مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

مشق آزادگی

خوش آمدید
------
The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran
------
** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.blog.ir و همچنین دامنه اختصاصی rahmanpour.ir در دسترس است.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

------
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

۲ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

پرده اول

چندی پیش توفیق حضور در جلسه‌ای را یافتم که سخنران آن صحبت‌های بدیع و شیوایی در زمینه رفتار صحیح به منظور تاثیرگذاری بیشتر امر به معروف و نهی از منکر داشت. در انتهای جلسه٬ بند پایانی حدیثی نقل شد که مرا در همان حالت خواب ‌آلودگی(!) به حرکت واداشت! قلمم را درآورم و تا حدی که ممکن شد نشانه‌هایی از آن روایت را نوشتم به این امید که در اولین فرصت متن کامل آن را جستجو کنم. و خوشبختانه با همان تکه‌های ناقص یادداشت شده توانستم آن روایت زیبا را پیدا کنم؛ که در ادامه متن آن آمده است. (توجه شود که این متن را با جستجو در اینترنت یافتم. هر چند به نظر صحیح و کامل می‌آید، اما اگر به منبع اصلی دسترسی دارید ممنون می‌شوم بررسی کرده و در صورت مشکلی در انطباق، اطلاع دهید.)

امام رضا علیه‌السلام فرمودند: عقل هیچ شخصی کامل نمی‌شود مگر در او ده امتیاز باشد:

1- امید به خیر و نیکى از او وجود داشته باشد.
2​​- مردم از شر او در امان باشند.
3- کار خوب کم دیگران را زیاد می‌انگارد.
4- کار خوب زیاد خود را کم می‌شمارد.
5- از تقاضا و درخواست نیازمندان خسته نمی‌شود.
6- در طول زندگى از طلب علم ملول نمی‌گردد.
7- فقر در راه خدا برایش از ثروت بهتر است.
8- نزد او خوارى در رابطه با خدا از عزت در ارتباط با دشمن خدا محبوب‌تر است.
9- گمنامى برایش لذت بخش‌‏تر از شهرت است.
10- سپس فرمود: آیا می دانید دهمى چیست؟ پرسیدند: چیست؟ آن حضرت فرمود: دهمى این است که با هر کس برخورد کرد بگوید او بهتر از من و پرهیزکارتر از من است زیرا مردم دو نوعند، یک دسته واقعا بهتر و پرهیزکارتر از او هستند و یک دسته بدتر و پست‏‌تر. وقتى شخصى را دید که از او بدتر و پست‏‌تر است بگوید شاید خوبى او در باطن است و پنهان‌بودن خوبیش به نفع اوست و خوبى من آشکار است که شاید این به ضرر من است. اما وقتى کسى را دید که از او بهتر و پرهیزگارتر است در مقابلش تواضع می نماید تا به او برسد٬ اگر چنین بود مقامى ارجمند یافته و به نیکى یاد می‌شود و برتر از اهل زمان خویش می گردد. (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏75، ص: 336)


پرده دوم

این روایت را مدخلی قرار می‌دهم برای پرداختن به دغدغه دیگری در حوزه امر به معروف و نهی از منکر٬ و بطور عمومی‌ ایفای نقشی فعال در اجتماع و فرآیند اصلاح جمعی با هدف بهبود و تکامل آن. امری که با کمی جستجو حتی در فرهنگ غربی هم می‌توان نسخه لیبرال آن را - البته در راستایی سازگار با همان اندیشه - یافت؛ نسخه‌ای که اتفاقا به نظر می‌رسد بهتر و بیشتر از ما در اجرای آن می‌کوشند! 

و آن دغدغه اینکه: آیا منی که خود آلوده به انواع اشتباهات و گناهان هستم٬ باید و می‌توانم در این فرآیند فعالانه نقش‌آفرینی کنم؟

متاسفانه در سده حاضر و به ویژه در چند دهه اخیر٬ عصر خاصی را سپری کرده و می‌کنیم. به قول مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی «عجب زمانه ای به دنیا آمده ایم ... اگر پیشینیان ما زنده شوند، حکم به کفر ما می دهند!» (لینک). حال در این زمانه که برای خیلی‌هایمان مبتلا شدن به انواع گناهان بسیار ساده‌تر و در دسترس‌تر از انجام کارهای حلال و حتی مباح است(!)‌ و متاسفانه گرفتار شده‌ایم٬ تکلیف وظیفه امر به معروف و نهی از منکر چه می‌شود؟ من خطاکار آیا حقی دارم به کسی توصیه کنم که فلان کار خوب است یا بد!؟ 

بطور کلی در این زمینه چند مسیر - برای یک فرد مذهبی مبتلا به خطا - قابل تصور است که هر کدام نیز هم‌اکنون مشتریان خاص خود را دارد:

- یک راه این است که کلا صورت مسئله را پاک کنیم و خودمان هم بشویم یکی از توجیه‌کنندگان اینکه «اصلا چه کسی گفته فلان کار اشتباه است!؟». و الحمدلله همیشه راه توجیه و فلسفه‌بافی باز است! این مسیر گرچه قدمتی به درازای تاریخ اباحه‌گری دارد٬ اما به نظر می‌رسد هر روز بیش از پیش جذاب می‌شود. چنین روشی حتی این پتانسیل را دارد که یک مسلمان نمازخوان صاحب کازینو تحویل جامعه دهد! «خشی» رمان بی‌وتن شاید یک تصویر کامل از این دسته مسلمین باشد.

- روش دسته دیگر را اما از زبان حضرت حافظ بشنویم که گفت «واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند؛ چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند!». با توجه به همین بیت حافظ (و البته سایر ابیاتی که با کلیدواژه‌هایی چون محتسب در اشعار قدمای ما وجود دارد)٬ گویی افراد پر ادعایی که با نگاهی بالا به پایین در فرآیند «اصلاح اجتماعی» شرکت می‌کنند هم چندان قدمت کمی ندارند! و باید به یاد آورد این روایت از امام صادق (ع) را که: هرگاه دیدید کسی گناهان مردم را پی­‌جویی می­کند و گناه خود را فراموش کرده است، بدانید که مورد مکر الهی قرار گرفته ... .

- در مقابل دو راه بالا٬ روش منفعلانه‌ای وجود دارد و آن اینکه نه به توجیه کار خطا بپردازی - چون خطا بودنش را قبول داری - و نه در فرآیند اصلاح اجتماع و امر به معروف و نهی از منکر شرکت کنی٬ که رطب‌خورده کی منع رطب کند؟ این مسیر به نظر حداقل از دو روش فوق بهتر و به جوانمردی نزدیک‌تر است و از این رو مورد توجه بسیاری از مومنین عصر ما. اما آیا واقعا راه بهتری نیست؟ به ویژه در مورد مسایلی که بطور مستقیم یا غیر مستقیم به اجتماع مربوط است و این رویه روز به روز منجر به بدتر شدن اوضاع خواهد شد.

respect

- با توجه به روایتی که در بخش قبل به آن اشاره شد و همچنین توصیه بسیاری از بزرگان همچون حضرت امام خمینی (ره)٬ به نظر می‌رسد یکی از شرط‌های ضروری عمل واجب امر به معروف و نهی از منکر و حضور فعالانه در فرآیند اصلاح اجتماعی٬ عدم نگاه بالا به پایین و مبرا دانستن خود از اشتباهات است. در اصل این مشارکت باید با همان نگاهی که انسان پس از ارتکاب اشتباهات نسبت به خودش دارد همراه باشد؛ که قطعا همراه با حسن نیت است. و باید این ایمان را در طرف مقابل ایجاد کند که من اگرچه امروز تذکری مبنی بر غیبت نکردن به تو داده‌ام٬ اما از تو این انتظار (و نه صرفا پذیرش) را دارم که تو هم در روزی که حواس من نبود٬ مصلحانه جلوی غیبت مرا بگیری. مسیری که نه چون روش اول احمقانه است٬ نه چون روش دوم ریاکارنه و نه چون روش سوم منفعلانه؛ و نتیجه‌اش به سود همه و نهایتا اجتماع است. در این روش واقعا با «یک عمل» یکدیگر سر و کار داریم و نه قضاوت درباره شخصیت هم ... .

(شاید آنچه در پرده دوم گفته شد چیز پیچیده‌ای نبوده و تکرار واضحات باشد و همه‌مان چنین دسته‌بندی را در ناخودآگاهمان داشته باشیم٬ اما افکاری بود که بعد از شنیدن روایت در ذهنم آمد و گفتنش را - حداقل برای ثبت در خاطرات ایام - بی‌فایده ندیدم.)

ان شاء الله خداوند در این دوره آخرالزمان به همه‌مان رحم کند!


برخی مطالب مرتبط دیگر که خواندنش توصیه می‌شود:

با وجود این آیه ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﺑﺮ ﺑﺎﺩ ﺭﻓﺘﻪ!

- انسان الگو، انسان شاخص و انسان ستاره

  • ۰ نظر
  • ۲۰ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۳۵
  • علی
فرصتهایی که برای عملی‌کردن چیزهایی که در سر داری پیش میاد رو باید غنیمت شمرد؛ و خوشبختانه اخیرا چنین فرصتی ایجاد شد تا IranTele.com رو به عنوان یک مینی‌پروژه، به صورت رسمی‌تری راه بندازیم. کاری که الحمدلله از همون ابتدا با همراهی و مشارکت چند تن از دوستان خوبم همراه شد و هدف اصلی‌اش هم ایجاد یک کامینیوتی برای بررسی تازه‌ترین روندهای حوزه فاوا و هم‌افزایی در این زمینه است. برای آشنایی بیشتر با ایران‌تلکام می‌تونید به صفحه‌اش با آدرس IranTele.com مراجعه کنید.
  • ۰ نظر
  • ۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۱
  • علی