مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

مشق آزادگی

خوش آمدید
------
The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran
------
** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.blog.ir و همچنین دامنه اختصاصی rahmanpour.ir در دسترس است.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

------
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

جدای از نقش بسیار مهم فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) در بهبود تجارت و اقتصاد، بر خلاف بسیاری از صنایع که وجهه غالبشان تنها به این بعد محدود می‌شود، امروزه تاثیرات اساسی فاوا در حوزه‌های دیگری چون فرهنگ نیز اظهر من الشمس است. شاید تا چهار-پنج سال قبل برای اثبات اهمیت اجتماعی فاوا، نیاز به تحلیل و اثبات بود، اما الان دیگر این موضوع در عمل اثبات شده (و صد حیف که منتظر ماندیم تا در عمل نتیجه را ببینیم، به جای آنکه پیش‌تر روندها را بررسی کرده و برای آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم). اما حالا چه؟ حالا که تقریبا اهمیت این حوزه بر همگان روشن شده، آیا هدف‌گذاری مشخص و برنامه خاصی برای حرکت در این مسیر وجود دارد؟ و به فرض وجود چنین برنامه‌هایی، آیا جوانب مختلف اقتصادی، تجاری، اجتماعی، فرهنگی و ... را در آن‌ها لحاظ کرده‌ایم؟

در این مطلب قصد پاسخ‌گویی به چنین سوالاتی نیست، چه اینکه اساسا مساله‌ای به این گستردگی تنها توسط نگارنده و در چنین نوشته‌ای قابل پاسخ‌گویی نیست. و اصولا به نظرم برای در آمدن از این شلختگی، باید وقت و انرژی قابل ملاحظه‌ای گذاشت و ابتدا سوالات پیش رو در این حوزه را به طور شفاف استخراج کرد و بعد از آن تازه بنشینیم سر یافتن پاسخ‌ها. آنچه در این مطلب قصد مورد نظر است، تنها بیان چند گزاره اساسی است که احتمالا برای شروع این فرآیند و درآوردن سوالات اولیه، می‌تواند مفید باشد.

فاوا

یکم. اول اینکه وقتی صحبت از فناوری اطلاعات و ارتباطات است، زمان در فرآیند تحلیل و برنامه‌ریزی نقشی بسیار مهم پیدا می‌کند. اگر این ماجرا زیاد کش پیدا کند، بلافاصله پس از دست‌یابی به پاسخ‌های احتمالی، می‌بینیم همه یا برخی از پارامترهای مساله اولیه به کلی تغییر پیدا کرده است و در نتیجه صورت مساله دیگر آن صورت قبلی نیست! حالا باید از نو بنشینیم، سوال‌های جدید را استخراج کنیم و بعد دوباره برویم دنبال پاسخ‌ها و ... نهایتا نتیجه می‌شود همین سیکل معیوبی که در دهه اخیر گرفتارش شده‌ایم! (و یا بهتر بگویم، گرفتارش شده‌ام! و توضیح اینکه اولین نوت‌های چنین مطلبی را از بهار 88 یادداشت کردم و الان (تابستان 94!) که پای نوشتن مطلب هستم، برخی از نوت‌هایم گم شده و بعضی دیگر هم که در ذهنم هست دیگر بر اثر گذشت زمان، جایگاهی برای پرداختن ندارد!)

دوم. مساله دیگر راهبرد درست در بکارگیری ابزارهای موجود فاواست (در بند بعد، بر روی توسعه این ابزارها متمرکز می‌شویم). شاید چالش‌برانگیزترین و البته مهمترین حوزه در این بخش، بحث مدیریت دسترسی به اینترنت و فیلتر.ینگ موجود باشد؛ و البته در این میان، شبکه‌های اجتماعی به طور گسترده‌تری مورد اختلاف نظر است. در این حوزه دو نگاه غالب وجود دارد که متاسفانه هر دوی آن‌ها کاملا انفعالی است: عده‌ای می‌گویند این فضا خارج از کنترل ماست و عملا حاکمیت نمی‌تواند نسبت به اعمال قانون در آن اقدام کند. و البته حرف اشتباهی هم نیست، غالب این پلت‌فرم‌های بین‌المللی تنها خود را ملزم به رعایت قوانین ایالات متحده می‌دانند و بس. و البته بماند که آیا حتی در امریکا نیز این مساله فایده‌ای داشته و اصولا آیا فضای مجازی همچون فضای حقیقی، بدون نقض حریم خصوصی افراد قابل مدیریت هست یا خیر؟ مساله‌ای که خودش نیازمند بحثی دیگر و بررسی عمیق‌تری است. اما به هر حال در عمل نتیجه‌ این عدم امکان اعمال حاکمیت می‌شود اینکه فضای مجازی از ابتدای همه‌گیر شدنش در کشورمان، به طور گسترده‌ای مورد توجه جریان‌های اپوزوسیون قرار می‌گیرد (و این مساله هم کاملا طبیعی است، همان‌طور که جو غالب مطبوعاتی ما سال‌هاست توسط جریانی که در رسانه‌های رسمی حضور کمرنگ‌تری دارد پر شده است. یک نظام عرضه و تقاضای ساده). از بحث اصلی دور نشویم؛ عده‌ای به دلایلی که گفته شد، در این حوزه راه مقابله پیش گرفتند و سریع داغ و درفش علم کردند. راه‌حلی که حداقل الان دیگر مشخص شده روش کاملی نبوده است! بلکه صرفا باید خانه موقتی می‌بود تا بتوان در آن راهکار اصلی و مناسب را پیدا کرد و آماده شد. در سوی دیگر چه؟ جریان غالب دیگر گروهی است که چشم و گوش (و چه بسا دست و پا!) بسته هر چه که عرضه می‌شود را پذیرا هستند. و این جریان هم انفعالی است و اتفاقا بر خلاف ظاهر خوش‌رنگ و لعاب‌ترش، کم‌خطرتر از نوع اول نیست. مدیران و مسئولان ریش‌سفیدی که برای اثبات به‌روزبودن، به جای انتشار لینک مطالب پرتالشان در شبکه‌های اجتماعی، صفحه فلان شبکه اجتماعی را به کلی جایگزین پرتال رسمی می‌کنند یعنی درک درستی از فضا ندارند. و طنز ماجرا وقتی بیشتر می‌شود که آن شبکه‌های اجتماعی هنوز برای عموم مردم در دسترس نیست؛ و این صحنه را از بیرون تصور کنید تا ببینید چه سیرکی درست کرده‌ایم!

خلاصه اینکه فضای مجازی در عین اینکه برای مستضعفینی که تاکنون در غول‌های رسانه‌ای جهان دیده نمی‌شدند، غنیمتی بی‌بدیل است، نیازمند تفکر و بسترسازی دارد تا آسیب‌هایش به حداقل برسد. (در نظر داشته باشید که این فرصت برای برخی جریانات با تفکرات شاذ هم فراهم شده که بتوانند خود را بسیار بیشتر و قوی‌تر از واقعیت نشان دهند؛ و اخیرا در این زمینه خبری منتشر شده بود مبنی بر تاثیر فضای مجازی بر افزایش ده درصدی نرخ آتئیست‌های امریکا. و موارد مشابه دیگر هم کم نیستند.)

فاوا

سوم. و در نهایت برویم سر موضوع شیرین ورود به توسعه زیرساخت‌های فاوا و فرصت‌های کسب و کار ناشی از آن. و منظور از فرصت‌های کسب و کار در اینجا فرصت‌هایی است که مستقیما برای متخصصان این حوزه (مهندسان برق، کامپیوتر و ...) ایجاد می‌شود؛ وگرنه فرصت‌های غیر مستقیم مبتنی بر شبکه به تنهایی آن‌قدر قابل توجه است که امروزه گسترش دسترسی به باندوسیع، شده است یکی از عوامل مهم ایجاد اشتغال.

اینکه چطور باید در این جریان ورود پیدا کرد، آن‌قدر پیچیده است که مثل سایر حوزه‌ها، در ICT نیز قبل از شروع غالب پروژه‌ها یک مرحله امکان‌سنجی می‌گذارند برای بررسی راهبرد ورود. اما با توجه به دسته‌گل‌هایی که در این سال‌ها به آب داده‌ایم (چه در حوزه فناوری اطلاعات و چه در حوزه ارتباطات)، احتمالا واقعیت پیچیده‌تر از چیزی است که تصور می‌کنیم! البته حقیقتش برای منی که تاکنون بیشتر به جریان ارتباطات توجه داشته‌ام که اصولا میدان مسابقه شرکت‌های بزرگ است، اینکه در فناوری اطلاعات که بدنه چابک‌تری دارد هم نتوانسته‌ایم موفقیت‌های خوب و چشمگیری داشته باشیم کمی عجیب است! چه اینکه به نظر می‌رسد از نظر سرمایه مورد نیاز و نیروی انسانی مشکل چندانی نباشد؛ و شاید بیشترین عامل ضعف در این حوزه بی‌نظمی و بی‌برنامگی و همچنین عدم وجود پیوست‌های تجاری مناسب است. اما بگذارید روی حوزه‌ای صحبت کنیم که شخصا بیشتر با آن در تماس بوده‌ام: توسعه زیرساخت‌های شبکه‌های ارتباطی "نسل جدید"؛ که این "نسل جدید" تا چند سال پیش نسل چهارم بود و حالا شده است 5G. و عجیب اینکه راه‌حل‌ها آن‌قدر تغییری نکرده و انگار برای چندمین بار می‌خواهیم همان مسیر اشتباه را طی کنیم! یکی از شگفت‌انگیز‌ترین جملاتی که در این سال‌ها از زبان وزرا و مدیران سطح اول این حوزه شنیده‌ام، هدف‌گذاری برای بومی‌سازی این شبکه‌هاست! و نه اینکه چنین چیزی غیر ممکن باشد و بخواهیم شعار "ما نمی‌توانیم" سر دهیم، که اتفاقا با توجه به نیروی متخصص موجود، در صورت سرمایه‌گذاری مناسب این حوزه در بلندمدت بسیار هم می‌تواند شکوفا شود. اما بدون شک وجود تنها چهار-پنج شرکت بین‌المللی و یا اصطلاحا Vendor شبکه، نشانه‌ای است از پیچیدگی کار. نمی‌دانم آیا فلان مدیری که می‌آید و هدف بومی‌سازی زیرساخت‌ها را برای یک مجموعه 30-40 یا نهایتا 100 نفره تعیین می‌کند، می‌داند مثلا در هواوی این تعداد نهایتا می‌شود کارکنان یکی از دفاتر منطقه‌ای!؟ و ایکاش فقط یک نهاد در کشور چنین اشتباهی می‌کرد. موضوع وقتی دردناک‌تر می‌شود که می‌بینیم مملکت پر شده از مجموعه‌های چند-ده‌نفره‌ای که همه می‌خواهند LTE بسازند! آن هم همه بخش‌های LTE را! و نتیجه چه می‌شود؟ اینکه به قول عزیزی، بعد از این همه سال، حالا که نسل 3 دارد در کشور راه می‌افتد، حتی سر هم کردن تجهیزاتش را هم کارگر چینی می‌آید و برای ما انجام می‌دهد ... . ایکاش یکبار هم که شده، تمامی حلقه‌های زنجیره توسعه تجهیزات فاوا را می‌شناختیم و با توجه به نیازهایمان، بهترین روش ورود به این حوزه را پیدا می‌کردیم. با این هدف که لااقل شاید در نسل ششم بتوانیم یکی از بازیگران موثر شویم.

فاوا

این‌ها صرفا شقشقیه‌ای بود که مدت‌هاست در دل نویسنده جا خوش کرده و آزارش می‌داد؛ هرچند شاید گفتنشان هم فایده‌ای نداشته باشد، اما حداقل یک دل را سبک‌تر کرد! دغدغه‌هایی که با تشکیل شورای عالی فضای مجازی، امید به بهبودشان می‌رفت. اما در عمل این شورا همه کار کرد جز آنچه باید!


پانوشت: در آینده هم اگر عمری باقی باشد و البته حال و انگیزه‌ای، ان‌ شاء الله این جریان را با تکمیل همین مطلب (و یا در صورت نیاز، ارسال پست‌های تازه دیگر) ادامه خواهم داد. لطفا شما هم نظرات و تجربیات مرتبط خود را به اشتراک بگذارید.

  • ۹۴/۰۴/۱۸
  • علی

فاوا

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی