مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

مشق آزادگی

خوش آمدید
------
The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran
------
** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.blog.ir و همچنین دامنه اختصاصی rahmanpour.ir در دسترس است.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

------
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

"پایتخت-2" و ذوق‌زدگی از تماشای کاری متفاوت!

يكشنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۲، ۰۷:۱۰ ق.ظ

[این مطلب با هدف انتشار در سایت‌های خبری آماده شد که متاسفانه با تاخیری که در ویرایش نهایی آن داشتم، امکان آن فراهم نیامد. ولی فکر می‌کنم قرار دادن آن در وبلاگم خالی از لطف نباشد، چه اینکه در آن سعی شده است تا به بهانه پایتخت-2 به مباحث پایه‌ای و مهم‌تری پیرامون رسانه و به ویژه رسانه ملی، پرداخته شود.]
بسم الله ...
این روزها و پس از اتمام تعطیلات نوروزی، یکی از مهمترین مباحثی که در صفحات فرهنگی روزنامه ها و سایت ها به چشم میخورد، نقد و بررسی سریال نوروزی پایتخت-2 است، سریالی که باز هم موجب شد سیروس مقدم از رقابت با سایر مجموعه های هم دوره اش سربلند بیرون بیاید، رقابتی که به نظر می رسد هر سال ساده تر از سال قبل میشود و امسال - والبته با همکاری موثر محسن طنابنده - بیشتر به یکه تازی میماند. همان طور که از صحبت های سینه به سینه مردم نیز انتظار می رفت، غالب نقدهای مطرح پیرامون سریال پایتخت-2 مثبت است. (البته به عنوان نگارنده و برای پرهیز از اثرگذاری آن ها بر این متن و ترجیح بر اینکه در این نوشته مسیر جدیدی پیموده شود، تنها به مرور تیترها اکتفا کردم.) از طرفی طبیعی است که این به معنای بی عیب و نقص بودن پایتخت-2 نیست، بلکه نشان دهنده چیرگی نقاط قوت آن بر ضعف ها و برآیند مثبت کل مجموعه است. در اینجا سعی میشود از جنبه ای دیگر به سریال پایتخت-2 نگاه شده و در مقایسه با سریال های طنز دهه اخیر - در دو محور فنی و محتوایی - به یک آسیب شناسی پیرامون پدیده سریال سازی در صدا و سیما پرداخته شود. البته در اینجا لازم است به این مساله نیز اشاره شود که پایتخت-2 به عنوان سمبلی برای بررسی سبک سریال سازی نونینی که سیروس مقدم یکی از پرچمداران آن می باشد انتخاب شده است، سبکی که در سال های اخیر، با وجود افت و خیزهایی که از سر گذرانیده، مسیری رو به رشد داشته و ماحصل آن پایتخت-2 شده است ... و البته نام بردن از سیروس مقدم نیز به عنوان رهبر یک تیم و گروه است که در شکل گیری این سبک نقش داشته اند. رهبر و گروهی که با سبک به خصوص خود، هم از عهده سریال های طنزی چون پایتخت، چک برگشتی و چاردیواری به خوبی بر آمده اند و هم در آثار متفاوتی چون زیر هشت و اغما به خوبی درخشیده اند. همچنین لازم است به این مساله نیز اشاره شود که در تهیه این نوشته، سعی شده است تا از نگاه یک مخاطب معمولی اثر و از دیدگاهی اجتماعی-فرهنگی به آن نگریسته شود، چرا که نه دانش نگارنده در همه زمینه‌های مربوطه در حد بررسی تخصصی و فنی است و نه هرگز چنین هدفی را داشته است.

اینجا تصویر و صدا فخرفروشی میکنند
یکی از مهمترین جنبه های سریال سازی سیروس مقدم، توجه به مسایل فنی در ضبط و ساخت سریال است. برای مخاطب ایرانی که عادت کرده است یک سریال 90 قسمتی را در یک لوکیشن بسته و با محلهایی ثابت برای دوربین، صدایی معمولی یا بد و تدوینی ساده دنبال کند، سریال های سیروس مقدم یک سنت شکنی محسوب می شود. به نظر می رسد در سبک سریال سازی سیروس مقدم، هر کاری که برای زیباتر شدن صحنه نیاز باشد انجام میگیرد. تعویض مکرر محل دوربین در یک سکانس ساده مانند جاده، جاگیری دوربین در محلهایی عجیب و غریب، برای مثال به جای شخصیت های زنده یا غیر زنده سریال یا بالای گنبد یا حتی گاهی زیر آب و ... همه و همه چیزی نیست که عدم وجودش مخاطب ایرانی را به گله و شکایت وادارد، ولی قطعا مخاطب را متوجه تفاوت این سریال با سریال های دیگر میکند، امری که شاید بیننده به طور مستقیم به آن اشاره نکند، اما در نهایت، مانند ریزه کاری هایی که منجر به چشم نوازتر شدن یک نقاشی نسبت به یاثریدیگر میشود، به دل نشسته و کاری متفاوت را رغم میزند.
سبک فیلم برداری سریال های سیروس مقدم نیز تقریبا در تمامی کارهایش به همین گونه است: دوربینی که معمولا آرام و قرار ندارد و تعلیق های فراوانی را برای بیننده رغم می زند، مساله ای که افراط در آن گاهی در مجموعه های پیشین آزاردهنده نیز میشد، ولی این بار و در پایتخت-2 به نظر میرسد به خوبی و در حد تعادل صورت گرفت. تدوین و صدای سریال های اخیر سیروس مقدم نیز کاملا متفاوت با سایر کارهاست و در آن و برای بیننده، پرداختن به ریزه کاری های اینچنینی قابل مشاهده است.
بیننده باید از مسیری چشم نواز و البته نزدیک به مقصد برسد
از آنجایی که فیلم نامه سریال های سیروس مقدم متفاوت ترین قسمت از کارهای وی و البته یکی از مهمترین آن ها در برتری یافتن برخی از کارهایش بر سایر مجموعه های وی می باشد، امکان بررسی کلی آنها، همانند آنچه پیرامون مباحث فنی بیان شد، وجود ندارد و از این رو در اینجا تنها به روند داستان پردازی سریال پایتخت-2 اشاره می شود. مساله ای که قطعا مهمترین جنبه برتری این سریال نیز بود. فیلمنامه پایتخت-2 را می توان از دو جنبه مورد بررسی قرار داد، یکی از لحاظ فنی و دیگری از لحاظ داستانی. از آنجایی که در این نوشته قصد بررسی این سریال از لحاظ اجتماعی و نه فنی را داریم، در بخش اول شاید کافی باشد تا به عنوان یک بیننده به همین حد بسنده کنیم که: به نظر می رسد داستان تقریبا به خوبی پرداخته شده بود، هر چند گاهی ریتم سریال بیش از حد تند و یا گاهی کند میشد، اما این ها غالبا روندی منطقی و مطابق با اقتضای سریال را - که یک مجموعه مناسبتی و نوروزی بود - داشت.
اما همان طور که اشاره شد داستان مجموعه پایتخت-2 مهمترین برجستگی سریال به نظر می آمد، داستانی که در میان آثار طنز سیروس مقدم نیز قدمی رو به جلو بود که قطعا محسن طنابنده چه به عنوان طراح داستان و چه به عنوان دستیار کارگردان، در شکل گیری و تصویر کردن آن جایگاه ویژه ای دارد. در اینجا نیز مخاطب با مقایسه این سریال با غالب آنچه پیش از این و با نام طنز در رسانه ملی نشان داده میشد، به سادگی متوجه تفاوت ها می شود: در پایتخت-2 قرار نیست بیننده به هر قیمتی خندانده شود، در اینجا قرار است داستانی روایت شود و طی روایت این داستان است که با شکل گیری موقعیت هایی که در خانواده داستان رخ می دهد، لبخند به لب بیننده می نشیند، لبخندی که این بار تماشاگر نیز تفاوت آن را حس می کند، لبخندی که در آن تمسخر نیست، لودگی نیست، یا اگر هم هست از حد طبیعی و آنچه در زندگی روزمره رخ می دهد بیشتر نیست. در کنار این لبخند داستانی زیبا نیز روایت می شود، داستانی که تماما حول المان های زندگی ایرانی-اسلامی شکل گرفته است. و البته بیش از هر چیز همین داستان پردازی متفاوت است که نوید شکل گیری و بلوغ جریان نوین سریال سازی در ایران را می دهد. در جریان سنتی سریال سازی رسانه ملی، هر کسی ساز خودش را می زند! کارگردانی که برای یک مناسب دینی سریال می سازد، سعی می کند تمامی قسمت های مجموعه را به صورتی ریاکارانه و باور ناپذیر حول مسایل مذهبی شکل دهد و به جریان عادی زندگی اهمیت چندانی نمی دهد و در مقابل کارگردانی که ساخت یک کار طنز را بر عهده دارد، در بهترین حالت وارد حیطه مذهبی مردم نمی شود و یا حتی گاهی به صورتی مخرب وارد این حیطه می شود! در حالیکه همه این ها بخش هایی از زندگی عادی مردم هستند و طبیعی ترین راه، نشان دادن همه این ها در کنار هم - و البته با تاکید بر جنبه ای که در مناسبت مربوطه مطرح است - می باشد. چیزی که به خوبی در مجموعه های برتر دنیا مشاهده می شود: با وجود اینکه هر یک روایت ژانری خاص را بر عهده دارند، اما غالبا با پرداختن به سایر جنبه ها - به ویژه جنبه سیاسی که از نظر ما ایرانی ها بیشتر مد نظر است - همراه میباشد. این مساله هم به باورپذیرتر شدن داستان کمک می کند و هم می تواند در خدمت مقاصد دیگر تهیه کننده سریال نیز قرار بگیرد. نماز خواندن نقی داستان پایتخت، دنبال پول حلال بودنِ ارسطو، غصه ای که همای سریال برای کار اشتباهش در دل دارد و تا آن نگوید آرام نمیشود، عشقی که بابا پنجعلی آلزایمری داستان به امام رضا دارد و ... همه و همه به صورتی دلنشین و البته طبیعی و قابل قبول به تصویر کشیده شده و توانسته سبک زندگی زیبایی را برای یک خانواده ایرانی به نمایش بگذارد. ایرانی ... بله یکی دیگر از نقاط قوت این سریال این است که برای ایران ساخته شده ... و البته در ایران ساخته شده! این بار در آخر سریال به جای جملات تشکرآمیز تکراری از اهالی چند محله تهران - که غالبا نزدیک جام جم مباشند، چرا که برخی کارگردانان محترم حتی زحمت جابجایی زیاد در سطح شهر را هم به خود نمی دهند! - جملاتی را در تشکر از مردم ایران، از شمال تا جنوب می بینیم.

در پایان لازم است به این مساله اشاره شود که هدف از نگارش این متن، بها دادن یه یک اثر مثبت و تلاشی برای مبارک شمردن یک جریان پسندیده است که در سال های اخیر، در تلویزیون ایران شکل گرفته است. حرکتی که اگر چه ممکن است هنوز دارای نقص هایی باشد، اما اگر دیده شود و مورد تحسین قرار بگیرد، قطعا می تواند موجب حرکت و پیشرفت رسانه در ایران شود.
نوشته را با یکی از سکانس های طلایی سریال پایتخت-2 تمام میکنیم ... (در دوره ای که معمولا عادت کرده ایم تا تنها از سکانس های طلایی آثار کلاسیک سینما بگوییم و بشنویم، شاید این جمله و برای سریالی مانند پایتخت-2 کمی عجیب باشد! حتی شاید برای عده ای نوشتن و خواندن همین متن نسبتا طولانی پیرامون یک سریال تلویزیون ایرانی هم نوعی بی کلاسی به نظر بیاید! ... اما از طرفی در زمانه ای که رسانه با یک سریال می تواند نام اول دختران در ایران را برای چند سال متوالی به ستایش تغییر دهد، پرداختن به نقاط ضعف و قوت مجموعه های برجسته این رسانه تا حد امکان، وظیفه هر کسی است که قلم بر دست گرفته و دغدغه فرهنگی دارد. و اما آن سکانس طلایی ...)
"کامیون با بار گنبد و گلدسته در کنار یک آبگیر کوچک و خلوت، برای تحویل سال نو توقف می کند، خانواده داستان ما از کامیون پیاده شده و چادری را کنار کامیون بر پا می کنند و با همان سادگی همیشگی شان شروع می کند به چیدن سفره هفت سین ... لحظه ها می گذزد ... نزدیک تحویل سال نو است ... چند لحظه بعد، بیرون از چادر، خانواده های زیادی در کنار دریاچه و گنبد و گلدسته نشسته اند تا سال نوشان را تحویل کنند ..."
پایان./ (درخواست همیشگی من هم اینکه: با نظراتتان، به بهبود متن های بعدی نگارنده کمک کنید. پیشاپیش ممنون)
  • ۹۲/۰۱/۱۸
  • علی

نقد و بررسی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی