مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

مشق آزادگی

خوش آمدید
------
The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran
------
** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.blog.ir و همچنین دامنه اختصاصی rahmanpour.ir در دسترس است.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

------
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

۴۷ مطلب با موضوع «ICT (فناوری ارتباطات و اطلاعات)» ثبت شده است

- برخی ویژگی‌های کسب‌و‌کارهای حوزه IT (یا بطور صحیح‌تر ICT یا همان فناوری اطلاعات و ارتباطات –فاوای- خودمان!) برای افراد خارج از صنعت کاملا گیج‌کننده و گمراه‌کننده است. مثلا ممکن است همه اعداد و ارقام و جلوه بیرونی یک مجموعه مثبت باشد، اما شرکت در مسیر سقوط گام بردارد. یا برعکس، در حالی‌که همه چیز ناامیدکننده است یک موفقیت باورنکردنی در انتظار باشد. برای هر کدام از این‌ها هم می‌شود مثال‌های متنوع و متعددی آورد، چه از کشور خودمان و چه بطور خاص از کمپانی‌های سطح یک دنیا در چند دهه اخیر سیلیکون‌ولی.

- مهمترین ویژگی مشترک کسب‌و‌‌کارهای حوزه IT ناپایداری آن‌هاست که از سرعت بالای تغییرات این عرصه ناشی می‌شود. ناپایداری‌ای که حالا و با افزایش ضریب نفوذ اینترنت، کم‌کم در حال ورود به سایر کسب‌و‌کارها هم هست. و این یعنی چالش‌هایی که تا حالا فقط پایه‌گذاران کسب‌و‌کارهای حوزه IT با آن مواجه بودند، حالا سایر کسب‌و‌کارها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. (من چند وقت پیش حسابم را به یک بانک دیگر منتقل کردم و تنها دلیلم هم برای این کار اپلیکیشن بهتر بانک جدیدم بود! احتمالا شما هم چنین تجربیاتی دارید.)

- تصمیم‌گرفتن و مسئولیت ناشی از آن همیشه یکی از سخت‌ترین کارهای هر کارآفرین و مدیر کسب‌و‌کاری بوده (اگر نگوییم سخت‌ترین). با توجه به آنچه گفته شد، برای کارآفرینان و مدیران کسب‌و‌کارهای حوزه IT به دلیل سرعت بالای تغییرات و ناپایداری اکوسیستم این کار به مراتب سخت‌تر است. حالا بنظر می‌رسد سایر کسب‌و‌کارها هم باید برای این سختی مضاعف آماده شوند.

- در روش نوپای ناب (این مطلب وبلاگ را درباره نوپای ناب اریک ریز بخوانید) یاد می‌گیریم که چگونه وقتی فهمیدیم راهبردی درست کار نمی‌کند و اصلاح‌های جزئی هم کارساز نیست، چرخش (Pivot، پیوت) کنیم و راهبرد جدیدی را بیازماییم. اما حالا بنظر می‌رسد هم ما و هم کسب‌و‌کارهای سنتی باید شیوه جدیدی را یاد بگیریم: اینکه چطور تنها با رصد شرایط و پیش‌بینی وضعیت آینده، برای چرخش و Pivot آماده شویم!

- اگرچه ممکن است برخی این دگرگونی‌ها را با نگرانی دنبال کنند، اما به هر حال این تغییرات بخشی از طبیعت خواهد بود و اتفاقا همین‌جا و روی مرز همین تغییرات است که نسل تازه خدمات (و کارآفرین‌ها) متولد می‌شوند و اتفاقات بزرگ می‌افتد. در این بین نکته مهم این است که از «شکست» نترسیم و نگذاریم ترس از شکست جرات هرگونه حرکت و تغییر را از ما بگیرد. باید شکست را به عنوان بخشی طبیعی از فرآیند کسب‌و‌کار بپذیریم و شیوه عبور از آن را تمرین کنیم.


پانوشت: تصویر زیر مربوط به شعری از باب دیلن (برنده نوبل ادبیات امسال و از قضا از بت‌های جابز!) هست؛ و البته به احتمال قریب به یقین در زمان سرایش هیچ ربطی به اینترنت و فاوا نداشته، ولی بطور عجیبی با وضع کنونی این حوزه و تاثیر آن بر سایر بخش‌ها صدق می‌کند.

خداحافظ عصر اطمینان و خاطرجمعی؛ سلام عصر دگرگونی‌های دیجیتال (Digital Transformation)!

 


در اینستا: https://www.instagram.com/p/BR1PBFGFZAR

در لینکدین: https://www.linkedin.com/pulse/digital-transformation-age-pivot-before-you-forced-ali-rahmanpour

  • ۰ نظر
  • ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۵۷
  • علی

۱۰-۱۲ سال پیش ما از #اینترنت چیزهای جدید پیدا میکردیم و واسه مسن‌ترها میخوندیم؛ حالا اونا از #تلگرام پیدا میکنن واسه ما میفرستن!😂 #چرخ_زمانه

---

گذشته از شوخی، الان پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی این ظرفیت رو پیدا کردن که اگر کمی حواسمون نباشه کل وقت ما رو بخورن؛ اون هم با اطلاعاتی که صرفا نشونه بروز بودن هستن، یا شاید حتی به ظاهر هم مفید باشند، اما آیا واقعا این داده‌ها مورد نیاز ما هم هستند؟
این روزها برای باز کردن هر لینک و خوندن هر مطلب باید دو-دو-تا چهارتا کرد و حساب وقت و محدودیتش رو داشت. متاسفانه سواد رسانه‌ای ناکافی‌مون باعث شده خیلی‌هامون داریم عمرمون رو هدر می‌دیم. مساله‌ای که اگر تا دیروز مختص جوان‌ترها بود، حالا بیشتر مسن‌‌ترها گرفتارش می‌شن.

  • ۰ نظر
  • ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۵۷
  • علی

آذرماه ۹۵ برای ما ماه بسیار پرکار و حساسی بود، دیگه باید کارها رو سر و سامون می‌دادیم و برای دو ماه درگیر آموزشی سربازی می‌شدیم؛ دوره‌ای که مدت‌ها از اومدنش و تاثیری که می‌تونست روی کارهامون بذاره استرس داشتیم (شرح ماوقع این دوره و ... بمونه برای یه فرصت دیگه). اما هفته آخر آذرماه از یک جنبه دیگه هم برای ما خیلی خاصی شد و اون از لحاظ فرصت‌هایی بود که تونستیم با مخاطبانمون مستقیما ارتباط برقرار کنیم.


حضور در نمایشگاه الکامپ و ارایه در بخش الکام‌استارز (خلاصه‌ای‌اش رو می‌تونید از اینجا یا اینجا بخوانید) و اختصاص برنامه فناور خبر ۲۱ به حوزه اینترنت چیزها و خدمات ما (از اینجا ببینید) بخشی از این فرصت‌ها بود.


علاوه بر این ویژه‌نامه کلیک روزنامه جام‌جم هم در صفحه «تلاش» شماره ۲۸ آذرماه ۹۵ به معرفی لینکپ و داستان شکل‌گیری‌اش پرداخت که می‌تونید از اینجا آنلاین بخوانیدش. (این گفتگو باعث شد بتونم با یک فرد رسانه‌ای حرفه‌ای هم در حوزه ICT، یعنی سرکار خانم گیوه‌چین آشنا بشم و از این لحاظ خیلی عالی بود.)

  • علی

بسم الله ...

گام جدیدی که در ادامه قدم‌های قبلی مسیر حرفه‌ای‌مون برداشتیم، راه‌اندازی لینکپ (Linkap) هستش؛ و مثل همیشه محتاج دعای خیرتونیم ... .

لینکپ را در اینستاگرام و تلگرام می‌تونید با این آی.دی دنبال کنید: @linkap_official

وبسایت: http://linkap.ir 

همچنین اگر به حوزه‌ی فعالیت لینکپ علاقه‌مندید، مطالب وبلاگش رو هم (که من و سایر دوستان می‌نویسیم) از دست ندید (اون مطالب رو در این وبلاگ قرار نمی‌دم).

لینکپ

#linkap #to_link_everything #iot #intenet_of_things #internetofthings #smartcity #platform #network #iotflexiblenetwork #اینترنت_چیزها #اینترنت_اشیا #اینترنت_اشیاء #شبکه #پلتفرم #linkap_laboratory #لابراتوار_لینکپ #هوشمند #هوشمندسازی #smartness #makingsmart #4th_industrial_revolution


https://www.instagram.com/p/BMGhCGhgwy8

----------

توضیحاتی درباره برخی فعالیت‌هامون در حوزه #هوشمندسازی و #اینترنت_اشیاء (یا به عبارت صحیح‌تر، #اینترنت_چیزها) که در گفتگو با مرکز تسهیل‌گری و #techtalks بیان شده رو هم میتونید از لینک زیر ببینید و بخونید:

http://www.ictstartups.ir/fa/content/23540 

خیلی جامع و کامل نیست، ولی اگر به این حوزه‌ها علاقمند باشید احتمالا دیدنش خالی از لطف هم نباشه.

#تاراکسا #لینکپ #taraxa #linkap #IoT #internetofthings

اینترنت اشیا


https://www.instagram.com/p/BMUZKwZgqSX

  • علی

(https://www.instagram.com/p/BMD2-9ZAnz0)

از مجتبی - که این روزها سخت در تلاشه تا کسب‌و‌کار نوپای خودش رو توسعه بده - اجازه خواستم تا از ترکیب جالب میزکارش عکس بگیرم و بذارم اینستا؛ اون هم در حالیکه میخندید گفت «بگیر ... تو ایدئولوژی بالایی؛ ... دومی هم یک کارآفرین موفق» این نمایی از یک نسل پرامید در کشوره که خیلی‌ها مثل نایاک دوست ندارن ببینن و میخوان تغییرش بدن؛ برخی دیگه هم احتمالا ناخواسته و با نیت‌های خوب، به جای حل و اصلاح بعضی مشکلات، تیشه به ریشه‌اش میزنن.

... اما این بچه‌ها وجود دارن و ان شاء الله نه فقط آینده ایران، که دنیا رو تغییر خواهند داد. 

«باید خودمان به خودمان تلقین کنیم که ما مستقلیم و ما باید مستقل باشیم. و ما نباید دستمان را به دیگری دراز کنیم برای اموری که کشورمان محتاج است. ارزش کار شما امروز ارزش یک امری است که نمی‏شود مقایسه‌‏اش کرد با زمان‌های سابق.» (امام خمینی، 1361)

بعدنوشت: به امید روزی که عکس قهرمانان و خالقان کسب‌و‌کار هموطن روی میز کار جوان‌ها باشه؛ قهرمانانی که البته الان هم فکر می‌کنم وجود دارن، اما متاسفانه ناشناخته‌ان.

  • علی

مقاله زیر برای انتشار در ماهنامه تخصصی Vapps که توسط جناب مهندس توکل عزیز منتشر می‌شود نوشته شده است. پیش از ادامه این نکته را عرض کنم که احتمالا این مقاله تنها در صورتی برایتان جذاب است که به مباحث روز حوزه ارتباطات علاقه‌مند باشید. با این حساب اگر مشتاق مطالعه‌اید، بهتر است پیش‌تر از اینجا با شبکه‌های LPWAN نیز بیشتر آشنا شوید.

شبکه‌های LPWAN (توان پایین و پوشش وسیع) در امتداد مسیر توسعه شبکه‌های بی‌سیم متداول شکل نگرفته‌اند. بنظرم این یکی از مهمترین نکاتی است که باید هنگام پرداختن به این شبکه‌ها مد نظر داشت، چرا که این مساله خود منجر به استنتاج نکاتی دیگر نیز خواهد شد. اما اجازه دهید ابتدا کمی بیشتر به جمله‌ای که اشاره شد بپردازیم؛ در مسیر توسعه از GSM به 3G و از نسل سه به LTE، همواره یکی از مهمترین دغدغه‌ها افزایش نرخ داده (Data rate) بوده است، و وقتی از این زاویه به شبکه‌های LPWAN نگاه کنیم شاهد یک پسرفت هستیم؛ اما می‌دانیم که این‌طور نیست. مساله این است که باید از زاویه‌ای متفاوت به ماجرا نگاه کرد و آن وقت است که متوجه فرصت‌های فراوانی می‌شویم که شبکه‌های LPWAN برایمان ایجاد می‌کنند: امکان اتصال ارزان و به‌صرفه تعداد بسیار زیادی گره که پیش از این قابل تصور نبود. در حقیقت شبکه‌های LPWAN در پاسخ به نیازی متفاوت از روند توسعه گذشته شکل گرفته‌اند.

فرصت‌های پیش روی شبکه‌های LPWAN تا حدی است که امروزه حتی موسسه 3GPP‌ نیز - که استانداردنویسی شبکه‌های سلولی متداول را بر عهده دارد - به تکاپو افتاده است تا کلاس خاصی از نسل آتی شبکه‌های سیار را با تمرکز بر ویژگی‌های شبکه‌های LPWAN گسترش دهد. اتفاقی که البته خیلی دیر رخ داده، سال‌ها پس از آنکه موسسات و شرکت‌های مختلفی چون SigFox (که یک استارتاپ محسوب می‌شود)، آستین‌ها را بالا زده‌اند و حالا شبکه‌هایی بر اساس فناوری‌هایشان در حال فعالیت است. همین‌جا یک تفاوت دیگر هم آشکار می‌شود: ما عادت کرده‌ایم فناوری‌های شبکه‌های بی‌سیم عمومی توسط موسسات عریض و طویل ارایه شوند، نه یک شرکت استارتاپی. با این حساب جای تعجب نیست وقتی به حلقه‌های دیگر زنجیره ارزش LPWAN می‌رسیم هم شاهد شرکت‌های کوچک و متوسطی باشیم که قد علم کرده‌اند.

LPWAN روندی است که از ابتدا بر خلاف جریان آب و با ساز و کاری نوآورانه شکل گرفت و این یعنی علی‌رغم فرصت‌های فراوان پیش رو، با عدم ‌قطعیت‌ها و ابهامات زیادی نیز مواجه است؛ ابهامات و سوالاتی که نه تنها در بخش فنی، بلکه در کلیدی‌ترین مسایل مدل تجاری مطرح می‌شود، همچون این سوال که «چگونه می‌توان از شبکه‌های LPWAN‌ پول درآورد!؟»

تا پیش از این مسیر اپراتورها در این زمینه خیلی شفاف بود، آنها سرمایه‌گذاری‌های عظیمی در زیرساخت شبکه انجام می‌دانند و با ارایه خدماتی چون مکالمه، پیامک و دیتا (که تقاضای آن از سمت مشتری تقریبا قطعی بود) درآمدزایی می‌کردند. اما درباره شبکه‌های LPWAN نه حجم سرمایه‌گذاری‌ها همچون قبل است که انحصاری بیافریند و نه حتی با نگاه سنتی، مسیر درآمدی چشم‌گیری وجود خواهد داشت که توجیه‌کننده آن باشد (به یاد دارید که ارزان بودن یکی از ویژگی‌های اصلی این شبکه‌ها بود). قطعا این به معنای عدم ورود اپراتورها به این حوزه نیست. اپراتورها در سراسر دنیا، حتی با هدف کامل کردن ویترین خدماتشان هم که باشد در این حوزه ورود و سرمایه‌گذاری کرده و خواهند کرد. اما نکته مهمی که باید بدانیم این است زمین بازی متفاوت از قبل است و از این رو نمی‌توان انتظار داشت تکرار حرکت‌های گذشته موثر واقع شود؛ بلکه باید به دنبال کشف مسیرهای تازه و پایه‌گذاری اکوسیستمی جدید بود.

بدون شک شبکه‌های LPWAN فرصت‌های جدیدی ایجاد خواهند کرد، اما هیچ مسیر جادویی برای بهره‌گیری از این فرصت‌ها وجود ندارد؛ بلکه این فرصت‌ها را باید از طریق آزمایش مدل‌های گوناگون، ارتباط نزدیک با سرویس‌گیرندگان، دریافت بازخورد از آن‌ها و توانایی تکرار سریع این حلقه کشف کرد؛ و این نیازمند پویایی و نوآوری است. به نظر اگر جنگی در میدان LPWANها باشد، بیش از جنگ فناوری‌ها، جنگ با سستی و خمودی است؛ چراکه این بازار احتمالا آن‌قدر بزرگ خواهد شد که فناوری‌های مختلف جای خود را در گوشه‌ای از آن پیدا کنند.

  • علی

به بهانه بازی پوکمن‌گو؛ فناوری‌های نوین و محوتر شدن مرزهای دنیای فیزیکی و دیجیتال:

«آیا چیزی برای ترسیدن وجود دارد؟»

متن تحلیل فوق را که در شماره امروز روزنامه صبح‌نو منتشر شده، می‌توانید از لینک زیر بخوانید:


پانوشت:
درباره جرقه اولیه این موضوع می‌توانید اینجا را بخوانید. همچنین نسخه انگلیسی این متن (البته با برخی تفاوت‌ها، اما با کلیت و موضوعی مشابه) پیش‌تر در لینکدین و همچنین اینجا منتشر شده بود.
خوشحال می‌شوم دیدگاه‌های شما را هم در این‌باره بخوانم، می‌توانید ایمیل کنید یا بصورت کامنت بگذارید.
  • علی

ان شاء الله یکشنبه، ۱۱ مهر ماه دانشگاه تهران هستم تا در IoT Meetup درباره اینترنت چیزها (اشیاء) و هوشمندسازی، بستر ارتباطی‌اش و ... گپ بزنیم. با وجود ضیق وقت، روی ارایه فکر و تلاش کردم تا مسایلی که حس می‌کنم می‌تواند برای دوستانم مفید (و البته برای خودم موجب یادآوری مجدد) باشد مورد اشاره قرار گیرد. برای همین هم موضوعات بحث کمی متنوع شد و عنوان ارایه را گذاشتم IoT Soup! :)

فایل ارایه و ... را ان شاء الله بعد از برنامه در Slideshare گذاشته و در آپدیتی زیر همین پست هم اضافه خواهم کرد.

برخی لینک‌های مرتبط:

- لینک ثبت نام در ایوند

- پست‌های IoT Blog‌ درباره همایش و شهر هوشمند


ذیل همین پست، دو اتفاق خوب که هفته قبل از آن‌ها مطلع شدم را هم بگم: اول حرکت جالبی است که هفته‌نامه «شنبه» آغاز کرده؛ بخشی از متن را مستقیم از زبان سردبیر این نشریه می‌آورم: "از این هفته کمپین «در جست‌وجوی زاکربرگ» را با همکاری دونیت آغاز کرده‌ایم و بخشی از شماره‌های قبلی «شنبه»، به‌جای خمیر شدن یا فروخته شدن به دلالان کاغذ، به روستاهای دورافتاده کشورمان ارسال می‌شود." (لینک متن کامل / لینک دونیت)
البته علی‌رغم ایده جالب، بعد از یک مرور سریع صفحه دونیت متوجه نشدم که آیا غیر از مشارکت در توزیع، کمک دیگری هم هست که بتوان انجام داد یا خیر؟

مورد دیگر وارد شدن مباحث پایه‌ای مربوط به مدل و طرح تجاری در قالب درس (کارگاهی) در پایه دهم است؛ کمبودی که خیلی‌هایمان دغدغه‌اش را داشتیم و خوشبختانه از امسال برای آن فکری شده؛ حالا می‌توان امید داشت که نسل بعد بتواند ان شاء الله ورودی آگاهانه‌تر به حوزه کسب‌و‌کار  داشته باشد.

(البته یک نکته دیگر هم درباره نمایشگاه تلکام امسال بود که به دلیل تلخی از آوردنش صرف نظر کردم :))


بعدنوشت:

- اسلایدهای من را می‌توانید از لینک زیر مشاهده و دانلود کنید:

http://www.slideshare.net/rahmanpour/iot-soup

- همان‌طور که در جلسه مطرح شد، اسلایدهای سایر ارایه‌دهندگان و گزارش احتمالی را هم دوستان برگزار کننده به‌زودی در سایت IoTBlog قرار خواهند داد.

- یکی از دوستان حاضر در برنامه هم پستی درباره همایش نوشته‌اند که می‌توانید از اینجا بخوانید. (فقط درباره  بحث سرمایه‌گذار در مطلب ایشان که شاید من بدرستی بیان نکردم این نکته را ذکر کنم که تاراکسا اخیرا (آن هم به صورت محدود و به عنوان سوپاپ اطمینان) به این مسیر روی آورد و ۲.۵ سال قبل را از طریق پروژه‌های ریز و درشت و بعضا هوا خوردن دوام آوردیم :) )

  • علی

حتما شما هم تا حالا با امکان ترابرد شماره تلفن همراه به اپراتوری دیگر آشنا شده‌اید (+) و تبلیغات اپراتورها را برای جذب مشترکان جدید دیده‌اید. پیش از عملی‌شدن این طرح هم معلوم بود که کفه ترازو به نفع اپراتورهای دوم و سوم و به ضرر اپراتور اول سنگینی خواهد کرد، یکی از دلایل این مساله هم این است که مشتریان اپراتورهای دوم و سوم در فضایی رقابتی اقدام به انتخاب اپراتور خود کرده‌اند، در حالی‌که بخش قابل توجهی از مشترکان اپراتور اول، در زمان انحصار خدمات تلفن همراه مشتری این اپراتور شده‌اند و بعد هم به دلیل حفظ شماره‌شان، از تعویض سیم‌کارت خودداری کرده‌اند. البته جدای از بحث مشترکان اولیه همراه اول، اضافه کنید دسته‌ دیگری را که صرفا بخاطر پایدار نمودن بیشتر شماره‌های ثابت همراه‌اول، یا وجهه اجتماعی و ... ناشی از گران‌تر بودن این شماره‌ها مشترک این اپراتور شده بودند! (بله، در جامعه مریض حتی عدد «۱» ابتدای کد داخلی اپراتور هم می‌تواند نماد لاکچری باشد!)

در این میان نکته عجیب کمپین‌های تبلیغاتی ترابرد به همراه اول است که با تاخیر نسبت به دو اپراتور دیگر و با شعارهایی به محوریت «معتبر شوید» شکل گرفته! اگر درست یا غلط، پیش شماره ۰۹۱ همراه اول را نماد اعتبار بدانیم، ایرانسل می‌تواند تبلیغ کند که معتبر بمانید، ولی از خدمات بهتر و ... ما استفاده کنید (که طبیعتا این حرکت نوعی خودزنی است و ایرانسل هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کند!) اما مهاجرت یک مشترک ایرانسلی یا رایتلی به همراه اول، چه اعتباری برای او به همراه خواهد داشت؟ اصولا این کمپین با چه منطقی شکل گرفته؟ آیا بهتر نبود همراه اول روی مسایلی مثل پوشش مناسب و ... تمرکز می‌کرد؛ به هر حال حتما همراه اول نقاط قوتی غیر از کدهای ۰۹۱ش هم دارد دیگر!؟

اینجاست که باید گفت: دارید اشتباه کمپین میزنید جناب مهندس صدوقی :)


پانوشت: 

- بدیهی است نام مهندس صدوقی به استعاره از مدیر تبلیغاتی مربوطه در همراه اول بکار گرفته شده است.

- هدف از این پست صرفا گوشزد یک راهبرد اشتباه تبلیغاتی است و نه تبلیغ له یا علیه اپراتوری خاص.

  • ۱ نظر
  • ۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۱۳
  • علی

- اگرچه پیش‌تر با مفاهیم اساسی «نوپای ناب» نسبتا آشنا بودم، اما بالاخره فرصتی دست داد تا بنشینم پای مطالعه بخش‌های مانده کتاب اریک ریز و تمامش کنم. از یک طرف ناراحتم که چرا این‌قدر دیر این اتفاق افتاد، و از طرف دیگر فکر می‌کنم شاید همین دیر خواندن باعث شد برخی مسایلی که در کتاب مطرح شده برایم ملموس‌تر باشد و از طرفی محک بهتری برای قیاس راهبرد ارایه‌شده با روش سنتی داشته باشم.

- درباره کتاب باز هم در بخش بعدی می‌گویم، اما جمله‌ای در جمع‌بندی پایانی کتاب آمده بود که بهانه‌ای شد برای این نوشتن این مطلب: «برای اینکه همه انقلاب‌های مدیریتی قبلی توسط مهندسان رهبری شده است دلیلی وجود دارد: مدیریت، مهندسی سیستم‌های انسانی است.»

این جمله از آن جهت برایم جالب بود که پیش‌تر و درباره برخی مسایل نسبتا بی‌ربط دیگر نیز حسش کرده بودم. مثلا در برخی از رمان‌ها و فیلم‌ها به نظرم همان‌قدر که هنر و تخیل موجود در داستان زیباست، شیوه سازماندهی‌اش نیز ستودنی است. و از زاویه دیگر، در بسیاری از محصولات مهندسی تولید شده نیز همان‌قدر که کاربردی بودن و ساخت خوبش مهم است، معماری مناسب و نوآوری آن است که موجب جذب مردم و ایجاد تجربه کاربری لذت‌بخش می‌شود. 

بنابراین شاید بی‌دلیل نبوده که طی سال‌ها معماران به نوعی ویترین رشته‌های مهندسی (و بعضا هنری) دیده می‌شدند: در معماری هر دوی این جنبه‌ها به عریان‌ترین شکل مشخص است. مساله‌ای که شاید برای یافتن اهمیتش در سایر رشته‌ها باید کمی عمیق‌تر شد. البته این مساله در دهه اخیر و با صحبت‌های استیو جابز درباره تقاطع مهندسی و هنر کمی برایمان ملموس‌تر است؛‌ البته به شرطی که به جای یک مصرف‌کننده و Apple fan(!) از دید سازنده و طراح به موضوع نگاه کنیم. 

خلاصه اینکه همان‌قدر که مهندس شدن این روزها نسبتا ساده شده، معمار شدن سخت است! چه معمار در سطح مهندسی سیستم‌های انسانی، چه در سطح سیستم‌های کامپیوتری: اینکه بتوانی چیزهای درست را به شکلی درست و برای ساخت عمارتی درست کنار هم بچینی. (احتمالا درباره هنر هم بشود حزف مشابهی زد، مثلا همان‌قدر که جا زدن طرح‌ها به عنوان سورئال نسبتا راحت شده، پیکاسو یا ... شدن سخت است و الخ!)

راستی حالا که بحث معماری سیستم شد یادی هم بکنیم از آیه شریفه ۶۱ سوره هود «... هُوَ أَنشَأَکُم مِنَ الأَرضِ وَاستَعمَرَکُم فیها ... اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت!» (از اینجا بیشتر بخوانید)


- اما برگردیم به «نوپای ناب»؛ اریک ریز که خودش هم یک کارآفرین است، اصول مدل نوپای ناب (Lean Startup) را بر اساس راهبرد تولید ناب تویوتا و بکاربرستن برخی راهکارهای مبتنی بر آن در شرکت‌های نوپا معرفی کرده. همان‌طور که در کتاب آمده «Build-Measure-Learn feedback loop is at the core of the Lean Startup model». بخش‌های عمده کتاب نیز به فعالیت‌های مرتبط با این حلقه و چگونگی طی مناسب و سریع آن می‌پردازد و اصطلاحات معروفی چون گمینه محصول پذیرفتنی (MVP)، یادگیری معتبر و ... که این‌روزها می‌شنویم، به طور مفصل در آن مورد بررسی قرار گرفته‌اند. البته نظرات خوانندگان را که در سایت Goodreads می‌خواندم، برخی معتقد بودند کتاب ساختار خیلی مناسب و منظمی ندارد و خیلی مسایل هنوز مبهم مانده. اما به نظر در اینجا باید به این نکته توجه کرد که: این کتاب تنها یک شروع است و همان‌طور که نویسنده نیز در فصل آخر (که به خوبی کتاب را در آن جمع‌بندی می‌کند) اشاره کرده، به هیچ وجه نباید این نوشته خود به قوانین صلب و انعطاف‌ناپذیر تبدیل شود، بلکه باید ایده اصلی‌اش، آن‌گونه که لازم است و متناسب با وضع سازمان، بکارگرفته شود. اتفاقا از این نگاه شاید ساختار نرم کتاب (در مقایسه با سایر راهکارهای مدیریتی که بعضا فرمول‌های سفت و سخت ارایه می‌دهند) بد هم نباشد. البته این کتاب نیز طبیعتا همچنان مسیری طولانی برای اصلاح (چه در محتوا و راهکارها و چه در شیوه نگارش) پیش رو دارد. 

- من ترجمه فارسی کتاب را خواندم که در کل ترجمه روان و خوبی بود، هر چند برخی جاها که زیرنویس انگلیسی هم داده شده بود، کمی ترجمه ارایه شده نامتناسب می نمود، که احتمالا دلیل ارایه زیرنویس انگلیسی هم همین عدم یافتن معادل فارسی مناسب بوده. به هر حال اگر بتوانید نسخه اصلی کتاب را بخوانید شاید بهتر باشد. برخی جملات کلیدی کتاب را می‌توانید از اینجا بخوانید. همچنین ویدیوی معروف سخنرانی اریک ریز در گوگل را هم می‌توانید از اینجا ببینید. با اینکه شاید شما هم مثل من بر اساس خواندن و دیدن همین‌ها فکر کنید کل موضوع را گرفته‌اید، اما طبیعتا عمقی که از خواندن کتاب و مرور و یادآوری‌اش بدست می‌آید متفاوت خواهد بود (و البته قطعا اصل یادگیری موقع بکار گرفتن روش خواهد بود).

در ضمن، فصل‌هایی از کتاب بطور خاص متناسب با نوآوری در شرکت‌های بزرگ و (یا بزرگ‌شدن شرکت‌های نوآور) است و از این رو کتاب تنها بدرد کارآفرینان مستقل نمی‌خورد و کارآفرینان سازمانی هم می‌توانند از آن استفاده کنند.

و اجازه دهید پایان این مطلب هم یکی دیگر از جملات کلیدی و زیبای نوپای ناب باشد:

?The big question of our time is not Can it be built? but Should it be built

  • ۰ نظر
  • ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۱۸
  • علی

این روزها مجددا بحث درباره برجام و تحریم‌ها داغ شده، البته این بار با موضوعی جدید: آیا تحریم‌ها واقعا لغو شده یا خیر!؟

قطعا خیلی‌ها هستند که بهتر از من بتوانند در این‌باره نظر دهند، اما با توجه به بحث‌هایی که بعضا میشود و سوالی که برخی دوستان می‌پرسند، بد ندیدم جمع‌بندی‌ای از برخی تجربه‌های شخصی و در مقیاس کوچکی فعالیت‌هایمان را بگویم.

- احتمالا هر کس در حوزه‌های روز و فناورانه فعال باشد و حداقل در فروم‌ها، شبکه‌های اجتماعی حرفه‌ای مثل لینکدین و ... عضو بوده و گه‌گاه ایمیلی به شرکت/فرد خارجی ارسال کرده باشد، تفاوت قبل و بعد از برجام را در اتمسفر و جو ارتباطات حرفه‌ای و بین‌المللی‌اش لمس کرده‌. نوع این تغییر هم یک تغییر ۹۰ درجه‌ای (از بی‌تفاوتی به اشتیاق) نیست، بلکه یک تغییر ۱۸۰ درجه‌ای از ترس و نادیده‌گرفتن به اشتیاق است. برای مجموعه کوچک ما هم موارد زیادی در تایید این سخن رخ داده؛ پیش‌تر هم درباره یکی‌ نمونه‌اش گفته بودم (+).

- در کنار مساله فوق اما یک سوال دیگر هم مطرح است: جدای از تغییر اتمسفر، آیا در عمل هم تغییری رخ داده؟ قبل از پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه کرد: اول اینکه هنوز زمان خیلی زیادی از توافق نمی‌گذرد، دوم افزایش بسیار زیاد انتظارات عمومی از برجام است که به اشتباه و با اهداف سیاسی توسط دولت شکل گرفت، توقع از «آنچه باید در عمل رخ دهد» را تغییر داده؛ و سومین مورد نیز اینکه در بخش‌های مختلف ممکن است تجربیات گوناگونی وجود داشته باشد و از این رو به سادگی نمی‌توان یک نسخه واحد پیچید.  تجربه شخصی ما (و البته بازخوردهای مشابهی که از برخی همکاران دیگر دریافت کرده‌ایم) این بوده که در عمل و برای نمونه، بر سر راه ورود قطعات (حتی بعضا قطعات معمول) موانع پیشین همچنان پا برجاست و هزینه‌های فرار از محدودیت‌ها نیز همچون گذشته بالاست؛ درباره استفاده از غالب پلتفرم‌های توسعه نیز شرایط نسبتا مشابه است. یک نکته دیگر نیز عدم حس تعهد شرکای خارجی در کار با مجموعه‌های داخلی، یا حداقل مجموعه‌های کوچک داخلی است. بدین‌ترتیب که ممکن است شما توافق‌نامه‌ای را امضا کنید، اما به راحتی شاهد باشید که طرف خارجی آن را نادیده می‌گیرد، چون حس می‌کند کاری از دست شما بر نخواهد آمد. بنظر هنوز جای سازوکارهای مناسب برای محافظت از حقوق مجموعه‌های داخلی در همکاری‌های بین‌المللی خالی است و باید برای آن فکری کرد.

- اما با توجه به دو بند قبل، نتیجه چیست؟ تحریم‌ها نعمتند یا نقمت!؟ رفع شده‌اند یا هنوز پابرجا هستند؟ بنظر این سوالات خیلی کلی هستند و بیشتر بدرد دعواهای سیاسی می‌خورند، در حالی‌که پاسخ‌ها و تحلیل‌های واقعی باید بصورت جزئی‌تری باشند. اگر شما آهن و آتش برای ساختن شمشیر داشته باشید یا بتوانید آن‌ها را وارد کنید، تحریم شمشیر احتمالا برای شما یک فرصت خواهد بود، چون مجبورتان می‌کند با تلاش بیشتر، کم‌کاری گذشته را جبران کرده و در شمشیرسازی خودکفا شوید، اما اگر این دو نباشد چه؟ احتمالا باز هم می‌توان راه‌های خلاقانه‌ای یافت و اصلا این خود شاید به اختراعات و نوآوری‌های جدید منجر شود، مثلا ممکن است این مساله نهایتا به ساخت تی‌ان‌تی ختم شود! اما خوب ... باید بپذیریم که کار ساده‌ای پیش رو نخواهد بود! آیا سازوکار نرم و سخت آن را دیده‌ایم!؟ درباره رفع یا پابرجا بودن تحریم‌ها هم که تجربه و دیده‌ها و شنیده‌های شخصی آن چیزی است که در دو بند قبل آمد، هر چند ممکن است این تجربیات با مطلوب‌های سیاسی و افراطی هر دو سو همخوان نباشد.

- نهایتا اینکه میان ندانم‌کاری و انداختن کشور به دام تحریم‌های هزینه‌ساز با ایستادگی و مقاومت بر سر اصول و همچنین میان تنش‌زدایی و توسعه ارتباطات سازنده با ساده‌اندیشی و به خطر انداختن منافع ملی مرز ظریفی است که سیاست‌بازی و مصرف داخلی پیدا کردن سیاست خارجی مهمترین عامل محو شدن آن خواهد بود.

ان شاء الله در کنار تلاش برای بهبود شرایط، در هر وضعیتی نیز تلاش کنیم تا حداکثر بهره را از شرایط موجود ببریم و در زمین طراحی‌شده بهترین بازی را ارایه دهیم: چه در میدان تحریم و با خودکفایی باشد، چه در میدان پسابرجام و با شتاب توسعه (+)‌ ... .

  • ۰ نظر
  • ۱۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۵۸
  • علی

یکم و دوم شهریور امسال بطور کامل (و از چند وقت قبل بصورت نیمه‌کامل!) درگیر حضور در دومین همایش شهر هوشمند ایران بودیم که در سالن همایش‌های برج میلاد برگزار شد. واقعیت این است که در میان همایش‌ها و کنفرانس‌های مختلفی داخلی، این همایش از چند جنبه متفاوت است: یکی کارگروه‌ها و بدنه اجرایی همایش که ترکیبی واقعی از بخش‌های خصوصی و دولتی است، و دیگر برنامه‌های متنوع و موازی (پنل‌ها، کارگا‌ه‌ها، ارایه مقالات، مسابقات و نمایشگاه) که در هر لحظه برگزار می‌شود. از طرفی موضوع همایش نیز ترکیبی از بحث‌های سیاست‌گذاری، فنی و مهندسی و اجرایی است. البته قطعا این همایش همچنان راه درازی را برای بهتر و مفیدتر شدن پیش رو دارد.

در همایش امسال مجموعه ما نیز علاوه بر حضور در نمایشگاه جانبی، به ارایه مقاله‌ای با محوریت بررسی مدل تجاری مبتنی بر مشارکت بخش عمومی و خصوصی، متناسب با شهر هوشمند و همچنین کارگاهی با موضوع «شبکه‌های دوربرد با توان پایین (LPWAN، ویژه اینترنت چیزها)، زیرساخت بی‌سیم مورد نیاز برای هوشمندسازی شهرها» پرداخت که خوشبختانه بازخوردهای خوبی دریافت کردیم (+). اسلایدهای مربوطه را می‌توانید از اینجا ببینید.

درباره مقاله هم اگرچه با توجه به محدودیت زمان کار با سطح مطلوبمان فاصله داشت، اما نظر به تجربیات پیشین و چالش‌هایی که در این حوزه لمس کرده بودیم، بنظرمان آمد شروع این بحث و جلب توجه به آن یک ضرورت است؛ که ان شاء الله در آینده و توسط متخصصان به صورت حرفه‌ای‌تری پیگیری شود.

خلاصه اینکه اولین روزهای گذر از ۲۶ و ورود به ۲۷ سالگی، بسیار پر تنش بود؛ اضافه کنید به موارد فوق، دندان‌درد یکدفعه‌ای و خراب شدن ماشین را که آثارش در چهره‌ام هم - اینجا - کاملا مشخص است! البته بحمدلله بخیر گذشت. :-)

  • ۰ نظر
  • ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۱۷
  • علی

(پیرو بحثی که پیش‌تر اینجا مطرح کرده بودم و از لینکدین:
https://www.linkedin.com/pulse/fading-boundaries-between-physical-digital-world-fear-ali-rahmanpour?trk=prof-post)

Fading of boundaries between digital and physical worlds, is there anything to fear?

Recently we have read a lot about Pokémon Go and the records it has broken (the record for the highest number of downloads during launch week on the App Store and suchlike), But this is when we are just talking about numbers. The truth is that “Pokémon Go” (a basic augmented-reality based game) was a significant strike for breaking the wall between physical and digital worlds, and although it wasn’t the first strike, it seems it was the loudest one till now!

Considering the growing impact of the internet and www on our daily life, many of us had lost our belief about the thick wall some was assuming between the digital (or so-called virtual) world and the physical (real) one, however there was still a border which makes these two differentiable. Removing this border is exactly how some revolutionary technologies are changing our world. Cyber-Physical Systems or the Internet of Things (IoT), Virtual Reality (VR), Augmented Reality (AR) and Big-data (the data analysis behind previous ones) are some of the most important members of this generation of technologies (which all could also boost AI, an already-challenging topic). 

But this trend has also certain challenges which make some to ask “are these all good or bad!?” Although for some geeks the answer is “100-percent good” and for some technophobic and nostalgic ones “completely bad”, but to be honest, it seems almost irrelevant to talk about the goodness or badness of them. Technology goes its way and the main output of this advancement is bringing more “Efficiency” to processes and life. From rising of “fire” to the age of “airplanes”, there were always both good and disruptive usages for new inventions. And still by considering some bad usages or probable dangers, no one even have doubted to employ them. Similarly in these emerging technologies it’s again our art (and also our duty) to exploit the most positive aspects of them and confront the negative ones (especially some probable privacy issues about the above ones), … surely without any haste or fear! 

What do you think?

  • ۰ نظر
  • ۲۰ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۵
  • علی

این روزها تب بازی پوکیمان‌گو (پوکمن گو، Pokemon Go) خیلی داغ شده است. اما جدای از هیاهوها، حقیقت این است که این بازی و همه‌گیری آن از چند جنبه اهمیت داره: 

اول اینکه برای نخستین بار بحث واقعیت افزوده (Augmented Reality, AR) که بیشتر در حد حرف و یا کارهای خاص بود، در زندگی واقعی همه‌گیر شد (البته بماند که روی همین مساله نیز خیلی حرف و حدیث شد و عده‌ای اصولا این بازی را در حد یک AR واقعی نمی‌دانستند، مثل این مقاله! اما به هر حال این بازی را می‌توان حداقل نمونه‌ای ابتدایی از AR مبتنی بر موقعیت مکانی دانست). 

مورد دیگه اینکه پوکیمان گو نشان داد هر وقت که فکر میکنیم روند نوآوری در فناوری (در اینجا وب و نت) تقریبا اشباع شده، با برداشتن یک مرز جدید به یکباره فضایی بسیار بزرگ باز میشه! البته باید منتظر ماند و دید این روند تا به کچا ادامه پیدا می‌کند و آیا مانند قانون مور در الکترونیک (Moore's law) روزی این اشباع واقعا رخ خواهد داد!؟ 

و نهایتا اینکه این بازی (یا به بیان بهتر، رویداد) نشانه‌ای بود بر صحت این ادعا که نوآوری‌های آتی نت (Net) در اختلاط و پیوند عمیق فضای مجازی و حقیقی است، چه با AR و VR، چه با اینترنت اشیا و ... .


پانوشت-۱: شخصا نیز این مساله برایم جرقه‌ای شد تا کمی بیشتر راجع به موارد یاد شده و برهم‌کنش‌هایش با زندگی مطالعه کرده و بنویسم ... .

پانوشت-۲: اگر می‌خواهید پوکیمان بازی کنید، بد نیست ابتدا برخی مسایل امنیتی پیرامون آن را هم از اینجا مرور کنید.

  • ۰ نظر
  • ۰۷ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۲۱
  • علی

(از لینکدین: https://www.linkedin.com/pulse/1st-iot-hackathon-iran-cup-persian-ali-rahmanpour?trk=prof-post)

آخر هفته گذشته بالاخره اولین دوره رقابت و هکاتون اینترنت اشیاء یا همان آیوتی-کاپ ایران برگزار شد. برگزاری صحیح چنین رویدادهایی قطعا یکی از نیازهای اساسی در دانشگاه‌های ماست؛ چراکه میتواند فرآیند طولانی یادگیری و آشنایی با فضای کسب و کار از طریق صحیح و خطا را برای دوستانی که میخواهند از محیط آکادمیک وارد فضای حرفه‌ای شوند، به صورت فشرده انجام دهد. 

اگرچه متاسفانه بسیاری از این رویدادها در کشور ما سمت و سو و سطح جالبی ندارد، اما خوشبختانه این رقابت واقعا از استاندارد بالایی برخوردار بود و در عین وجود فضایی شاد و گرم، جدی و آموزنده هم بود. البته قطعا مواردی نیز برای بهبود سطح این رویداد در آینده وجود دارد. یکی از مهمترین این موارد، توجه بیشتر به نیازها و مسایل بومی در ایده‌ها و راهکارهاست. اگرچه این موضوع در هر عرصه‌ای مهم است، اما در حوزه اینترنت اشیاء، ظرفیت ظهور و بروز بیشتری می‌یابد و به نوعی می‌تواند ضرورت یک راهکار موفق و البته برگ برنده آن باشد. در پایان یک خسته نباشید و تبریک ویژه به همه دوستان برگزارکننده بخصوص جناب مهندس کشتکار و همچنین شرکت‌کننده‌های عزیز. بسیار خوشحالم که در این رویداد با دوستان جدیدی آشنا شدم و تجربیاتمان را با هم به اشتراک گذاشتیم.

سایت هکاتون: http://iotcup.ir

#اینترنت_چیزها #کارآفرینی #استارتاپ #مسابقه #IoT #Internet_of_Things #TTN #شبکه_اشیاء #IoTCup

  • ۰ نظر
  • ۰۵ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۲
  • علی

یکی از انواع مهاجرت نخبگان (و به تعبیری فرار مغزها) که شدیدا مغفول مانده و نیارمند بررسی و آسیب‌شناسی بیشتر، مهاجرت نخبگان حرفه‌ای است؛ افرادی که چند سال پس از پایان تحصیلات و با کسب مهارت‌های بیشتر، گذراندن دوره‌های حرفه‌ای‌تر ، صرف هزینه بیشتر و نهایتا نیازمندتر شدن کشور به تخصصشان مهاجرت می‌کنند. اگر می‌خواهید نمونه‌هایی را ببینید، کافی است به لینکدین و شبکه حرفه‌ایتان سری بزنید، حتما پیدا خواهید کرد.

https://www.instagram.com/p/BH-AJvOgf4g/?taken-by=alirahpou

  • ۰ نظر
  • ۰۱ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۴۴
  • علی

احتمالا خیلی از شما سایت خوب «ترجمان» (http://tarjomaan.com) رو می‌شناسید. قبلا هم در این وبلاگ اشاره‌ای به یکی از مقالاتش شده بود (اینجا). اما واقعا دلم می‌خواست همون‌طور که به صورت خصوصی از حجت‌الاسلام مرتضی روحانی و تیمشون بابت «ترجمان» تشکر کردم، اینجا هم به صورت عمومی و در یک پست ویژه به این دوستان دست مریزاد و خداقوت بگم و به کسانی‌که که این مطلب رو می‌خونن پیشنهاد ویژه کنم که مطالب خوب وبگاه ترجمان رو از دست ندن! البته مقالات این سایت غالبا طولانی‌تر از معمول نوشته‌های وب هستند و دلیلش هم در همان «مقاله»بودنشونه؛ از این رو بیشتر باید با حال وهوای کتاب‌خوانی مطالعه‌شون کرد تا وب‌گردی. در همین راستا، اخیرا کتاب‌های ترجمان هم دارن منتشر میشن که بعضا چندین مقاله از مطالب سایت رو در بر می‌گیرند. هر چند شخصا هنوز کتابی از ترجمان تهیه نکرده‌ام، امادورادور مطلعم که آغاز خیلی خوبی داشتند و امسال هم در نمایشگاه کتاب، سنگ تمام گذاشته‌اند و اول کاری جایزه‌ای هم برده‌اند (+) که البته با توجه به فعالیت‌هاشون می‌شد پیش‌بینی کرد.

خلاصه اینکه اگر تاکنون «ترجمان» را دنبال نمی‌کردید، تا بیش از این دچار خسران نشده‌اید اون رو به لیست سایت‌هایی که مرور می‌کنید اضافه کنید!

پانوشت: برای من دسته «فلسفه تکنولوژی» جذاب‌ترین بخش از ترجمانه که البته هنوز برخی مقالاتش در لیست مطالعه‌ام باقی موندن و منتظرن تا ان شاء الله خونده بشن ... .

  • ۰ نظر
  • ۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۰۲
  • علی
اگر تازه وارد دنیای مخابرات شده‌اید، یا به عنوان فعال در حوزه‌ای مرتبط می‌خواهید با روند توسعه شبکه‌های ارتباطی سیار بیشتر آشنا شوید، یا یک حرفه‌ای در حوزه ارتباطات هستید و دوست دارید برخی اطلاعات کلی این حوزه همیشه دم دستتان باشد، احتمالا کتابچه (یا جزوه) «مروری بر روند توسعه شبکه‌های ارتباطی سیار: از آغاز تا نسل چهارم (LTE-Advanced)» بدردتان بخورد. 
هم‌اکنون می‌توانید این کتابچه را از طریق وبسایت اسلایدشیر (این لینک) دانلود کنید. اسلایدهای مربوط به آن را نیز می‌توانید اینجا ببینید.
اگر مایلید، می‌توانید مطالب بیشتری از دسته ارتباطات و فناوری اطلاعات (ICT) وبلاگ را نیز از اینجا مطالعه کنید. 

توضیحات کلی پیرامون فایل در بخش مقدمه آن آمده است، اما کمی بیشتر اینکه ...:
- قبلا در مورد تصمیم بر اشتراک‌گذاری برخی گزارش‌ها و مطالب که امکان نشر عمومی‌شان وجود داشته باشد و از طرفی بدرد دسته قابل توجهی از مخاطبان بخورد مطلبی نوشته‌ام (اینجا را بخوانید، لینک اکانت SlideShareم نیز در آن مطلب آمده). بخش‌های اولیه گزارش پروژه کارشناسی‌ام که به مرور روند توسعه شبکه‌های ارتباطی سیار، از ابتدا تا نسل چهارم می‌پردازد، شاید یکی از اصلی‌ترین و البته قدیمی‌ترین نمونه‌هایی بود که این شرایط را داشت و البته به صورت محدود در اختیار برخی دوستان نیز قرار گرفته بود. از این رو چند سالی است قصد انتشار عمومی‌اش را نیز دارم، مساله‌ای که با نیت بهتر و کامل‌تر کردنش تا به امروز عقب افتاد! و نهایتا ترجیح دادم با یک مرور و ویرایش ابتدایی، آن را آپلود کنم.
- همان‌طور که در مقدمه فایل هم آمده، طبیعتا این یک مطلب اولیه است و جای کار زیادی وجود دارد، برای مثال چون این بخش‌ها به عنوان مقدمات گزارش پروژه بودند، برخی مسایل خیلی گذرا مرور شده‌اند و خواننده در صورت عدم آشنایی باید آن‌ها را در کتب مرجع یا اینترنت جستجو کرده و بخواند (موضوع اصلی پروژه "روش تجمیع حامل‌ها در شبکه‌های LTE-Advanced" و چگونگی تخصیص منابع در آن بود)؛ یا بعضا توضیح اصطلاحاتی که برای نخستین بار در متن مورد اشاره قرار گرفته‌اند نیامده است، همچنین طی این سال‌ها تعداد زیادی منبع جدید منتشر شده است که می‌توان با توضیح اینکه هر یک در چه حوزه‌ای مناسب‌تر است آن‌ها را در انتها معرفی کرد و ... . البته ناگفته نماند که در عین حال باید خلاصه و کوتاه ماندن فایل و حاشیه نرفتنش را هم لحاظ می‌کردم. به هر حال ریسک تاخیر بیشتر را به امید انجام این کارها منطقی ندانستم. شاید در آینده و به شرط حیات، قسمت شود و این کارها را انجام دهم. از این رو خواهشمندم شما نیز نظرات خود را برای بهتر کردن کار به ایمیل rahmanpour [at] outlook [dot] com ارسال کنید.
- به طور خاص یکی از مواردی که بعد از چهار سال جا داشت درباره‌اش صحبتی می‌شد، نسل پنجم (5G) و برخی مشخصه‌های آن بود که تاکنون تقریبا قطعی شده‌اند. این خلاء را نیز می‌توانید با مطالعه مطالبی که در اینجا توسط جناب آقای دکتر رضوی‌زاده منتشر شده است به خوبی پر کنید. امیدوارم استاد عزیزم روزی در این باره کتابی نیز بنویسند تا دیگر نیازی به انتشار جزواتی چون آنچه اینجا قرار گرفت نباشد. :) (می‌خواستم همین مطلب را بهانه‌ای کنم تا کمی بیشتر درباره ایشان که هنوز و بعد از اتمام تحصیل هم ترجیح می‌دهم استاد خطابشان کنم تا دکتر بنویسم، اما حیف است چنین مساله‌ای ذیل این مطلب بیان شود؛ بماند ان شاء الله برای فرصتی دیگر و در مطلبی ویژه این موضوع ... .)

  • ۰ نظر
  • ۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۳۸
  • علی

الحمدلله در این ایام، اولین قدم در مسیر توسعه «شبکه اشیاء» هم برداشته شد. و از همین اولین قدم، هم امیدهامون نسبت به تاثیرات مثبتی که ان‌شاء‌الله این حرکت میتونه برای اکوسیستم فاوا، سایرین و خودمون داشته باشه بیشتر شد، و هم تا حدی سختی‌های متنوع مسیر پیش‌رو رو بیشتر حس کردیم، به ویژه با توجه به شرایط کشورمون از لحاظ تحریم‌ها، مشکلات فرکانسی و ... که شاید در آینده در موردشون صحبت کنم؛ درست مثل کوه یخی که از بیرون فقط تکه کوچکی‌اش معلومه.

اگر کنجکاو شدید بیشتر با این اکوسیستم، مفهوم و شبکه آشنا و از آخرین اخبارش مطلع بشید، میتونید به سایت آن مراجعه کنید: TheThingsNetwork.ir

 

بعدنوشت: 

- بعد از انعکاس اولیه خبر راه‌اندازی «شبکه اشیاء» در خبرگزاری مهر (اینجا و اینجا)، بازخورد خیلی خوبی رو از فعالان و علاقمندان این حوزه و همچنین سایر رسانه‌های عمومی و ICT (برخی نمونه‌ها: +‌ و +) دریافت کردیم که هم بهمون روحیه داد و هم البته وظیفه‌مون رو سنگین‌تر کرد. علاوه بر این، به نظرم متن خبر مهر، برای آشنایی بیشتر با این شبکه و کاربردهاش میتونه موثر باشه؛ بنابراین اگر وقت دارید بد نیست مرورش کنید (البته لطفا برخی آب‌و‌تاب‌های زورنالیستی‌اش رو خیلی جدی نگیرید!). نکته مهمی که در متن هم به آن اشاره شده، ضرورت شکل‌گیری یک اکوسیستم و همکاری تمام ذینفعان ذیل آن به منظور موفقیت شبکه اشیاء است.

- برخی مفاهیمی که در اکوسیستم «شبکه اشیاء» بکار گرفته شده، چندان در فضای ارتباطات و مخابرات ایران آشنا نیست. از این رو یکی از مسایلی که ان شاء الله برای ماه‌های آتی در برنامه‌مون (و احتمالا برنامه وبلاگ) قرار دادم، بیشتر گفتن و نوشتن درباره این مفاهیمه؛ که به نظرم علاوه بر TTN IR، می‌تونه برای سایر بخش‌ها و حوزه‌ها هم مفید باشه. اما خیلی خلاصه اگر بخواهم بگم، Open (باز)، Decentralized (غیرمتمرکز) و مبتنی بر Crowd-Sourced (جمع‌سپاری) بودن در اینجا علاوه بر مسایل فنی و عدم بسته بودن نرم‌افزاری (و حتی سخت‌افزاری، البته تا جایی که مجوزهای قطعات اجازه میده)، به روند توسعه شبکه و عدم وجود باتِلنِک (Bottleneck، که تنگنا ترجمه شده) در شبکه هم اشاره داره.

- نکته دیگه درباره «غیر انتفاعی» بودن شبکه است و سوالی که برای برخی دوستان پیش اومده بود مبنی بر اینکه: این‌جوری راه‌اندازی این شبکه چه فایده‌ای براتون داره!؟ اول از همه اینکه برخی غیرانتفاعی (Non-Profit) رو با خیریه (Charity) اشتباه می‌گیرن. غیرانتفاعی بودن به این معناست که هدف افزایش ارزش سهام، سود بیشتر یا ... نیست، اما بر خلاف خیریه، قرار هم نیست کمک بلاعوضی به کسی بشه و باید هزینه‌های کار (قطعات، نیروی انسانی و ...) در بیاد (شاید در آینده روی این موضوع هم مطلبی بنویسم، اما فعلا میتونید توضیحات بیشتری رو درباره non-profitها از ویکی‌پدیا بخونید). غیرانتفاعی بودن (در کنار ویژگی‌هایی که در بند قبل گفته شد، همچون Open بودن) میتونه محاسن زیادی داشته باشه، از جمله اینکه هزینه توسعه خدمات رو پایین میاره، کمک می‌کنه تا بشه یک کامینیوتی (Community، جامعه) برای توسعه کار شکل بگیره و با فراهم کردن بستری برای همکاری مشترک مجموعه‌های مختلف، میتونه روند توسعه شبکه و همچنین بکارگیری اون رو شتاب ببخشه و نهایتا و در نتیجه مواردی که گفته شد، می‌تونه روند نوآوری رو شتاب ببخشه. بنابراین در کل کار رو جالب‌تر، هیجان‌انگیزتر و ان شاء الله مفیدتر می‌کنه! :) و صد البته که این به معنای عدم هدف‌گذاری ما برای ارایه راهکارهای اختصاصی و تجاری نیست و این دسته است که بیشتر برای درآمدزایی روش حساب کردیم.

همان‌طور که گفته شد هنوز قدم اولیم؛ کلی چیز مونده که باید ان شاء الله یاد بگیریم و کلی کار که انجام بدیم و تجربه کنیم، چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ تطبیق و استخراج مدل توسعه متناسب با شرایط فرهنگی و اقتصادی کشور. اما واقعا باور داریم که نتیجه این حرکت در کشور و گذرش از فراز و نشیب‌ها هر چه که باشه، ان شاء الله حداقل به انتقال سریع‌تر فناوری به داخل و پیدا کردن مدل مناسب توسعه‌اش کمک خواهد کرد؛ مدلی که امیدواریم بزودی بتونیم بهش برسیم و با حفظ نقاط مثبت TTN، با اکوسیستم ما هم سازگار باشه.

- یک نکته پایه‌ای دیگه هم بد نیست اینجا بگم: نمیدونم چرا در ابتدا Internet of Things‌ در کشورمون به اشتباه «اینترنت اشیاء» ترجمه شده، در حالی‌که اینجا داریم درباره «اینترنت چیزها» صحبت می‌کنیم که معنای کامل‌تر و صحیح‌تری است. اما از اونجایی‌که این فناوری با همین نام در کشور جا افتاده، فعلا ما هم نامگذاری شبکه رو از همون اقتباس کردیم تا بعد ... .


باز چیز مرتبطی به ذهنم برسه در «بعد-نوشت»های دیگر، همین‌جا خواهم نوشت.

  • ۰ نظر
  • ۰۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۱۴
  • علی

گاهی برخی چیزها آرام‌آرام در جریان روزمره زندگی‌مان وارد و عادی می‌شوند، به طوری که متوجه عمق تغییرات و تاثیرگذاری آن‌ها نمی‌شویم. فناوری‌های نوین ارتباطی و کامپیوتری، حداقل برای هم‌نسلان من چنین اوضاعی دارند (بخصوص اگر حرفه‌تان نیز به این حوزه مرتبط بوده و بیشتر با آن سر و کار داشته باشید). اگر نگاهی به کارهای روزانه خود بیاندازیم به سادگی می‌توان حس کرد که شاید بیش از 70-80 درصد شیوه صرف زمان امثال ما (در بیداری)، کاملا متفاوت با یکی دو نسل قبل است، حداقل در ظاهر. قطعا وقتی امری چنین جایگاه و تاثیری در زندگی می‌یابد، ارزش آن را دارد که کمی بیشتر راجع به آن بیاندیشیم، روند تغییرات و تاثیرگذاری‌اش را بررسی کرده و سعی در پیش‌بینی آینده آن داشته باشیم.

احتمالا شما هم موافق باشید که تاکنون بیشتر افرادی که به بررسی روند پیشرفت فناوری نگریسته‌اند و سعی در بیان (و تصویر) تاثیرات آتی آن داشته‌اند، این کار را با عینک بدبینی انجام داده‌اند. ده‌ها و صدها فیلم هالیوودی این‌چنینی (وال-ای، ماتریکس، ترمیناتور و ... که اتفاقا همه از فیلم‌های مورد علاقه‌ام هستند) شاهدی بر این ادعاست. البته شاید این مساله از لحاظی آن‌قدر نیز بی‌راه نباشد، تاثیرات مخرب زیست‌محیطی و گرمایش زمین، سایه سنگین سلاح‌های کشتار جمعی بر سر بشریت در دهه‌های متمادی و ... نمونه‌هایی از تاثیرات/کاربردهای منفی توسعه صنعت و فناوری است که تاکنون شاهدش بوده‌ایم (و داخل پرانتز اشاره کنم که بنظر این جنبه برای فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی بسیار کمرنگ‌تر باشد). و همین‌ها شاید باعث شده تا برای آینده نیز بیشتر بر روی جنبه‌های منفی تمرکز کنیم، یا ممکن است عامل اصلی صرفا عینک بدبینی ما باشد که باعث می‌شود بیشتر به نیمه خالی لیوان فکر کنیم. شاید هم در برخی سناریوها، مثلا نابودی انسان توسط هوش مصنوعی، ریسک‌های پیش رو آن‌قدر ترسناک باشند که فکر و ذهن ما را به خود مشغول کرده و فرصتی برای پرداختن به مزایا باقی نمی‌گذارند. 

اما همه این‌ها نباید موجب شود خدمات توسعه صنعت و فناوری و مواهبی را که امروزه از آن برخورداریم فراموش کنیم. برداشته‌شدن بخش مهمی از بار کارهای سخت و طاقت‌فرسا از دوش انسان، توانایی تولید غذای کافی برای انسان‌ها (این که تا چه حد در توزیع عادلانه موفق بوده‌ایم - که نبوده‌ایم - بحث دیگری است)، تسریع فرآیند حمل‌و‌نقل و ... تنها برخی از مزایای آشکار توسعه صنایع ماشینی است و توزیع و دسترسی آسان و نسبتا عادلانه به اطلاعات و امکان برقراری ارتباطات، در همه‌جا و هر زمانی، مهمترین دستاوردهای صنایع ICT است. این‌ها واقعا موارد کوچکی نیست. خیلی از آرزوهایمان که در گذشته تنها تصورشان را می‌کردیم، حالا برایمان در عمل امکان‌پذیر شده‌اند و در مقابل خیلی از کارهایی که تا دیروز بخش عظیمی از انرژی و عمرمان را به خود تخصیص می‌داد، با صرف زمان و انرژی بسیار کمتری عملی است.

آیا درباره آینده نیز می‌توان چنین تصوری داشت؟ آیا می‌توان دنیایی را متصور شد که در آن برخی کارهای ضروری امروز برای زندگی (یا بهتر بگوییم، زنده ماندن) باز هم وقت کمتری از ما بگیرند و امکان صرف زمان برای کارهایی که دوستشان داریم و در مسیر کسب دانش، کمالات و ...، بیشتر تسهیل شود؟ به نظر می‌رسد با نگاهی به مسیر گذشته، پاسخ این سوال مثبت است. هر چند طبیعتا این به معنای نادیده‌گرفتن احتمالات منفی و خطرات پیش رو نیست و اتفاقا ضرورت مثبت‌اندیشی توجه داشتن به خطرات احتمالی، در نظر گرفتن عدالت در روند توسعه و ... است. حرکتی که هم‌اکنون هم توسط برخی ستاره‌های دنیای فناوری آغاز شده و پرداختن به آن نیازمند بحث دیگری است.

در پایان اگر دوست دارید تصور بهتری در این باره پیدا کنید، توصیه می‌کنم این پادکست خوب رادیو گیک با عنوان سینگولاریتی را از دست ندهید. یک اتفاق جالب هم که این روزها رخ داد باخت قهرمان جهان در بازی Go از هوش مصنوعی آلفاگوی گوگل بود! (لینک)

به نظر این موضوع واقعا ارزشش را دارد تا بیشتر و بیشتر در موردش مطالعه، فکر و رویاپردازی کرد، این‌طور نیست!؟

  • ۰ نظر
  • ۰۵ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۰۰
  • علی