مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

مشق آزادگی

خوش آمدید
------
The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran
------
** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.blog.ir و همچنین دامنه اختصاصی rahmanpour.ir در دسترس است.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع است.

------
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

کمابیش همه ما – کاربران شبکه‌های اجتماعی – از فرصت‌ها و فواید این شبکه‌ها اطلاع داریم، که اگر این‌طور نبود زمانی را که تقریبا هر روز پای آن‌ها صرف می‌کنیم، به امور دیگری اختصاص می‌دادیم. اما به نظر می‌رسد متناسب با این کاربرد وسیع، هنوز جای نگاهی آسیب‌شناسانه به این پدیده‌ که شاید دیگر نتوان آن را چندان "نو" هم دانست، نسبتا خالی است. این آسیب‌شناسی می‌تواند هم در محافل علمی و ذیل تزهای دانشگاهی رشته‌های مرتبط مطرح شود و هم توسط کاربرانی که این فضا را از نزدیک لمس کرده‌اند و با فواید و آسیب‌هایش کمابیش آشنایی دارند. به همین بهانه نیز مدتی است در نظر دارم، به عنوان فردی از دسته دوم، یعنی گروهی که فضای شبکه‌های اجتماعی آنلاین را از ابتدای ورود لمس کرده و از آغاز به آن نگاهی جدی داشته‌اند (و بعضا به مسایل اجرایی یک شبکه کوچک نیز ورود پیدا کرده‌اند،) برخی آسیب‌هایی را که از نگاه من دامن‌گیر این فضا است، بیان کنم. از این رو ترجیح دادم از عبارت "در آمدی بر" در ابتدای این نوشتار استفاده نمایم. جرقه نوشتن چنین مطلبی مدت‌ها پیش در ذهنم زده شد، شروع آن با نوشتن چند پست در فضای گوگل‌پلاس ادامه یافت و نهایتا اولین بخش آن در این مطلب منتشر می‌شود. بدیهی است نگاهی علمی‌تر به این مساله باید توسط دسته اول و در فضایی تخصصی‌تر از یک وبلاگ شخصی صورت پذیرد (با توجه به اینکه اطلاع چندانی از محیط دانشکده‌های علوم انسانی ندارم، نمی‌دانم تا چه حد این بحث‌ها در آن فضا مطرح است.) به هر روی، امید است با شناسایی برخی آسیب‌ها و تلاش برای رفع آن‌ها، همین ابتدا و قبل از آن‌که آثار تخریبی بر زندگی فردی و اجتماعی‌مان بگذارند، فضایی فراهم شود که در آن بتوان از فواید این شبکه‌ها نهایت سود را برده و از مضراتش رهایی یافت.

Nets

مساله دیگر این است که آسیب‌شناسی شبکه‌های اجتماعی (و به طور کلی‌تر اینترنت) می‌تواند از دو سو مورد بررسی قرار گیرد: یکی از سمت کاربرد و استفاده از این شبکه‌هاست که این نوشتار قصد بررسی آن را دارد؛ دیگری – که اتفاقا در کشور ما نیز دارای اهمیت زیادی است – آسیب‌شناسی مدیریت این فضاست که ان‌شاء الله در نوشتاری جداگانه به آن نیز خواهم پرداخت.

 

- شبکه‌های اجتماعی: آیا دیوارهای حریم خصوصی، شیشه‌ای شده‌اند!؟

قطعا اولین و مهمترین آسیبی که کاربران را در شبکه‌های اجتماعی تهدید می‌کند، بحث "حریم خصوصی" است که این روزها بسیار درباره‌اش می‌گویند و می‌شنویم. در اینجا نه قصد آن است و نه می‌توان درباره تهدید این حریم توسط دولت‌ها و شرکت‌ها سخن گفت، که خود بحثی جداگانه می‌طلبد. آنچه اینجا مد نظر است، به خطر افتادن حریم خصوصی در شبکه‌های اجتماعی، توسط خود کاربران است. چندی پیش نتایج تحقیقی منتشر شد که نشان می‌داد کاربران شبکه‌های اجتماعی طی سالیان اخیر، رفته رفته به سمت عمومی‌تر کردن بخشی از حریمی که پیش‌تر آن را خصوصی می‌پنداشته‌اند حرکت کرده‌اند. این مساله‌ای است که شخصا نیز آن را لمس کرده‌ام. اما آیا این اتفاق خوبی است؟ از آنجایی‌که این اتفاق تا حد زیادی به صورت ناخودآگاه رخ می‌دهد، قطعا خوب نیست! چرا که اصولا قبل از رخ دادنش، درباره خوب و بد بودن آن اندیشه‌ای نشده است. اگر هم قرار باشد روزی چنین اتفاقی بیفتد، قطعا باید به صورت آگاهانه و با مطالعه از سوی کاربر باشد و نه صرفا قرار گرفتن تحت تاثیر یک جریان. اما غیر از این، شیشه‌ای شدن دیوارهای حریم خصوصی، به وضوح آسیب‌هایی را نیز در پی دارد. 

Privacy

بخشی از این آسیب‌ها تهدیداتی است که از سوی افراد بدخواه و خلاف‌کار وجود دارد و امکان سوء استفاده از اطلاعات شخصی را در حال یا آینده فراهم می‌کند. اگرچه امروزه غالب شبکه‌ها تنظیماتی برای اشتراک مطلب با گروهی محدود و مشخص را ارایه می‌دهند، اما تجربه نشان داده که این تنظیمات چندان هم راهگشا نیست. شاید اصلی‌ترین شبکه‌ای که این آسیب در آن وجود دارد، فیس‌بوک باشد. اگرچه فیس‌بوک امکان اشتراک مطلب در دسته‌های ساخته شده (lists) را نیز می‌دهد، اما غالب کاربران مطالبشان را در دو دسته عمومی (public) و دوستان (friends) به اشتراک ‌می‌گذارند و آنچه را در دسته دوستان ارسال می‌کنند خصوصی می‌پندارند، اما این اندیشه تا حد زیادی اشتباه است. در حقیقت friends فیس‌بوک دسته‌ای بین عمومی و خصوصی است، چه اینکه با همه افراد آن در یک سطح رابطه نداریم. اما غالبا و از سوی کاربران با آن به عنوان یک دسته خصوصی برخورد می‌شود. علاوه بر این، تغییرات اعمالی گاه و بی‌گاه حریم خصوصی از سوی مدیران فیس‌بوک نیز متاسفانه بسیار ناامیدکننده است، چه اینکه مشاهده شده این تغییرات گاها به گسترده‌تر شدن دامنه مخاطبین یک مطلب که پیش‌تر ارسال شده انجامیده، بدون اینکه کاربر حق انتخاب داشته باشد (نمونه اخیر آن امکان مشاهده عکس‌های ارسال شده، برای دوستانِ کاربرانی است که در آن عکس برچسب خورده‌اند.) شاید در این میان، شبکه‌هایی که غالبا از همان ابتدا نگاهی عمومی (public) به آن‌ها داریم، مانند توئیتر یا پیج‌های فیس‌بوک، کمتر دچار این چالش امنیتی باشند. مساله دیگری که نقض خودخواسته حریم خصوصی توسط کاربران را موجب می‌شود می‌توان احتمال ایجاد اختلال در زندگی روزانه دانست، مساله‌ای که در بخش بعد به آن خواهیم پرداخت.

در انتها مجددا به این مساله اشاره می‌شود که بخش مهمی از این آسیب‌ها را، به ویژه در زمینه حریم خصوصی، باید با نگاهی به مدیریت دولتی و خصوصی که بر اینترنت و این شبکه‌ها اعمال می‌شود بررسی کرد. همچنین بعضی از موارد بیان شده، امکان پرداخته شدن به تفصیل و با جزئیات بیشتر را دارا می‌باشند که در این نوشتار قصد آن نیست و ان‌شاء الله در آینده بیشتر مورد بررسی قرار بگیرند.

 

-  شبکه‌های اجتماعی: بخشی از زندگی حقیقی یا یک زندگی مجازی!؟

مساله دیگری که می‌توان پیرامون بحث آسیب‌شناسی شبکه‌های اجتماعی مورد بررسی قرار داد، تاثیری است که این شبکه‌ها بر زندگی واقعی کاربران می‌گذارند. 

قطعا یکی از فواید اینترنت به طور کلی و این شبکه‌ها به طور خاص، بستری است که از طریق آن امکان ارتباطات خصوصی با خانواده و دوستان (برای مثال از طریق برنامه‌های پیام‌رسان اینترنتی) و همچنین ارتباط عمومی با طیفی از مخاطبین در حوزه‌های مشخص (مانند وبلاگ نویسی یا شبکه‌هایی مثل یوتیوب و توئیتر که به نوعی نقش رسانه را دارند) فراهم می‌آورد. این موارد همه به نوعی در راستای کارآمدتر کردن روش‌هایی است که پیش از این نیز به در زندگی‌مان وجود داشته‌اند، مثل تلفن زدن یا مقاله نوشتن در روزنامه‌ها و ... . اما مشکل زمانی شروع می‌شود که این شبکه‌ها کاربردی موازی زندگی واقعی پیدا کنند، یعنی آنچه از آن به عنوان "زندگی مجازی" یاد می‌شود. در این صورت است که شاید اثری مخرب بر زندگی داشته باشند، حالا ممکن است کاربر بیشتر برای موفقیت، خوشحالی، ناراحتی و به طور کلی زندگی "آواتار مجازی" خود تلاش کند تا خود واقعی‌اش. شما هم احتمالا تاکنون با افرادی برخورد کرده‌اید که کل یک تجربه ناب را از دست می‌دهند، چرا که تمام تلاششان ضبط و انتشار بخش‌هایی از این تجربه در فضای مجازی است! (شاید هم بعضی مواقع خودتان دچار این مشکل شده باشید!) البته این به معنای مخالفت با انتشار لحظاتی از زندگی – که این روزها و با آمدن شبکه اینستاگرام، گسترده‌تر از قبل هم شده – نیست، اما باید این مساله آسیب‌شناسی شده و آگاهانه صورت پذیرد. 

Artificial Life

در پایان لازم است به این نکته اشاره شود آنچه ذیل این بخش بیان شد، خود می‌تواند به نوعی منجر به تهدید حریم خصوصی – که در بخش پیشین مورد بررسی قرار گرفت – نیز بشود.

 

- شبکه‌های اجتماعی: مینیمالیسم بی حد و حصر!

یکی از فرصت‌ها و تهدیدهای شبکه‌های اجتماعی، "مینیمال‌نویسی" یا به عبارت گسترده‌تر "کوتاه‌گویی" است.

فرصتی که شبکه های اجتماعی برای مینیمال نویسی فراهم می‌آوردند، بسیار مغتنم است، اما در این میان، یادمان نرود مفاهیم عمیق و غیر مینیمالی را که اینجا، تنها در دو سه خط خلاصه می‌شوند؛ ایده‌هایی که در حقیقت نطفه‌های یک کتاب چند ده صفحه‌ای بوده‌اند، ولی یک ماهه سقط شده‌اند، که اگر این طور نمی‌شد شاید روزی جوانان بالغی بودند و سازنده بخشی از فرهنگ سرزمینمان. یادمان نرود متون طولانی و عمیقی را که اینجا گشتند و گشتند، ولی آخر سر مخاطبی نیافتند و خوانده نشدند، به جرم اینکه "کسی در شبکه‌های اجتماعی حال خواندن متون طولانی و عمیق را ندارد!"؛

یادمان نرود که "شاید گاهی باید مینیمال ننوشت، شاید گاهی باید مینیمال نخواند  ... شاید، گاهی باید مینیمال نبود!"

minimalism

به نظر می‌رسد ادامه روند وبلاگ‌نویسی در کنار شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند تا حد زیادی این مشکل را رفع کند.

 

- شبکه‌های اجتماعی: خشونت علیه مردان!

بیایید کمی وارد مسایل جزئی‌تر شویم: یکی دیگر از آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی این است که مثلا  از "20 عضو برتر گوگل-پلاس"، 17 نفرش خانم‌ها هستند! توضیح بیشتری هم نیاز هست!؟

البته ریشه این آسیب، از جامعه نشات می‌گیرد، اما با احتساب اینکه غالب اعضای شبکه‌های اجتماعی را قشر تحصیل‌کرده تشکیل می‌دهند، آیا نباید این جامعه بر اساس خرد و اندیشه بیشتری شکل می‌گرفت!؟ در حالی‌که به نظر می‌رسد اوضاع آن، حتی از جامعه بیرونی هم بدتر باشد!

بسیاری از شوخی‌های تصویری که این روزها و از تعامل متفاوت نسبت به پست‌های یکسان دو جنس مخالف طراحی شده و دست به دست می‌شوند (مثل عکس زیر)، متاسفانه از یک واقعیت بیرونی سرچشمه گرفته‌اند که هر کس چند روز در این شبکه‌ها سر کرده باشد، آن را حس کرده است.

fe-ma

البته لازم است به این نکته نیز اشاره شود که این آسیب، متوجه هر دو جنس است به طور کلی فضای سالم برای تبادل اندیشه را هدف قرار داده است. همچنین (احتمالا) هر دو نیز در شکل‌گیری آن به یک میزان مقصرند. با توجه به واقعیات عینی به نظر می‌رسد که در فضای مجازی، این موضوع خیلی هم ربطی به میزان پایبندی به تشرع نداشته باشد! شاید هم این به دلیل اقتضای طبیعت خدادادی است و همه ما به صورت ناخودآگاه، کمی به سویش کشیده شویم، هر چند این کشش در برخی قوی‌تر به نظر می‌رسد! ;)

 

و در پایان: همان‌طور که در آغاز نیز بیان شد، این نوشتار تنها مقدمه‌ای است بر بحثی مهم و طولانی‌تر. ان‌شاءالله در آینده نیز موارد دیگری که به ذهنم برسد، در یک پست جداگانه و یا به صورت تکمیلی ذیل همین پست، اضافه خواهم کرد. همچنین موضوع مهمی که در نظر دارم تا حتما بدان بپردازم، بحث "آسیب‌شناسی مدیریت فضای مجازی" است. خواهشمندم شما نیز نظرات و انتقادات خود را برای پر بارتر شدن این بحث، ذیل این پست یا در شبکه‌های اجتماعی و یا از طریق ایمیل، ارسال نمایید.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی