باشی، دیگر نه آن‌ها را می‌پرستی، نه با دیدن یک بخش تاریک در وجودشان، از آن‌ها منزجر می‌شوی ... . از طرفی هر فردی را نیز به عنوان الگو نخواهی پذیرفت.

اما درباره "ستاره‌ها" و "ستاره‌سازی" ... 
اینکه اصولا چنین امری مطلوب و برای جامعه قابل استفاده است یا خیر، بحثی جدا می‌طلبد (هر چند آن نوعش که انسان‌های عدم دارای شایستگی را از فرش به عرش می‌رساند، طبیعتا در نگاه اول منفی به چشم می‌آید ...) اما به هر حال، واقعیتی است که در دنیای امروز وجود دارد و تا زمانی که ساختار اجتماعی-فرهنگی و شاید مهمتر از آن چرخه اقتصادی‌اش اصلاح نشود، احتمالا دوام خواهد یافت.

به طور کلی، این وظیفه مدیران فرهنگی و رسانه‌ای جامعه است تا هنرمندانه، اولا در حد امکان این دسته‌بندی را برای عموم شفاف کنند و ثانیا، بتوانند با هدایت و مدیریت صحیح، از افراد دو دسته "شاخص‌ها" و "ستاره‌ها"، به بهترین نحو در راستای اهداف کلی جامعه سود ببرند.

 

پانوشت:

- پرداختن به تفاوت‌هایی که میان دسته‌بندی فوق بیان شد، حداقل تفاوت بین دو دسته اول (انسان‌های الگو و شاخص) و دسته سوم (ستاره‌ها) در سایر کشورها نیز دیده می‌شود. برای مثال می‌توان به شکل‌گیری California Dream (رسیدن به سایه موفقیت، با کمک رسانه‌هایی چون هالیوود) در مقابل American Dream (آنچه در امریکا، امکان دست‌یابی موفقیت واقعی برای همه دانسته می‌شود) اشاره کرد.

- شهرت در این میان و برای هر سه دسته، نقشی مهم و البته (غالبا) منفی بازی می‌کند. فاکنر، نویسنده برجسته امریکایی در این باره سخن جالبی دارد (پیش‌تر به دلیل مفهوم ضد زن که در آن وجود دارد پوزش می‌طلبم! به هر حال در مثل، حاجت مناقشه نیست!): 
"... شهرت مونث است، مثل زن می‌ماند. اگر مقابلش تعظیم کنی، زیر پا لگدت می‌کند! بنابراین بهترین راه برخورد با آن این است که پشت دستت را نشانش بدهی؛ آن وقت احتمالا کلفتی‌ات را می‌کند و خاک‌سار آستانت می‌شود!"
  • علی

احتمالا خبر حکم دادگاه امریکایی را درباره دامنه های ir. شنیده‌اید (لینک خبر) ...
اگرچه این واقعه در ابتدا تلخ می نماید، اما فرصت خوبی است تا دغدغه کشورهای مستقل مبنی بر لزوم سپرده شدن مدیریت وب به یک سازمان جهانی مانند ITU قویا پیگیری شود. اینکه مسایلی مهم مربوط به شبکه جهانی وب توسط یک یا چند "شرکت" مستقر در امریکا (یا هر جای دیگر) اداره شود موضوعی نیست که امروزه و با گسترش حوزه نفوذ اینترنت در همه شئون زندگی، از مسایل روزمره و معمولی گرفته تا موارد مهم کشوری، پذیرفتنی باشد ... .
امید است جناب مهندس جهانگرد معاونت محترم وزارت فاوا و رئیس سازمان فناوری اطلاعات که چندی پیش و در نشست WSIS نیز به این موضوع اشاره کرده بودند، به خوبی از این فرصت استفاده کنند.


لینک همین مطلب در گوگل+


  • علی

بیش از یک هفته از برگزاری همایش EMComnet2014 می‌گذرد (پیش‌تر نیز اینجا مطلبی درباره‌اش نوشته بودم)

برنامه‌ای که نهایتا با لطف پروردگار به خوبی برگزار شد؛ سختی‌هایش تبدیل به تجربه و غم‌ها و شادی‌هایش تبدیل به خاطره شد؛ تجربیات و خاطراتی که بعید است به این زودی‌ها از یاد برگزارکنندگانش پاک شود. همکاری یک تیم از دانشجویان تحصیلات تکمیلی، بدون هیچ چشمداشت مالی و در راستای رسیدن به یک هدف مشترک، اتفاق روزمره و ساده‌ای نیست ... .

در میان انبوه خاطراتی که در این بین پیش آمد، یکی‌اش برای من جالب‌تر (و البته عجیب‌تر) بود:

... اگرچه کار من برای این دوره همایش حدود 5 ماه قبل از برگزاری آن کلید خورد، اما در چند هفته آخر به اوج خودش رسیده بود. یادم هست هفته قبل از برگزاری همایش که فشارها خیلی زیاد شده بودند، به پدرم هم سپرده بودم که اگر شب دیر خوابیدم و صبح نتوانستم به موقع بلند شوم (برای من اتفاق چندان نادری نیست!) به هر نحوی که شده حتما بیدارم کند ... . از قضا دو روز قبل از برگزاری همایش داشتم خواب می‌ماندم و پدر هم آمده بود من را بیدار کند؛ در این میان مثل اینکه بعد از صدا کردنم، با چشمان باز به او زل زده و گفته بودم "نامه‌ها را ارسال کنید،‌ من پیگیری می‌کنم!" ... ماجرایی که تا همین امروز شده است نقل هر محفلی، پدر می‌گویند و بقیه هر هر به من می‌خندند!

غرض اینکه واقعا کار ساده‌ای نبود و اگر کمی بیشتر طول می‌رسید احتمالا چند نفرمان به مرز جنون می‌رسیدیم ...

خود جناب دکتر رضوی‌زاده (دبیر برگزاری همایش) برای یکی از دوستان نقل کرده بودند که گاهی شب‌ها از فکر همایش یک‌دفعه از خواب می‌پرند!

به هر حال ان شاء الله که این نشست، نتایج مفیدی از خود به جا گذاشته باشد و مسیر و اهداف آن، در آینده نیز توسط ما و دیگران پیگیری شود.


گزیده‌ای از خبرها و تصاویر مربوط به همایش را اینجا ببینید.

  • علی

"حتی یک فرشته هم وقتی به کلیسای قدرت وارد میشود، اگر کنترل نشود به یک فاحشه تبدیل می گردد."
راکووسکی (حاکم کمونیست و سرکوبگر لهستان) در گفتگو با اوریانا فالاچی

http://instagram.com/alirahpou

  • علی

دیروز ایمیل زیر رو از طرف یکی از دوستان شریفی دریافت کردم:

"ایده استاد دانشگاه صنعتی شریف برای ساخت شبکیه مصنوعی که تنها با نور وارد شده به چشم کار می‌کند، دوسال پس از رد شدن توسط معتبرترین نشریات پژوهشی جهان، توسط یک شرکت آمریکایی تولید و به عنوان اختراع به ثبت رسید ..."
ادامه مطلب در سایت این دانشگاه: http://bit.ly/1v2zH99

paper

پانوشت:
- جناب دکتر +Mohammad Razavi نکته جالبی در این باره گفتند:
"در جاهایی که درست کار میکنند رسم بر اینست که معمولا کارهایی که احتمال پیاده سازی عملی در کوتاه مدت را داشته باشد هرگز بصورت مقاله چاپ نمی کنند و از ابتدا آنرا پتنت می کنند. مقالات بیشتر کارهایی است که کمی با عمل فاصله دارند به همین دلیل است که  مقالاتی که نویسندگان آن از صنعت باشد کمتر مشاهده میشود، مگر مقالات مروری و آموزشی"
- به قول یکی از دوستان، به خاطر همین خطراته که ما خیلی اهل Paper دادن و این سوسول‌بازی‌ها نیستیم! ;)
  • علی