مشق آزادگی

مشق آزاد من از زندگی ...

 

 

مشق آزادگی

خوش آمدید
------
The blog of Me: A Nosy, Liberal-Fundamentalist, ICT-Lover Creature from Iran
------
** توجه: **
- اگر شله قلمکار بودن این وبلاگ اذیتتان می‌کند، از دسته‌بندی‌هایی که کمی پایین‌تر آمده کمک بگیرید!
- برای اینکه بیشتر درباره وبلاگ و من بدانید، می‌توانید به پیوندهای قرارگرفته در بالای وبلاگ (زیر عنوان) مراجعه کنید.
- این وبلاگ بر روی سرویس بلاگ بیان و با آدرس rahmanpour.ir در دسترس است. متاسفانه بدلیل عملکرد نادرست سامانه بیان، لینک‌های قبلی که با آدرس اولیه rahmanpour.blog.ir بودند، بر روی آدرس جدید فوروارد نشده‌اند. اگر لینکی باز نشد لطفا بخش .blog را از آدرس آن حذف کنید تا باز شود.
- استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع و درج پیوند (لینک) به آن بلامانع است.

------
سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید ...
تبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست!
(حضرت حافظ)

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کسب و کار» ثبت شده است

ابتدای آبان‌ماه امسال این فرصت را پیدا کردم تا در نشست ICANN (که این دوره در شهر ابوظبی برگزار می‌شد) به عنوان یکی از اعضای گروه NextGenners شرکت کنم. سفری که هشت روز طول کشید و تجربیات مختلفش بیشتر از چیزی بود که قبل از رفتن تصور می‌کردم. طی سفر تلاش کردم برخی نکاتی که می‌دیدم و به ذهنم می‌رسید را در غالب پست یا Story در اینستاگرام بگذارم. برخی نوت‌های کوتاه هم برای خودم برداشتم تا بعدا بتوانم در فرصت بهتری درباره‌شان بنویسم. از آنجایی‌که بنا بر تجربه هیچ‌گاه زمان ایده‌آل برای جمع‌کردن این مطالب و نوت‌ها پیش نخواهد آمد(!) تصمیم گرفتم در اولین فرصت مطالب مربوط به سفر را بصورت فریم‌وار و در بخش‌های مربوط به رویداد ICANN60، حواشی رویداد و شهر ابوظبی بصورت یک مطلب در وبلاگ قرار دهم. منظور از فریم‌گونه بودن مطلب هم این است که بدلیل حجم زیاد و فرصت کم، بر روی نگارش داستانی و اتصال تکه نوشته‌های مختلف به هم کار نشده و مطالب مختلف صرفا به صورت قطعات پازل کنار هم آمده‌اند، که البته شاید جذاب‌تر هم باشد.

در این مطلب هم سعی کرده‌ام اصل حاشیه‌نگاری را که قبلا اینجا توضیح داده بودم رعایت کنم. هر چند باز هم بنا بر تعجیل، شاید نگارش و ویرایش آن چنگی به دل نزند (از جمله ترکیب لحن نوشتاری و گفتاری و ...).

همچنین لطفا توجه کنید که برخی تصاویر که مربوط به استوری‌های اینستاگرامم هستند، خودشان حاوی متن مربوطه هم می‌باشند و از این رو قبل یا بعدشان توضیحی نیامده است. هر چند می‌دانم برای جستجوپذیری مطلب بهتر بود متن بصورت جداگانه می‌آمد.


آیکن ۶۰ ابوظبی

اول از همه معرفی ICANN (آیکن) برای افرادی که شاید با آن آشنا نباشند: آیکن (حروف ابتدای عبارت Internet Corporation for Assigned Names and Numbers) یک سازمان غیرانتفاعی و یکی از مجموعه‌های اصلی در عرصه مدیریت اینترنت است. وظیفه اصلی آیکن مدیریت و نظارت بر تخصیص دامنه‌ها و آدرس‌های اینترنتی است. برای آشنایی بیشتر می‌توانید به صفحه ویکی‌پدیای آیکن یا آیکن‌ویکی مراجعه کنید.

(برای مشاهده بقیه متن و عکس‌ها به ادامه مطلب بروید)

  • علی

شیرینی کارت پایان‌خدمتم به داداشا تبدیل به قصه غم‌انگیز و البته آموزنده‌ای شد!
وقتی اتفاقی و بعد از مدت‌ها سه‌تایی بیرون بودیم و از قضا یه آبمیوه‌ای داغون وسط مسیر‌مون بود، با یه تعارف که «اصن من جای شیرینی #پایان_خدمت حساب میکنم»؛ از خداخواسته (و احتمالا با استدلال مو از خرس غنیمته) راضی شدن! و این‌طوری #ناهار/#شامخانوادگی #رستوران #نایب به سه عدد از ضایع‌ترین انواع #آب‌هویج #بستنی تبدیل شد!

آب هویج بستنی

- طبیعیه که بعدش به خودشون بیان و بخوان انکار کنن، اما دیگه کار از کار گذشته ... و من هم برای اینکه این درس همیشه تو خانواده ما نهادینه بشه به هیچ وجه تسلیم نشده و نخواهم شد! :)
- درس زندگی‌ش(!) اینکه: برای رسیدن به چیزایی که میخوایم، باید صبور بود، زود راضی نشد و نذاشت آب‌هویج‌بستنی‌های توی مسیر، راهزن کباب‌های نایبمون بشن :) (و حتی نباید گذاشت حسرتی به دلمون بذارن)! هر چند گاهی واقعا سخته ... .
- و طبیعتا باید تو هر زمینه‌ای یه سری حد و حدود تعیین کرد، به پایین‌‌ترشون راضی نشد و وقتی اون حدها هم تا اندازه مناسبی برآورده شدن ازشون لذت برد و دچار کمال‌طلبی منفی هم نشد.
- البته خوب این واقعیت هم هست که اگر من ناهار بده بودم، تا حالا داده بودم! انکار نمیکنم که این کارشون که نقد رو چسبیدن در این کیس خاص اون‌قدرم دور از #تدبیر نبود! :) ولی خوب مهم #درس آموزنده‌ایه که ازش درآوردیم :)
- یکی نیست بگه آخه #اینستاگرام جای چهار پاراگراف #قصه نوشتنه!؟ :-/

لینک اینستا:
  • علی

امتحان #فیزیک ۲ وسط شلوغیای ۸۸ بود، و من که اون بهار کلاس‌ها رو هم درست نمیرفتم طبیعتا افتادم! رفتم اتاقش و گفتم شرایطم جوری بود که نشد خیلی درس بخونم، و اگه میشه اون نیم (یا یک) نمره رو بهم بدید تا پاس شم.
خیلی آروم برگشت گفت «اشکالی نداره، خیلیا سال پیش شرایطشون طوری بود که نتونستن کنکور قبول شن و جایی که تو الان هستی باشن! ترم دیگه بردار و تلاش کن جبران کنی». فکر کنم دیگه نشد چیزی بگم. تشکر کردم، اومدم بیرون. واقعا منطقی بود حرفش. و هنوزم که هنوزه، بعضا وقتی بدلیل اشتباه، یا شرایط، برای خودم یا بقیه حالتی پیش بیاد که نشه به هدف رسید، این خاطره رو میگم.
خلاصه یکی از مهمترین درس‌های زندگی‌م رو از دکتر #هایک_قولتوقچیان یاد گرفتم؛ اولین قدم برای درست کردن اوضاع اینه که بجای غر زدن یا بهانه آوردن، شرایط/اشتباهات رو پذیرفت، و تلاش کرد تا حد ممکن جبران کرد.

پانوشت:
- جبران فیزیک۲ کار خیلی سختی نبود، ترم بعد خیلی خوب خوندمش، طوری که مغناطیس (درس مرتبط و سخت بعدی‌ش رو) نخونده نمره نسبتا خوبی گرفتم! و تقریبا تونستم دوباره طبق برنامه قبلی‌م برم جلو، البته این‌بار با حواس جمع‌تر و نسبتا درس‌خون‌تر!
- دکتر قولتوقچیان کلا آدم جالبی بودن. یه استاد ارمنی که از نهج‌البلاغه و رهبری نقل قول میاوردن و علیه‌ش (به عنوان استاد حزب‌اللهی علم و صنعت!) کلیپ و ... تو یوتیوب بود! ایشالا مشکلات جسمی‌شون بهتر شده باشه و خوب باشن.
- سال اول دانشگاه (در ادامه دبیرستان، ولی بصورت بسیار افراطی‌تر) سرم غالبا تو تشکل‌ها، مجلات، کتب و سایت‌های سیاسی و اجتماعی بود! بعدش یکم به اعتدال رسیدم. 🙈😂 تجربه خوبی بود.
  • علی

اگه یادمون بمونه که تو دنیا رو هیچ‌کی و هیچ‌چی نباید خیلی حساب باز کرد، بیشتر مشکلات و غصه‌هامون حل میشه.

البته این خوبیشه. ولی یه بدی هم داره و اون اینکه ممکنه آدم دیگه با هیچی خوشحال هم نشه! :)

باید منیجش کرد و ارزش‌های جایگزین و واقعی پیدا کرد واسه مسیر ... .

  • علی

#جیتکس بزرگترین رویداد #ICT منطقه است. و خوشحالیم که همکاران ما هم (@linkap_official) به انتخاب داوران #الکامپ۹۶ در #GITEX2017 پذیرای شما هستند.
⛳️ سالن #Future_Stars، غرفه ST-7.
📅 ۱۶- ۲۰ مهر ۹۶ (۸-۱۲ اکتبر)

لینکپ در جیتکس

پانوشت:
- بنظر جیتکس برای ما ایرانی‌ها این‌جوریه که میریم اونجا، با هم جلسه میذاریم و توافق میکنیم؛ و دوباره با هم برمیگردیم ایران! :) یجورایی دورهمی خودمونه. و رو این حساب شمام اگه اونجایید به بخش ایران سر بزنید، احتمالا بعدا بیشتر از بقیه بدردتون بخوره!
- گزارش کامل‌تر رو از وبلاگ لینکپ بخونید.

لینک اینستا:
  • علی

«‏یه کیف 300 دلاری نخر که هیچی توش نذاری؛
یه کیف 10 دلاری بخر، که توش 290 دلار پول داشته باشی!»
این توئیت (که منبع اصلی‌ش رو هم نمی‌دونم) یکی از قشنگ‌ترین و خلاصه‌ترین نکاتی بود که در حوزه مدیریت مالی خوندم. و واقعا غالب قشر متوسط توش می‌لنگیم ... . ولی یکم اعتماد به نفس بیشتر و آینده‌نگری می‌تونه حلش کنه. و البته پیدا کردن درک عمیق‌تر از انواع اموال سرمایه‌ای، مصرفی، و طیف بین این دو.
پانوشت: و در حاشیه این مطلب، عکس‌نوشته زیر رو هم بیارم.
زاکربرگ و بیل گیتس
  • علی

اگه فکر میکنیم داریم به سمت هدفمون میریم، اینکه کت‌شلوار بپوشیم و جلوی ۳۰۰ تا #مدیر و#کارشناس صحبت کنیم، یا کف اتاق رو تی بکشیم نباید خیلی فرق داشته باشه! ؛-)
و دقیقا اینجای کاره که یه مرز درست میکنه، مرزی که یه سری ترجیح میدن اون‌طرفش بمونن تا دستاشون کثیف نشه ... .

نیمه دیگر کارآفرینی

پانوشت:
برای اینکه سایر دوستان و همکاران نیان فحش بدن، باید اعتراف کنم که بخاطر وجود نیروهای زحمتکش #خدماتی، طبیعتا این یه مدل کار کمتر قسمتمون میشه! ولی خب غرض از گذاشتن #عکس (در کنار #ریاکاری و کوزت‌بازی!) ذکر نکته‌ای بود که در کشپن گفته شد؛ و اینکه بالاخره این مدل عکسم تو آلبومم باشه :)

لینک اینستا:
  • علی
۱- Try not to become a man of #success, but rather to become a man of #value. #Albert_Einstein
موفقیت انیشتین

۲- یادگیری‌هایی که حین #کار بدست میاد، چه #کسب‌و‌کاری، چه فنی، چه در تعاملات و ...، ته‌نشین میشه تو وجودت و انگار اصلا میشه بخشی ازت. ممکنه قبلش همون‌ها رو تو ده تا #کتاب خونده باشی، یا از ده نفر شنیده باشی، ولی تازه الان متوجه میشی که عمیقا فهمیدی‌شون. و تو #زندگی هم همینه ... .
پانوشت:
- انتقال تجربه (کتاب، نقل‌قول و ...) خیلی هم خوبه، چون کمک میکنه شاخک‌های آدم تیزتر بشه و سریع‌تر نکات رو تو زندگی و کار بگیره، ولی این‌طور نیست که مثل یه قرص همه چیز رو منتقل کنه (تکراریه اینا😉)
- این بردهای توسعه هم بنظرم برای تیم ما تجربیات خیلی خوبی داشت. دوس داشتم عکس دسته‌جمعی‌شون تو اینستام باشه 😁
برد توسعه تجربه

۳- مشکل از اونجایی شروع میشه که فکر میکنیم میتونیم همه چیز رو تو زندگی «مدیریت» میکنیم. در حالیکه خیلی جاها تو زندگی و وسط #نقشه_های_خدا، وظیفه ما فقط اینه که «سعی کنیم کار درست رو تشخیص و انجام بدیم»، همین!
پانوشت: عکس بیربط و صرفا نمودی از #نارسیسیم نگارنده است!
#صرفا_جهت_خاطره_نگاری_و_درج_ایام_در_اینستا #الحمدلله #توکل #زندگی #بزرگتر_شدن
سلفی در آسانسور شخصی

  • ۰ نظر
  • ۱۰ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۳۱
  • علی

بیشترمون تصوری درباره فرآیند نصب #آنتن‌های رادیویی روی دکل‌ها و سختی‌های این کار در سرما و گرما نداریم. خسته نباشید ویژه به همه همکاران #دکل کارمون که در حوزه #ارتباطات و #مخابرات بدون تلاش اون‌ها کار همه‌مون خوابیده. 

دکل مخابراتی

پانوشت:

۱- فکر میکردم دیگه ترس از ارتفاع ندارم، ولی این دفعه از همین پایین که نوک این #دکل رو میدیدم استرس میگرفتم! شاید دکلش زیادی بلند بود! :)

۲- دکل بالای پشت‌بومه، و اینجایی که عکس گرفتم در حقیقت پایین دکله. بدیهیه با توجه به پانوشت-۱ من بالا نرفتم!

https://www.instagram.com/p/BWgC4mFhF33

  • علی

این روزها مطلب خیلی خوبی در تلگرام دست‌به‌دست میشه که به نوعی تکرار همان عبارات معروف است که «خودت را با کسی مقایسه نکن» و «در زندگی مهمترین رقیبت خودت هستی و باید با خودت رقابت کنی، نه با دیگران». این مطلب را که در بحبوحه رقابت‌های انتخابات و شلوغ‌کاری‌هایش پخش می‌شد (با کمی دخل و تصرف) در ادامه آورده‌ام:


«یکی تو بیست و سه سالگی ازدواج می‌کنه و بعد از چهار-پنج سال زندگی ناموفق مجبور به متارکه می‌شه، اون یکی بیست و نه سالگی ازدواج می‌کنه و سال‌ها زندگی موفقی در کنار همسرش داره. یکی بیست و پنج سالگی فارغ التحصیل می‌شه ولی پنج سال بعدش کار پیدا می‌کنه، اون یکی بیست و نه سالگی مدرکش رو می‌گیره و بلافاصله کار مورد علاقه‌اش رو پیدا می‌کنه. یکی سی سالگی رئیس شرکت می‌شه و با شکست، در چهل سالگی فوت می‌کنه، اون یکی چهل و پنج سالگی رئیس شرکت می‌شه و تا هفتاد سالگی با موفقیت اون رو مدیریت می‌کنه. تو نه از بقیه جلوتری نه عقب تر. تو توی زمان خودت زندگی می‌کنی؛ پس آروم باش، از زندگی لذت ببر و خودت را با دیگری مقایسه نکن!»


پانوشت: دلیل دخل‌و‌تصرف دیدگاه‌هایی بود که به نظرم درباره موفقیت به نادرستی بیان شده بود، مثلا موفقیت در ازدواج احتمالا بیش از آن‌که به سن بچه‌آوردن مربوط باشد، واقعا به «موفقیت در خود ازدواج» مربوط است. برای خواندن مطلب اصلی کافیه جستجوی «یکی تو بیست و سه سالگی ازدواج می‌کنه» را در گوگل ببینید.

  • ۰ نظر
  • ۳۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۱:۴۸
  • علی

گیم Monument Valley فراتر از یه بازیه. یه تمرینه برای اینکه ببینی چطور بعضی وقت‌ها با تغییر زاویه نگاهت به مساله، راه‌حلش رو پیدا میکنی و غیرممکن، ممکن میشه! و این در بازی به شکل بسیار هنرمندانه‌ای رخ میده و آدم رو سر ذوق میاره، بویژه اگر کرم معماری هم داشته  باشید :)

monument-valley

«پانوشت‌های پراکنده!»
- تو زندکی هم خوبه گاهی از فضای امنی که با چارچوب‌های فکری، سیاسی، حرفه‌ای و ... برای خودمون ساختیم بیرون بیایم و از یه زاویه جدید (و با همون قوتی که بقیه رو قضاوت میکنیم) خودمون رو نقد کنیم.
- شیفت چند سال اخیر بازی‌های کامپیوتری و شیوع گیم‌های با گرافیک ساده اما با ایده‌های ناب هم نکته قابل توجهیه.
- و نهایتا با تشکر از فرانک آندروود و مجموعه زیبای House of Cards بابت معرفی گیم مانومنت ولی!
  • ۰ نظر
  • ۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۳۶
  • علی

- اثر عمل قوی‌تر از اندیشه است؛ و اصولا بعد یه مدت کم‌کم اندیشه‌ات هم میشه همون کاری که میکنی.
- هرچقدر یادآوری مداوم اینکه چی درسته لازمه، در مقابل انگیزش‌های دفعی بیشتر دل‌خوش‌کنکن. سالی یه بار شرکت تو یه مجلس روضه (مذهبی)، یا یه همایش و تماشای مستند راز (کسب‌و‌کاری)، میتونه نقطه عطف خوبی برای شروع و تغییر باشه، ولی معجزه نمیکنه.
- «کلُّ نفسٍ بما کسبت رهینهٌ» میگه انسان در گرو چیزیه که انجام داده (و طبیعتا نه چیزی که فکر میکرده/ایمان داشته درسته). باید حواسمون باشه برداشت ناصحیح از نقل‌قول‌های امیدبخش گولمون نزنه!
- به عقب که نگاه میکنم پشیمونی‌‌ام فقط از چیزهاییه که میدونستم درستن و عمل نکردم، حالا یا به‌دلیل کشش هوای نفس، تنبلی و ...، یا همرنگ جامعه شدن و ... .

action-thought

https://www.instagram.com/p/BTLMhSnF1w-


پانوشت: عکس گوشه‌ای از قبرستان بقیع است، بهمن ۹۲.

  • ۰ نظر
  • ۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۷:۴۹
  • علی

- برخی ویژگی‌های کسب‌و‌کارهای حوزه IT (یا بطور صحیح‌تر ICT یا همان فناوری اطلاعات و ارتباطات –فاوای- خودمان!) برای افراد خارج از صنعت کاملا گیج‌کننده و گمراه‌کننده است. مثلا ممکن است همه اعداد و ارقام و جلوه بیرونی یک مجموعه مثبت باشد، اما شرکت در مسیر سقوط گام بردارد. یا برعکس، در حالی‌که همه چیز ناامیدکننده است یک موفقیت باورنکردنی در انتظار باشد. برای هر کدام از این‌ها هم می‌شود مثال‌های متنوع و متعددی آورد، چه از کشور خودمان و چه بطور خاص از کمپانی‌های سطح یک دنیا در چند دهه اخیر سیلیکون‌ولی.

- مهمترین ویژگی مشترک کسب‌و‌‌کارهای حوزه IT ناپایداری آن‌هاست که از سرعت بالای تغییرات این عرصه ناشی می‌شود. ناپایداری‌ای که حالا و با افزایش ضریب نفوذ اینترنت، کم‌کم در حال ورود به سایر کسب‌و‌کارها هم هست. و این یعنی چالش‌هایی که تا حالا فقط پایه‌گذاران کسب‌و‌کارهای حوزه IT با آن مواجه بودند، حالا سایر کسب‌و‌کارها را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد. (من چند وقت پیش حسابم را به یک بانک دیگر منتقل کردم و تنها دلیلم هم برای این کار اپلیکیشن بهتر بانک جدیدم بود! احتمالا شما هم چنین تجربیاتی دارید.)

- تصمیم‌گرفتن و مسئولیت ناشی از آن همیشه یکی از سخت‌ترین کارهای هر کارآفرین و مدیر کسب‌و‌کاری بوده (اگر نگوییم سخت‌ترین). با توجه به آنچه گفته شد، برای کارآفرینان و مدیران کسب‌و‌کارهای حوزه IT به دلیل سرعت بالای تغییرات و ناپایداری اکوسیستم این کار به مراتب سخت‌تر است. حالا بنظر می‌رسد سایر کسب‌و‌کارها هم باید برای این سختی مضاعف آماده شوند.

- در روش نوپای ناب (این مطلب وبلاگ را درباره نوپای ناب اریک ریز بخوانید) یاد می‌گیریم که چگونه وقتی فهمیدیم راهبردی درست کار نمی‌کند و اصلاح‌های جزئی هم کارساز نیست، چرخش (Pivot، پیوت) کنیم و راهبرد جدیدی را بیازماییم. اما حالا بنظر می‌رسد هم ما و هم کسب‌و‌کارهای سنتی باید شیوه جدیدی را یاد بگیریم: اینکه چطور تنها با رصد شرایط و پیش‌بینی وضعیت آینده، برای چرخش و Pivot آماده شویم!

- اگرچه ممکن است برخی این دگرگونی‌ها را با نگرانی دنبال کنند، اما به هر حال این تغییرات بخشی از طبیعت خواهد بود و اتفاقا همین‌جا و روی مرز همین تغییرات است که نسل تازه خدمات (و کارآفرین‌ها) متولد می‌شوند و اتفاقات بزرگ می‌افتد. در این بین نکته مهم این است که از «شکست» نترسیم و نگذاریم ترس از شکست جرات هرگونه حرکت و تغییر را از ما بگیرد. باید شکست را به عنوان بخشی طبیعی از فرآیند کسب‌و‌کار بپذیریم و شیوه عبور از آن را تمرین کنیم.


پانوشت: تصویر زیر مربوط به شعری از باب دیلن (برنده نوبل ادبیات امسال و از قضا از بت‌های جابز!) هست؛ و البته به احتمال قریب به یقین در زمان سرایش هیچ ربطی به اینترنت و فاوا نداشته، ولی بطور عجیبی با وضع کنونی این حوزه و تاثیر آن بر سایر بخش‌ها صدق می‌کند.

خداحافظ عصر اطمینان و خاطرجمعی؛ سلام عصر دگرگونی‌های دیجیتال (Digital Transformation)!

 


در اینستا: https://www.instagram.com/p/BR1PBFGFZAR

در لینکدین: https://www.linkedin.com/pulse/digital-transformation-age-pivot-before-you-forced-ali-rahmanpour

  • ۰ نظر
  • ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۵۷
  • علی

#Failure is a little #scary, I agree, but doing nothing feared of failure is far more terrible and will ruin your #life!

https://www.instagram.com/p/BONteibg7Mr/

  • علی

اگر در حوزه‌های نوآورانه کار می‌کنید، استفاده از تازه-فارغ‌التحصیلان علاقه‌مند (و حتی دانشجویان کارآموز جدی) می‌تواند راهبردی مناسب جهت تامین نیروی انسانی مورد نیازتان باشد؛ فعالیت در چنین حوزه‌هایی بیش از هر چیز نیازمند یادگیری مداوم است و شما می‌توانید با کمی تلاش، تازه-فارغ‌التحصیلان را برای پذیرش این فرآیند آماده کنید، اما برای تغییر افرادی که در یک اکوسیستم نامساعد پرورش یافته‌اند (یا به تعبیری «تجربه منفی» دارند) کار سختی پیش رو خواهید داشت.

فارغ‌التحصیلان


آدرس این مطلب در لینکدینم: https://www.linkedin.com/nhome/updates?activity=6204991216682131456

  • علی

بسم الله ...

گام جدیدی که در ادامه قدم‌های قبلی مسیر حرفه‌ای‌مون برداشتیم، راه‌اندازی لینکپ (Linkap) هستش؛ و مثل همیشه محتاج دعای خیرتونیم ... .

لینکپ را در اینستاگرام و تلگرام می‌تونید با این آی.دی دنبال کنید: @linkap_official

وبسایت: http://linkap.ir 

همچنین اگر به حوزه‌ی فعالیت لینکپ علاقه‌مندید، مطالب وبلاگش رو هم (که من و سایر دوستان می‌نویسیم) از دست ندید (اون مطالب رو در این وبلاگ قرار نمی‌دم).

لینکپ

#linkap #to_link_everything #iot #intenet_of_things #internetofthings #smartcity #platform #network #iotflexiblenetwork #اینترنت_چیزها #اینترنت_اشیا #اینترنت_اشیاء #شبکه #پلتفرم #linkap_laboratory #لابراتوار_لینکپ #هوشمند #هوشمندسازی #smartness #makingsmart #4th_industrial_revolution


https://www.instagram.com/p/BMGhCGhgwy8

----------

توضیحاتی درباره برخی فعالیت‌هامون در حوزه #هوشمندسازی و #اینترنت_اشیاء (یا به عبارت صحیح‌تر، #اینترنت_چیزها) که در گفتگو با مرکز تسهیل‌گری و #techtalks بیان شده رو هم میتونید از لینک زیر ببینید و بخونید:

http://www.ictstartups.ir/fa/content/23540 

خیلی جامع و کامل نیست، ولی اگر به این حوزه‌ها علاقمند باشید احتمالا دیدنش خالی از لطف هم نباشه.

#تاراکسا #لینکپ #taraxa #linkap #IoT #internetofthings

اینترنت اشیا


https://www.instagram.com/p/BMUZKwZgqSX

  • علی

(https://www.instagram.com/p/BMD2-9ZAnz0)

از مجتبی - که این روزها سخت در تلاشه تا کسب‌و‌کار نوپای خودش رو توسعه بده - اجازه خواستم تا از ترکیب جالب میزکارش عکس بگیرم و بذارم اینستا؛ اون هم در حالیکه میخندید گفت «بگیر ... تو ایدئولوژی بالایی؛ ... دومی هم یک کارآفرین موفق» این نمایی از یک نسل پرامید در کشوره که خیلی‌ها مثل نایاک دوست ندارن ببینن و میخوان تغییرش بدن؛ برخی دیگه هم احتمالا ناخواسته و با نیت‌های خوب، به جای حل و اصلاح بعضی مشکلات، تیشه به ریشه‌اش میزنن.

... اما این بچه‌ها وجود دارن و ان شاء الله نه فقط آینده ایران، که دنیا رو تغییر خواهند داد. 

«باید خودمان به خودمان تلقین کنیم که ما مستقلیم و ما باید مستقل باشیم. و ما نباید دستمان را به دیگری دراز کنیم برای اموری که کشورمان محتاج است. ارزش کار شما امروز ارزش یک امری است که نمی‏شود مقایسه‌‏اش کرد با زمان‌های سابق.» (امام خمینی، 1361)

بعدنوشت: به امید روزی که عکس قهرمانان و خالقان کسب‌و‌کار هموطن روی میز کار جوان‌ها باشه؛ قهرمانانی که البته الان هم فکر می‌کنم وجود دارن، اما متاسفانه ناشناخته‌ان.

  • علی

۱- (لینک اینستا: https://www.instagram.com/p/BLx7o7pg_Hc)
نمیدونم چرا تو مدرسه‌ها (و البته بعد بصورت تخصصی‌تر در دانشگاه) سعی کردن بهمون اسم رشته‌کوه‌های دنیا، سلسله‌های پادشاهی و ... رو با جزئیات و سال به سال یاد بدن، اما هیچ درسی درباره مهارت‌های ارتباطی و همسو کردن منافع نبود، درباره مسایل اولیه حقوقی چیزی بهمون یاد ندادن، بهمون نگفتن چرخ‌های تجارت چطور کار میکنه و میچرخه، نگفتن روش‌های مدیریت پروژه و کار چجوریه و ... . اکثر ما احتمالا هیچ‌وقت به رشته کوه‌های راکی نخواهیم رفت، و شاید دومین شاه سلسله ساسانی فقط در بیست سوالی بدردمون بخوره، اما قطعا هر نقشی در زندگی شخصی و حرفه‌ای داشته باشیم، با این مهارت‌ها سر و کار داریم. کمک کنیم نسل بعد مهارت‌هایی که واقعا بهش نیاز دارن رو به وقتش یاد بگیرن، و البته خودمون هم در هر فرصتی تونستیم یاد بگیریم.

تصویر از اولین جلسه کارگاه مذاکره 20ta30 در IT Cafe که از لحاظ یادگیری و fun همزمان و ترکیب تئوری و عملی یکی از تجربه‌های خوبم بود. (عکس از @_itcafe_)


۲- تست MBTI (ام.بی.تی.آی) بر خلاف برخی تست‌های زرد که این روزها رواج یافته، یک تست علمی در روانشناسی است که انجامش برای خودشناسی بیشتر از سوی اهل علم هم توصیه میشه.

از طرفی خیلی از تفاوت‌ها/اختلافات ما با همدیگه در حقیقت بدلیل ویژگی‌های شخصیتی متفاوته که درک و پذیرش این مساله میتونه در ایجاد تعاملات بهتر هم کاملا موثر باشه.

ممنون از @mimnajafi و تیم 20ta30 که آخر سر با شرطی که گذاشتن مجبورمون کردن تا تنبلی رو کنار بذاریم و این تست ۳۰ دقیقه‌ای رو انجام بدیم! :)

اگر شما هم هنوز این کار رو نکردید، حتما انجامش بدید. در پاسخ‌ها سعی کنید واقعیات -و نه ایده‌آل‌هاتون- رو انتخاب و توجه کنید که به هیچ وجه بحث صحیح یا غلط در اینجا مطرح نیست. یک اقدام جالب بعد از تست هم احتمالا میتونه این باشه که لیست مشاهیر با تیپ شخصیتی مشابهتون رو مرور کنید.

پانوشت: طبیعتا انجام تست اینچنینی امکان خطا هم دارد و در بهترین حالت، باز هم نتایج نسبی است. بطور خاص حداقل در مورد برخی جنبه‌های نتایج بدست‌آمده خودم (ENTJ) این نسبیت رو به‌وضوح درک می‌کنم :) بهتره تستی بدید که عدد مربوط به هر یک از جنبه‌ها رو هم بده تا بتونید بهتر سبک-‌سنگین کنید.


  • علی

چند وقتی است که جریان استارتاپ‌ها (یا مجموعه‌های نونهاد) در ایران نگاه و توجه بخش‌های مختلف را به خود جلب کرده؛ اما شاید اوج این مساله را بتوان انتشار مقالات اخیر روزنامه کیهان دانست؛ و سپس مطالبی که در پاسخ به آن مقالات منتشر شدند.

از آنجا که به نظر بنده و بسیاری دیگر رویکرد غالب این مقالات و پاسخ‌ها سیاسی بود و سیاست‌بازی یکی از مهمترین آفت‌های فضای کسب‌و‌کار است، ترجیح می‌دهم حتی لینک آن مطالب را هم اینجا نیاورم. (در صورتی که هنوز این مقالات را نخوانده‌اید و تمایل دارید بیشتر بدانید، می‌توانید کلیدواژه‌های ذکر شده را در گوگل جستجو کنید.)

اما این جریان بهانه‌ای شد که برخی بیایند و سعی کنند با نگاهی آسیب‌شناسانه وضعیت استارتاپ‌ها و مجموعه‌های نونهاد کارآفرینی را در کشور بررسی کنند.

به نظر یکی از مطالب خوبی که در این راستا منتشر شد، این مقاله از فارس است. از آنجا که این مساله مدت‌ها دغدغه شخصی من نیز بوده، هنگام اشتراک این مقاله در ایران‌تلکام، مطلب زیر را نیز - با کمی تغییر - به عنوان پیش‌درآمدی خلاصه و تیتروار، نوشتم که در اینجا نیز به اشتراک می‌گذارم. البته همان‌طور که اشاره شد، مطلب زیر بیشتر از دیدگاه انتقادی بیان شده و به بیان وجوه مثبت ماجرا که از نگاه بنده غالب است نمی‌پردازد. (خوشحال می‌شوم اگر شما هم نظراتتان را به صورت عمومی یا خصوصی بفرمایید و برای بنده نیز ارسال کنید.)

StartUp

- لزوم نوآوری در خلق ایده یا بومی‌سازی مناسب ایده: متاسفانه اخیرا جریانی در کشور به راه افتاده که صرفا با هدف درآمدزایی، کپی نعل به نعل کارهای مطرح جهانی را بدون بومی‌سازی و انطباق با نیازهای مشتری داخلی به اسم استارتاپ ترویج می‌کند؛ گروه‌هایی همچون راکت اینترنت و ... هم از مجموعه‌هایی هستند که نقش بسزایی در تقویت این جریان داشته‌اند (البته در کنار تاثیرات مثبتی که احتمالا در کارآفرینی و ... داشته‌اند) و این در حالی است که به اعتقاد بسیاری مهمترین مساله در راه‌اندازی یک استارتاپ ایده پشت آن است.

- رویاپردازی غیرواقع‌بینانه: از دیگر مشکلات جریان استارتاپ‌ها در ایران می‌توان به تبلیغ رویای موفقیت بدون تلاش اشاره کرد که با ذات کارآفرینی در تعارض بوده و در بلندمدت نتیجه‌ای جز دلسردکردن علاقه‌مندان نخواهد داشت. نباید فراموش کنیم که استارتاپ نیز یک مدل از کارآفرینی است و کارآفرینی یعنی رنج و تلاش و صبر! اگرچه پیروزی یا شکست استارتاپ‌ها غالبا زودتر از برخی مدل‌های کارآفرینی سنتی مشخص می‌شود، اما متمرکز شدن بر این دوره کوتاه‌مدت شبیه این است که کل موفقیت یک دونده دوی 100 متر را در المپیک به ده ثانیه مسابقه‌اش محدود کنیم! (البته همیشه استثنائاتی هم هست که واقعا بخت یارشان بوده! اما هیچ‌گاه استثناء نتوانسته مبنای تحلیل و نتیجه‌گیری باشد.)

- جای خالی استارتاپ‌هایی در لبه فناوری: با نگاهی به استارتاپ‌های موفق دنیا، به ویژه در کشورهای توسعه‌یافته مشاهده می‌شود که یک دسته مهم از این مجموعه‌های نونهاد، ایده‌های مبتنی بر دانش و فناوری روز هستند که متاسفانه در کشور ما غالبا مهجور واقع شده و برخی (اگر نگوییم غالبِ!) سرمایه‌گذاران صرفا دنبال ایده‌هایی هستند که بر فروش و مبادله مستقیم کالا و خدمات متمرکز بوده و مدل تجاری‌شان زودبازده باشد! این مساله نیز یکی دیگر از چالش‌های مهم پیش رو است.

با وجود چالش‌های فوق، نباید فراموش کنیم که جریان استارتاپی به خوبی توانسته است نقش مثبت خود را در بهبود فضای کارآفرینی و توسعه اثبات کند. حال نیز اگرچه این جریان در داخل کشور با برخی کج‌فهمی‌ها مواجه شده و باید برای برگرداندنش به مسیر اصلی و تبیین آن به عنوان یک مدل از کارآفرینی تلاش کرد، اما نباید با طرح ادعاهای بی‌پایه یا حاشیه‌سازی بی‌مورد  (از بیرون یا درون) به کلیت این جریان که می‌تواند تاثیرات مثبت فراوانی برای کشور داشته باشد (به ویژه در شرایط رکود کنونی) آسیب بزنیم.


پانوشت:

- بحث‌های پایه‌ای شبیه طرح این مساله که "استارتاپ چیست؟" (لینک صفحه مربوطه ویکی‌پدیا)، از حوصله این مطلب خارج است و بنده نیز مطالعات نظری کافی برای پرداختن به آن را ندارم. اما اصولا فکر می‌کنم بهتر است استارتاپ را با مفهوم پروژه مقایسه کرد و نه شرکت. از این رو اگرچه یک استارتاپ (پروژه) موفق می‌تواند منجر به تشکیل یک مجموعه حقوقی و شرکت بر پایه آن شود، اما هر شرکت نونهاد را نمی‌توان و نباید استارتاپ نامید. به نظر کارآفرینی سنتی، مبتنی بر راه‌ندازی شرکت در یک حوزه مشخص و رشد تدریجی آن همچنان، به موازات و در رابطه تنگاتنگ با استارتاپ (پروژه) ادامه می‌یابد و این مساله نشان‌دهنده یک سبک زندگی بوده و خواهد بود.

- مواردی که گفته شد به خوبی روشن می‌کند که چرا برخی تلاش می‌کنند هر پروژه‌ای را استارتاپ بنامند و برخی نیز به رغم تناسب این عنوان با پروژه‌شان، علاقه‌ای به استفاده از آن ندارند!


بعدنوشت:

در همین رابطه، این مطالب خوب را هم بخوانید:  

کارآفرینی به جای امیدواری به شغل دولتی

وقتی تب کاذب استارت‌آپ‌، پایین می آید!

  • علی

به جای تلاش برای اینکه دیگران را با خودتان همراه کنید، سعی کنید با تمام تلاش در راستای اهدافتان کار کنید؛ افرادی که باید همراهتان شوند، خودشان شما را پیدا خواهند کرد ...


جمله بسیار زیبایی که به صورت اتفاقی به چشمم خورد و واقعا به دلم نشست.


  • علی