مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

مشق آزادگی

خوش آمدید
------
The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran
------
** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.blog.ir و همچنین دامنه اختصاصی rahmanpour.ir در دسترس است.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

------
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

فلسفه؛ درد یا درمان، بن بست یا عمل‌گرایی!؟

چهارشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۱۴ ب.ظ

فلسفه همواره به عنوان مسیری برای کشف حقیقت٬ برای خیلی از ما قابل احترام و جذاب بوده و هست. در حدی که شاید برای خیلی‌هایمان در طول عمر پیش آمده باشد که تحریک شده‌ باشیم تا حرفه‌ای‌تر در این مسیر گام برداریم و درباره‌اش مطالعه کنیم.

در همین راستا٬ چند وقت پیش مقاله جالبی را در سایت خوب ترجمان خواندم که مناسب دیدم اینجا نیز مطلبی درباره‌اش بگذارم. عنوان مطلب این است:

آیا فلسفه درمان است یا جست‌وجویی برای حقیقت؟

falsafe

توصیه می‌کنم در صورت علاقه به این موضوعات٬‌ حتما با مراجعه به لینک بالا٬ مطلب را بطور کامل مطالعه کنید. در اینجا صرفا بخش جالب و شگفت‌انگیزی از آن را می‌آورم:

نیگل واربورتن: فکر می‌کنم همۀ این‌ها بستگی به این دارد که شما فلسفه را چه چیزی به حساب می‌آورید. من فلسفه را چنین چیزی می‌دانم: اندیشیدنِ انتقادی دربارۀ اینکه ما چه هستیم و در رابطه با جهان در کجا قرار گرفته‌ایم. این فعالیتی با تاریخی طولانی و غنی است. فلسفه دربارۀ این است که اشیاء چگونه هستند، دربارۀ اینکه مرزهای معرفت ما کجا است و همین‌طور دربارۀ اینکه ما چگونه باید زندگی کنیم. فلسفه ضد جزم‌اندیشی است و بر به‌نقدکشیدن پیش‌فرض‌های ما استوار است. ممکن نیست فلسفه‌ای جدی باشد و فیلسوفی را بدون تغییر باقی بگذارد؛ اما این تغییر به‌معنای تسکین‌بخشی بیشتر و بهتر نخواهد بود. اگر بر خلاف این فکر کنیم، مصادره به مطلوب کرده‌ایم. اینجا خطرهای بزرگی برای گول‌زدن خودمان وجود دارد؛ مثل اینکه فکر کنیم فلسفه نوش‌دارویی است که همۀ ما را آدم‌هایی بهتر و عاقل‌تر خواهد کرد. اگر بخواهم فقط مثالی بزنم، منطق بی‌نقص و کامل، اگر از مقدمات غلط شروع کنید، می‌تواند شما را به بیراهه بکشاند. شما فلسفه را چطور می‌بینید؟ 
جولز اِوَنز: من فلسفه را نوعی عمل‌گرایی در نظر می‌گیرم. من مجموعه‌ای از ارزش‌ها و همین‌طور ایده‌ای دارم دربارۀ اینکه جهان چگونه است. این‌ها را امتحان می‌کنم و می‌بینم آیا می‌توانم با آن‌ها زندگی کنم و آیا این ایده و ارزش‌ها با واقعیت هم‌خوان بوده و به من حسی از شکوفایی می‌دهند یا نه. افراد دیگر، به‌مثابه واقعیت، به من بازخورد می‌دهند و اجازه می‌دهند بدانم آیا عاقلانه زندگی می‌کنم یا احمقانه. این فرایندِ دوطرفه همیشه تغییر می‌کند. شما همیشه فرض‌هایی را می‌پذیرید و آن‌ها را بازبینی می‌کنید. اما هیچ‌کس نمی‌تواند کاملاً ضد جزم‌گرایی باشد. هر کس به مجموعه‌ای از ارزش‌ها و نظرها نیاز دارد که با آن‌ها زندگی کند. گمان می‌کنم شما هم چنین مجموعه‌ای دارید؛ درست است؟ من مطمئنم که این مجموعه در طول زمان تغییر کرده است. اما اگر شما یک شکاک کامل مانند پیرهو بودید، نمی‌دانستید آیا باید از رختخواب بیرون بیایید یا نه. 

نیگل واربورتن: بله، البته که ما باید چیزهایی را بپذیریم. اما اصولاً هر چیزی را می‌توان به نقد کشید؛ هرچند برخی باورها ریشه‌های محکم‌تری نسبت به دیگر باورها دارند. من ایدۀ شما از تعادل تأملی بین ایده‌ها و تجربۀ زیسته را دوست دارم. شما تلاش می‌کنید با چه ارزش‌هایی، به‌عنوان نتیجۀ این رویکرد، زندگی کنید؟

...

شگفت‌انگیز بود٬ نه!؟


پانوشت (خیلی بی‌ربط، ولی حرف دل!):

واقعا دلم می‌سوزه که در دوران تحصیل (دبیرستان و بطور خاص دانشگاه) بسیاری از علوم و مهارت‌های مهم در سیلابس دروسمون نبود. بخصوص در دوران دانشگاه که حتی تعداد زیادی دروس تخصصی بی‌ربط (مثلا برای منِ مخابراتی، چندین درس در حوزه برق-قدرت) در سیلابس جای گرفتن که میشد به جاشون دروس تخصصی مرتبط‌تر و حتی بهتر از اون، دروس مدیریتی و اقتصادی گنجوند. به طور مشابه شاید بهتر بود فضای دروس عمومی هم بیشتر از دین و زندگی دبیرستان فاصله می‌گرفت و جای تعمق، تفکر و فلسفه‌بافی بیشتری بود.

به هر حال از ما که گذشت و مجبور شدیم بار این مساله رو خودمون و با صرف عمر به دوش بکشیم، ولی ان شاء الله روزی اصلاحات مورد نیاز در نظام آموزشی دانشگاهی‌مون رخ بده. اصلاحاتی که حداقل با کارِ گِل، وقت باارزش‌تر از طلای جوون‌ها رو تلف نکنه و اجازه بده خودشون زودتر برن و چیز‌هایی که نیاز دارن یاد بگیرن!

  • ۹۴/۱۲/۱۲
  • علی

فلسفه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی