مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

بسم الله ...

The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran

>> خوش آمدید <<

** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.ir در دسترس است. متاسفانه بدلیل عملکرد نادرست سامانه بیان، لینک‌های قبلی که با آدرس اولیه rahmanpour.blog.ir بودند، بر روی آدرس جدید فوروارد نشده‌اند. اگر لینکی باز نشد لطفا بخش .blog را از آدرس آن حذف کنید تا باز شود.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع و درج پیوند (لینک) به آن کاملا آزاد است.

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

(شاید پست زیر، به نوعی در ادامه این مطلب نوشته شده باشد ...)

اینکه برخی در هر دوره‌ای تلاش دارند فساد و رانت‌های تجاری و اقتصادی را عادی جلوه داده و بعضا جهاد اقتصادی بدانند واقعا خنده‌دار است؛ اما خوشبختانه حساسیت خوبی نسبت به این بُعد ماجرا وحود دارد و دیر یا زود طشت رسوایی‌شان خواهد افتاد ... .

اما یک بُعد بسیار مهم دیگر هست که متاسفانه هنوز مغفول باقی مانده و نه در دستگاه قضا و نه در میان مردم به آن توجه کافی نمی‌شود: هر فسادی در اقتصاد ایران غالبا دو سر دارد، یک سر داخل سیستم دولتی و یک سر در بخش خصوصی. در همه جای دنیا بخش خصوصی همواره مترصد فرصت‌هاست و درآمدزایی برایش اولویتی انکارنشدنی است، بنابراین اگر حس کند فضایی از سوی بخش دولتی برای کسب درآمد بیشتر فراهم شده، لحظه‌ای در آن تردید نمی‌کند. و حال فرض کنید آن فضا در سطوح عالی چون وزارتخانه و دولت ایجاد شده باشد! آیا عجیب است که خسروی‌ها و ب.ز.ها بیایند وسط میدان و حتی بعضا توهم خدمت هم داشته باشند!؟ آیا انتظار ما این است که رئیس یک بانک بخواهد برای یک شرکت فرصت‌آفرینی کند و بعد آن مدیر شرکت برود تحقیق و ثابت کند کار تو غیرقانونی است!؟ البته قصد این نیست که بخش خصوصی کاملا مبرا شود، بخصوص در برخی رانت‌هایی که آشکارا مشخص است؛ اما آیا منطقی است که مقصر اصلی که زمینه فساد را فراهم کرده، نهایتا از خدمت منفصل شود، اما طرف دیگر که اگر نبود بسترسازی بخش دولتی، اصولا فرصت تخلف را نمی‌یافت، مجرم به افساد فی الارض ؟ آیا به عواقب این مساله در آینده کشور و چالشی که در مسیر سرمایه‌گذاری‌ها و بی‌اعتمادی به دولت ایجاد می‌کند فکر شده است؟

dadgah_zanjani

پانوشت: بنده پرونده آقای زنجانی را خیلی دورادور دنبال میکنم و در جریان جزئیات جرائم ادعایی نیستم. بنابراین اگرچه دادگاه‌های اخیر بهانه‌ای بود برای نوشتن این متن، اما بیشتر با پس‌زمینه‌ای که از گذشته‌ی چنین وقایعی در ذهن داشتم این مطلب را نوشتم. پیش‌تر هم مطلبی با همین مضمون و البته بیشتر از زاویه اجتماعی‌اش نوشته بودم و شاید باز هم بنویسم! دلیلش هم ساده است: حس خوبی نسبت به هزینه‌های چنین اقدامات ناقصی که جرم بزرگتر کارگزاران فاسد دولتی را نادیده می‌گیرد ندارم!

  • علی

از همان وقت که مشکلات خروج از کشور (ناشی از خدمت منحوس سربازی!) و ویزا حل و برنامه سفر قطعی شد، در نظر داشتم تا در صورت امکان، درباره این سفر نیز یک حاشیه‌نگاری مشابه آنچه پیش‌تر و حول سفر به سرزمین وحی نگاشته‌ام (اینجا)، اما کوتاه‌تر، بنویسم. (حاشیه‌نگاری یعنی چه؟ اینجا را بخوانید.)

از همان ابتدا مشخص بود که هم بدلیل حرفه‌ای و کاری بودن این سفر (شرکت در سومین کنفرانس منطقه‌ای GSMA و سی‌و‌پنجمین نمایشگاه سالانه جیتکس در دُبی)، هم کوتاه‌بودنش و هم تفاوت ذاتی‌اش با سفری چون عمره، آن‌قدرها در حاشیه‌نگاری مجال مانور دادن نخواهد بود، اما حقیقتش فکرش را نمی‌کردم که مطلب تا این حد خلاصه شود!

Dubai_GITEX2015_2

و البته این بیشتر خلاصه‌شدن دلایلی دارد: مهمترینش اینکه متاسفانه اکنون زمانی برای نوشتن مطالب بلندی چون گذشته ندارم (چالشی که بنابر شواهد، در آینده نزدیک هم ادامه خواهد داشت) و این مساله‌ای است که با نگاهی به تناوب بروزرسانی‌های اخیر وبلاگ و نیز آه و ناله‌هایم در چند پست اخیر آشکار است. از این رو احتمالا برخی از این دیده‌ها، شنیده‌ها، تجربیات و نوت‌برداری‌ها (که بنظر واقعا برای اشتراک‌گذاری مفید بودند)، برای خودم باقی خواهد ماند! مساله دیگر اینکه شخصا علاقه ندارم درباره مسایلی که واضح و آشکار است، مثلا اینکه برج خلیفه چقدر بلند است، و یا اینکه جزیره‌های مصنوعی چقدر خفن(!)، چیزی بگویم؛ که زیاد درباره‌اش گفته‌اند و شنیده‌ایم و تکرار مکررات است؛ و اصولا هدف از حاشیه‌نگاری‌ها نیز گفتن چیزهایی غیر از این‌ها بوده است ... . (چنین اطلاعاتی به صورت کامل و جامع، در سایت‌ها و اپلیکیشن‌هایی چون TripAdviser وجود دارند.)

از این رو در ادامه و برای خالی نماندن عریضه، به ذکر چند فریم از متن و حاشیه این سفر کوتاه اکتفا شده است. (دعا کنید تا ان شاء الله سفر اربعین قسمتم شود و با یک حاشیه‌نگاری مفصل‌تر از سفر کربلا این کم‌کاری را جبران کنم!)

 

در شهر

خوشبختانه یا متاسفانه و از سر بی‌کلاسی(!) این اولین سفر من به دبی بود. شهری که با توجه موقعیت تجاری (و تفریحی‌اش) برای خیلی‌هایمان چندان ناآشنا نیست و خبرها و مطالب متعددی درباره‌اش خوانده و شنیده‌ایم. حقیقتش فکر می‌کنم تصور کلی که در ذهنم شکل گرفته و با بررسی‌های چند روز باقی‌مانده تا سفر نیز شفاف‌تر شده بود، تا حد زیادی بر واقعیت منطبق بود.

Duba_Marina_2015

مدت زیادی نیست که دبی حرکت بسیار سریع، یا شاید بهتر باشد بگوییم دیوانه‌وارش را برای تبدیل‌شدن به یکی از هاب‌های منطقه‌ای (و احتمالا بین‌المللی) تجارت (و تفریح) آغاز کرده و بنابر شواهد تا حد زیادی هم موفق بوده است. علاوه بر چند منطقه شهر که حالا شده‌اند جنگلی از برج‌های تجاری، هم‌اکنون و با توجه به در پیش بودن EXPO 2020، تمرکز زیادی برای توسعه مناطق آزاد و بطور خاص "جبل علی" هم بوجود آمده است؛ مناطقی که قوانینشان برای تاسیس و راه‌اندازی شرکت و تجارت بی‌نهایت تسهیل شده است؛ حداقل بر اساس آنچه روی کاغذ آمده. و از این رو احتمالا در این مدت بخش‌های تازه‌تری هم (همچون بیابان‌هایی حوالی جبل علی که در عکس زیر آمده) به شهر نوپای قبل اضافه خواهند شد.

Dubai_JabalAli_2015

این حرکت پرشتاب جامعه‌ای کاملا بین‌المللی را هم ایجاد کرده که شاید واقعا دیگر زبان اولش عربی نباشد! و چرا باشد وقتی حداقل در سطح کوی و برزن و کارهای سطوح متوسط اصولا عرب‌زبانی وجود ندارد و همه نیروهای کار از آسیای جنوب شرق و هند و بعضا غرب و آفریقا وارد شده‌اند!؟

و هزینه این حرکت پر سرعت چه بوده؟ حقیقتش هنوز درباره هزینه‌های امنیتی، سیاسی و ... اش چندان فکر نکرده‌ام، اما با توجه به مشاهدات عینی، مطمئنا هزینه فرهنگی سنگینی داشته! و اصولا اینکه مسئولین این منطقه یا مردمش ادعا داشته باشند امارتی اسلامی (یا نزدیک به آن) دارند واقعا غیر ممکن است.

اما آیا این هزینه فرهنگی-اجتماعی لازمه شکوفایی اقتصادی بوده است؟ فکر می‌کنم تا حد زیادی پاسخ منفی باشد. این بخش بیشتر به حوزه گردشگری دبی برمی‌گردد که بعید است بخش بزرگی از نیروی پیشران تجارت دبی را تشکیل دهد و حتی به نظر می‌رسد تمرکز بر این مساله (گردشگری) بعد از شروع روند شکوفایی تجاری این منطقه آغاز شده باشد. احتمالا باید پاسخ شکوفایی تجاری را در قوانینی دید که اجازه می‌دهند یک خارجی در آنجا یک روزه شرکتی را تاسیس کند، در حالی‌که در کشور ما این روند حتی برای تابعین ایران هم یک فرآیند نسبتا پیچیده است؛ و این تازه شروع کار و یک مثال ساده است، و طبیعتا در ادامه هم اوضاع به همین ترتیب متفاوت خواهد بود و قس علی هذا ... . بنابراین بنظرم این مساله بهانه خوبی برای ناکامی‌های ما در این حوزه نیست و نخواهد بود.

اما جدای از این شکوفایی تجاری که قابل تحسین است، به نظر مسایلی وجود دارد که حتی این رشد دیوانه‌وار هم نتوانسته روی آن‌ها سر پوش بگذارد. نخستین و مهمترینش تازه‌تاسیس بودن شهر است که از در و دیوار می‌بارد! این بلندمرتبه‌سازی‌ها شاید در نگاه اول چشم‌ها را خیره کنند، اما خیلی زود جای خالی هویت شهری توی ذوق می‌زند. مساله‌ای که به نظر می‌رسد با توجه به تلاش‌های جدید در ساخت و معرفی مولفه‌های فرهنگی، مسئولین منطقه نیز از آن آگاهی یافته‌اند. اگرچه بخشی از راه‌حل تنها گذر زمان است که متاسفانه این یکی با پول خرج کردن قابل خریدن نیست. آب‌وهوای گرم و بیهایت شرجی را هم نباید از قلم انداخت، بویژه اینکه اخیرا در نتایج یکی از تحقیقات نشان داده شده بود اگر روند گرمایش زمین به همین ترتیب ادامه یابد، این چالش برای مناطق جنوبی خلیج‌فارس چالش‌های جدی ایجاد خواهد کرد. و البته همه این‌ها در صورتی چالش هستند که دبی همه آنچه باشد که یک کشور یا منطقه برای ارایه دارد؛ وگرنه توسعه چنین منطقه‌ای به عنوان بخشی از یک کشور با صبغه فرهنگی و اجتماعی مشخص می‌تواند یک موفقیت باشد؛ مسیری که احتمالا ما با مناطق آزاد و بطور خاص کیش در کشورمان دنبال کردیم ... .

به منظور جمع‌بندی این بخش و در تکمیل بحث‌هایی که حول شکوفایی اقتصادی و بحران هویت شهر بیان شد، نگاهی به متروی دبی می‌تواند یک مثال خیلی خوب باشد: سیستمی با طراحی خوب و هوشمند (و البته تا یادم نرفته، نسبتا گران!)، با ایستگاه‌هایی که تقریبا تمامشان شامل یکی از چهار کلمه Bank، Financial، Tower و Mall هستند و حتی به هم نخوردن فاصله منطقی میان ایستگاه‌ها هم دلیل موجهی برای بر هم زدن این قانون نانوشته و ورود ایستگاه‌هایی بدون بار تجاری به خط مترو نبوده است! (برای مشاهده ابعاد بزرگتر، روی عکس زیر کلیک کنید.)

Dubai_Metro_2015

یک نکته دیگر هم به عنوان حاشیه‌ای بر حاشیه‌ اینکه متروی دبی روی شهر (و تقریبا شبیه منوریل) است؛ یاد نکته خاصی نمی‌افتید!؟

 

و اما جیتکس و GSMA-ME

طبیعتا در وبلاگ همچون مجامع تخصصی‌، فرصت پرداختن به جزئیات نمایشگاه و کنفرانس نیست و تنها می‌توان به کلیات اشاره کرد. (در صورتی که در مورد خاصی مایل به گفتگو درباره جزئیات هستید، لطفا ایمیل بفرستید.)

جیتکس اگرچه نمایشگاه بزرگی است و در منطقه به نظر بهترین، اما با نمایشگاه‌هایی چون CES لاس‌وگاس و کنگره موبایل بارسلون تفاوت‌هایی اساسی دارد؛ از جمله اینکه شرکت‌های بزرگ غالبا به ارایه محصولات پیشین خود می‌پردازند و محصول جدیدی معرفی نمی‌کنند؛ مساله‌ای که البته امسال و با بدعت چند شرکت تا حدی بهبود یافت. نکته دیگر هم این است که برخی شرکت‌ها (مانند گوگل) تنها محصولات نهایی و مصرفی خودشان را ارایه داده و کمتر حرفی از MiddleWareهایشان به میان می‌آورند. البته برخی دیگر نیز راهبردی میانه اتخاذ کرده و معدودی چون Oracle در ارایه جامع راهکارهایشان سنگ تمام گذاشتند.

بطور کلی هر چند نمایشگاه از دید همراهان بنده که تجربه زیادی در بازدید از نمایشگاه‌های بزرگی چون بارسلون دارند نسبتا معمولی بود، اما برای من به عنوان نخستین تجربه این‌چنینی بسیار دیدنی و آموزنده بود. محوریت نمایشگاه امسال هم "اینترنت همه‌چیز" بود که یکی از مهمترین روندهای سال‌های آتی حوزه ارتباطات خواهد بود و شرکت‌های گوناگون نیز راهکارهایی در این حوزه ارایه داده بودند. امنیت، کلان‌داده‌ها (Big Data)، هوشمندسازی و راهکارهای سازمانی نیز از دیگر حوزه‌های پرطرفدار و روندهای نمایشگاه بودند. و بخش محصولات مصرفی (Consumer Products) هم که جایگاه ویژه‌ای در جیتکس داشته و دارند.

یکی از بخش‌های جالب جیتکس – همچون سایر نمایشگاه‌های این‌چنینی – پاویلون‌های کشورها بود و در این میان قطعا چین با پر کردن راهروهای متعدد در سالن‌های مختلف پیشتاز میدان! امسال کشورمان نیز در جیتکس دارای یک پاویلون اختصاصی بود، و البته این به جز چند شرکتی است که به طور مجزا در نمایشگاه غرفه‌هایی را گرفته بودند. پیش‌تر در اینستاگرام کامنتی درباره پاویلون ایران نوشتم که الان نیز همان را می‌آورم "نمیخوام آدم غرغرویی باشم، ولی بنظرم هم جای غرفه افتضاح بود، هم طراحی‌اش! حداقل طراحی‌اش رو تو عکس میتونید ببینید و قضاوت کنید. البته برخی شرکت‌ها با هوشمندی، جاهای بهتری رو خارج این محل اجاره کرده بودن." درباره شرکت‌های پاویلون ایران هم می‌توان بحث کرد ... . به هر حال ان شاء الله سال آتی اوضاع بهتری خواهد بود و قطعا نباید به این حد راضی شد؛ مسئولین هم طبیعتا همین دیدگاه را دارند.

Dubai_GITEX2015

کنفرانس GSMA منطقه نیز متمرکز بر جوانب مختلف جوامع متصل (Connected Societies) بود. بخش قابل توجهی از ابتدای کنفرانس در اختیار اپراتورها بود؛ و همان‌طور که در اینستا عرض شد: "محور همه بحث‌ها هم که مسایلی چون #جوامع_متصل، #اینترنت_اشیاء و ... باشه، آخرین حرف و جمع‌بندی یک اپراتور اینه که: باید به ما فرکانس بدید! #همراه_اول و #اتصالات و #ورایزون هم نداره."

Dubai_GITEX2015_GSMAME

درباره کنفرانس هم البته حرف زیاد است که واقعا شرح آن در این مقال نمی‌گنجد؛

به پایان آمد این دفتر ... .

  • علی